موضوع : واکاوی مقام «سفارت» در برابر ادعای دروغین «نیابت» در حریم مهدویت

Ę

ثبت دیدگاه در انتهای صفحه

واکاوی مقام «سفارت» در برابر ادعای دروغین «نیابت» در حریم مهدویت

در بازخوانی احادیث و متون بر جای مانده از آل محمد صلوات ‌الله‌ علیهم، حقیقتی ظریف و بنیادین نهفته است: در کلام آن بزرگواران، هرگز برای فرستادگان خویش از واژه «نائب» استفاده نشده و آنان را بدین نام خطاب نکرده‌اند؛ بلکه همواره نامداران این عرصه ـ همچون جناب مسلم بن عقیل (رحمة‌الله‌علیه) و دیگران ـ با القابی چون «سفیر»، «فرستاده» و «باب» معرفی گشته‌اند. درنگ در تاریخ نشان می‌دهد که واژه «نائب»، اصطلاحی ابداعی و مستحدثه از سوی برخی علما و مردم  بوده است که مقارن با آغاز عصر غیبت، بر سر زبان‌ها افتاد و رواج یافت.  مفهوم نهفته در واژه «نائب» بس گران و بلندپایه است؛ نائب یعنی شخصی که در فقدان شخص اصلی، تمام‌قد به جای او می‌نشیند و هستی او را نمایندگی می‌کند. به عبارتی، تمام آثار وضعیِ وجود یک شخص، در نبودِ او، در قامت نائبش متجلی گشته و خلأ حضورش را به تمامی پر می‌سازد؛ مقامی که ادعای آن بس خطیر است و برای این دین پاک ، مثل زلزله ای ویرانگر عمل خواهد کرد .  در زیارت جناب سلمان فارسی ـ که از مقام و منزلتی والا برخوردار است ـ و نیز زیارت سفرای ناحیه مقدسه، بر استفاده از واژگان «باب» و «سفیر» تأکید شده است. شیخ طوسی در «تهذیب» و سید بن طاووس در «مصباح الزائر» از جناب ابوالقاسم حسین بن روح (رحمة‌الله‌علیه)، سفیر سوم امام زمان (صلوات‌الله‌علیه و عجل‌الله‌فرجه)، نقل کرده‌اند که در آداب زیارت ایشان، پس از سلام بر رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله ، حضرت امیرالمؤمنین، خدیجه کبری، حضرت فاطمه زهرا و یکایک امامان  علیهم‌السلام  تا حضرت صاحب‌الزمان  صلوات‌الله‌علیه و عجل الله فرجه، چنین می‌گویی:  «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا فُلانَ بْنَ فُلانٍ [به جاى فلان بن فلان اسم صاحب قبر و پدرش برده می‌شود] أَشْهَدُ أَنَّكَ بَابُ الْمَوْلَىٰ، أَدَّيْتَ عَنْهُ وَأَدَّيْتَ إِلَيْهِ، مَا خَالَفْتَهُ وَلَا خَالَفْتَ عَلَيْهِ، قُمْتَ خاصّاً، وَانْصَرَفْتَ سابِقاً، جِئْتُكَ عارِفاً بِالْحَقِّ الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ، وَأَنَّكَ مَا خُنْتَ فِي التَّأْدِيَةِ وَالسَِّفارَةِ، السَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ بابٍ مَا أَوْسَعَهُ، وَمِنْ سَفِيرٍ مَا آمَنَكَ، وَمِنْ ثِقَةٍ مَا أَمْكَنَكَ، أَشْهَدُ أَنَّ اللّٰهَ اخْتَصَّكَ بِنُورِهِ حَتَّىٰ عَايَنْتَ الشَّخْصَ فَأَدَّيْتَ عَنْهُ وَأَدَّيْتَ إِلَيْهِ…» «گواهی می‌دهم که تو درگاهِ ارتباط با مولا هستی؛ از جانب او پیام‌ها را رساندی و به سوی او امانات را انتقال دادی. نه با ایشان مخالفت ورزیدی و نه بر ضد ایشان اقدامی نمودی. خالصانه و ویژه در خدمت او به پا خاستی و پیشگامانه از این سرای کوچ کردی. به درگاهت آمدم، در حالی که به حقانیتِ راه و جایگاهت آگاهم، و می‌دانم که تو در ادای رسالت و مقام سفارت  هرگز خیانت نورزیدی. سلام بر تو؛ چه درگاهِ گشاده و وسیعی هستی، و چه سفیرِ  امانت‌داری می‌باشی، و چه فردِ مورد اعتمادِ والامقام و استواری هستی…»  چنان‌که پرمشهود است، در این عبارات نورانی، منحصراً از واژگان «باب» و «سفیر» بهره برده شده است.  مقام سفارت و باب امام بودن بطور ظاهر، اختصاص به بزرگ‌مردانی داشت که با نص صریح بر این مسند نشستند. با رحلت سفیر چهارم، جناب علی بن محمد سَمری، این باب و مقام سفارت، به حُکم توقیع شریف حضرت مسدود گشت و از آن پس، هر آن‌کس که ادعای باب بودن و سفیر بودن ، کند، کذاب و خائن به ساحت مقدس سیدی و مولای  اعلی حضرت امام زمان صلوات ‌الله‌علیه و عجل الله فرجه شناخته می‌شود.  برای تبرک، به توقیع و نامه شریف حضرت، مندرج در منابعی چون کتاب کمال‌الدین با اسناد اختصاصی  – شیخ صدوق قمی، ج۲، ص۵۱۶ { فرزند علی بن بابویه قمی ، علی بن بابویه فقیه مورد اعتماد  سیدی و مولای حضرت امام عسکری صلوات الله و سلامه علیه است}، کتاب الغیبةشیخ طوسی، ج۱، ص۲۹۰ با اسناد اختصاصی خودش و کتاب مشكاة الأنوار  طبرسی  صفحه: ۱۲۷ / الخرائج و الجرائح – قطب راوندی جلد: ۳، صفحه: ۱۱۲۹ و …  «بِسْمِ اَللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ. يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لاَ تُوصِ إِلَى أَحَدٍ فَيَقُومَ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التَّامَّةُ فَلاَ ظُهُورَ إِلاَّ بَعْدَ إِذْنِ اَللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ اِمْتِلاَءِ الْأَرْضِ جَوْراً وَ سَيَأْتِي شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ أَلاَ فَمَنِ اِدَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَرٍ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.»  «به نام خداوند بخشنده مهربان؛ ای علی بن محمد سمری، خداوند پاداش برادرانت را در مصیبت تو بزرگ گرداند؛ تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. پس کارهایت را سامان بخش و به هیچ‌کس وصیت مکن که پس از وفاتت جانشین تو گردد، چرا که غیبت تامّه واقع شده است و ظهوری نخواهد بود مگر پس از اذن خداوند متعال؛ و آن پس از طولانی شدن زمان، قساوت دل‌ها و آکنده شدن زمین از ستم رخ خواهد داد. و به زودی در میان شیعیان من، کسانی خواهند آمد که ادعای مشاهده کنند. آگاه باشید! هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادعای مشاهده کند، دروغ‌گو و افترازننده است، و هیچ نیرو و توانی جز به خداوند بلندمرتبه و بزرگ نیست.»  در این توقیع شریف، عبارت «سَيَأْتِي شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَة» به صراحت بیان می‌دارد که ادعای مشاهده، صرفاً به معنای دیدن فیزیکی نیست، بلکه به معنای ادعای ارتباطِ مستمر، رفت‌وآمد نزد حضرت، مشورت با ایشان و اخذ علم و دستورات از آن منبع غیبی است. امام صلوات‌الله‌علیه و عجل الله فرجه چنین مدعیانی را با صراحتِ تمام «كَذَّابٌ مُفْتَر» دروغ‌گو و افترازننده خوانده‌اند.   بنابراین، وقتی باب و  سفارت با آن قاطعیت مسدود گشته است، تکلیف واژه و ادعای ساختگی و بی بنیان «نیابت» نیز به طریق اولی روشن است.

فرجام سخن

یگانه راه نجات، تسلیم محض بودن در برابر اوامر چهارده معصوم (صلوات‌الله‌علیهم) است. هر آنچه بوی بدعت دهد، از جانب خود بافته شود، یا برآمده از ابداعات مدعیان باشد، ثمره‌ای جز تخریب دین خدا و سرانجامی جز آتش نخواهد داشت؛ هرچند در این دنیای فانی، عده‌ای گرد آدمی جمع شوند، او را بستایند و به واسطه‌ی ادعای ارتباط با امام، نیابت‌های خاصه‌ و عامه دروغین یا جامه‌های تزویر، او را بر صدر نشانند. تاریخ گواه است که از گذشته تا به امروز، از این عنوانِ دروغین سوء استفاده‌های فراوان شده است؛ از جریان‌های شیخیه که در کتب آنها فراوان از این مقام نایب خاص نام برده شده و رکن چهارم را به آن اختصاص داده اند  و  دیگران بعد از آنها مثل بابیت که از ادعای نایب خاص بودن شروع شد  تا ادعای یمانی دروغین (احمد الحسن بصری) و … که در این دوران مشهود است . این ادعاها، هم در ساحت لفظ و هم در میدان عمل، از اساس باطل و عاری از حقیقت‌اند. شایسته است با بصیرت کامل، مراقب کلام و باورهای خویش باشیم.

شیخ عبدالحسن امامی منش – قم مقدسه


﷽ دراسة مقام «السفارة» في مقابل الادعاء الكاذب بـ «النيابة» في رحاب المهدوية

في إعادة قراءة الأحاديث والنصوص المتبقية عن آل محمد صلوات الله عليهم، تكمن حقيقة دقيقة وأساسية: في كلام هؤلاء العظماء، لم يُستخدم قط مصطلح «النائب» لمبعوثيهم ولم يُخاطبوا بهذا الاسم؛ بل دائمًا ما عُرف أعلام هذا الميدان – كجناب مسلم بن عقيل (رحمة الله عليه) وغيره – بألقاب مثل «السفير»، و«المبعوث»، و«الباب». التأمل في التاريخ يُظهر أن كلمة «النائب» هي مصطلح مبتدع ومستحدث من قِبل بعض العلماء والناس، والذي شاع وتداول على الألسن بالتزامن مع بداية عصر الغيبة.

الثقل الدلالي العظيم لكلمة «النائب»

المفهوم الكامن في كلمة «النائب» ثقيل وسامٍ جداً؛ النائب يعني الشخص الذي يحل محل الشخص الأصلي بكامل قامته في غيابه، ويمثل كيانه. بعبارة أخرى، تتجلى جميع الآثار الوضعية لوجود شخص ما في غيابه في شخص نائبه، ويسد فراغ حضوره بالكامل؛ وهو مقام يُعد ادعاؤه أمراً بالغ الخطورة، وسيعمل بمثابة زلزال مدمر لهذا الدين الحنيف.  في زيارة جناب سلمان الفارسي – الذي يحظى بمقام ومنزلة رفيعة – وكذلك زيارة سفراء الناحية المقدسة، تم التأكيد على استخدام كلمتي «الباب» و«السفير». وقد نقل الشيخ الطوسي في «التهذيب» والسيد ابن طاووس في «مصباح الزائر» عن جناب أبي القاسم الحسين بن روح (رحمة الله عليه)، السفير الثالث لإمام الزمان (صلوات الله عليه وعجل الله فرجه)، أنه في آداب زيارتهم، بعد السلام على رسول الله صلى الله عليه وآله، وحضرة أمير المؤمنين، وخديجة الكبرى، وحضرة فاطمة الزهراء، وكل واحد من الأئمة عليهم السلام حتى صاحب الزمان صلوات الله عليه وعجل الله فرجه، تقول هكذا:  «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا فُلانَ بْنَ فُلانٍ [يُذكر بدلاً من فلان بن فلان اسم صاحب القبر واسم أبيه] أَشْهَدُ أَنَّكَ بَابُ الْمَوْلَىٰ، أَدَّيْتَ عَنْهُ وَأَدَّيْتَ إِلَيْهِ، مَا خَالَفْتَهُ وَلَا خَالَفْتَ عَلَيْهِ، قُمْتَ خاصّاً، وَانْصَرَفْتَ سابِقاً، جِئْتُكَ عارِفاً بِالْحَقِّ الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ، وَأَنَّكَ مَا خُنْتَ فِي التَّأْدِيَةِ وَالسَِّفارَةِ، السَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ بابٍ مَا أَوْسَعَهُ، وَمِنْ سَفِيرٍ مَا آمَنَكَ، وَمِنْ ثِقَةٍ مَا أَمْكَنَكَ، أَشْهَدُ أَنَّ اللّٰهَ اخْتَصَّكَ بِنُورِهِ حَتَّىٰ عَايَنْتَ الشَّخْصَ فَأَدَّيْتَ عَنْهُ وَأَدَّيْتَ إِلَيْهِ…»  وكما هو واضح جلياً، في هذه العبارات النورانية، تم الاستفادة حصراً من كلمتي «الباب» و«السفير».

التوقيع الشريف وانسداد الباب والسفارة

إن مقام السفارة وكون الشخص باباً للإمام في الظاهر، كان مخصصاً لرجال عظماء جلسوا على هذا المسند بنص صريح. ومع رحيل السفير الرابع، جناب علي بن محمد السمري، أُغلق هذا الباب ومقام السفارة بحكم التوقيع الشريف للحضرة، ومنذ ذلك الحين، كل من يدعي كونه باباً أو سفيراً، يُعد كذاباً وخائناً للساحة المقدسة لسيدي ومولاي الأعلى حضرة إمام الزمان صلوات الله عليه وعجل الله فرجه.  للتبرك، نستند إلى التوقيع والرسالة الشريفة للحضرة، المذكورة في مصادر مثل كتاب كمال الدين بأسانيد خاصة – للشيخ الصدوق القمي، ج۲، ص۵۱۶ {وهو نجل علي بن بابويه القمي}، وكتاب الغيبة للشيخ الطوسي، ج۱، ص۲۹۰ بأسانيده الخاصة، وكتاب مشكاة الأنوار للطبرسي الصفحة: ۱۲۷ / الخرائج والجرائح – للقطب الراوندي المجلد: ۳، الصفحة: ۱۱۲۹ و …   >«بِسْمِ اَللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ. يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ السَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لاَ تُوصِ إِلَى أَحَدٍ فَيَقُومَ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَيْبَةُ التَّامَّةُ فَلاَ ظُهُورَ إِلاَّ بَعْدَ إِذْنِ اَللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ الْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ اِمْتِلاَءِ الْأَرْضِ جَوْراً وَ سَيَأْتِي شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَةَ أَلاَ فَمَنِ اِدَّعَى الْمُشَاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْيَانِيِّ وَ الصَّيْحَةِ فَهُوَ كَذَّابٌ مُفْتَرٍ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.»   في هذا التوقيع الشريف، تبين عبارة «سَيَأْتِي شِيعَتِي مَنْ يَدَّعِي الْمُشَاهَدَة» بصراحة أن ادعاء المشاهدة لا يعني مجرد الرؤية الفيزيائية، بل يعني ادعاء الارتباط المستمر، والتردد على الحضرة، والتشاور معه، وأخذ العلم والأوامر من ذلك المصدر الغيبي. وقد وصف الإمام صلوات الله عليه وعجل الله فرجه هؤلاء المدعين بصراحة تامة بأنهم كَذَّابٌ مُفْتَر.  بناءً على ذلك، عندما يُغلق الباب والسفارة بهذه القاطعية، فإن التكليف تجاه الكلمة والادعاء المختلق والذي لا أساس له والمتمثل في «النيابة» يصبح واضحاً بالأولى. السبيل الوحيد للنجاة هو التسليم المطلق لأوامر المعصومين الأربعة عشر (صلوات الله عليهم). فكل ما تفوح منه رائحة البدعة، أو يُنسج من عند النفس، أو يكون نابعاً من ابتكارات المدعين، لن تثمر سوى تدمير دين الله ولن تكون عاقبتها سوى النار؛ حتى وإن تجمع الناس حول المرء في هذه الدنيا الفانية، وأثنوا عليه، وأجلسوه في الصدارة متذرعين بادعاء الارتباط بالإمام، أو النيابات الخاصة والعامة الكاذبة، أو أثواب النفاق والتزوير.

يشهد التاريخ أنه من الماضي وإلى اليوم، تم استغلال هذا العنوان الكاذب بشكل كبير؛ بدءاً من الحركات الشيخية التي ذُكر فيها بكثرة في كتبهم مقام النائب الخاص وخصصوا الركن الرابع له، وغيرهم من بعدهم مثل البابية التي بدأت بادعاء النيابة الخاصة، وصولاً إلى ادعاء اليماني الكاذب (أحمد الحسن البصري) وما إلى ذلك مما هو مشهود في هذا العصر. هذه الادعاءات، سواء على مستوى اللفظ أو في ميدان العمل، باطلة من الأساس وعارية عن الصحة. ومن الأجدر أن نراقب كلامنا ومعتقداتنا ببصيرة تامة.

الشيخ عبد الحسن أمامي منش  – قم المقدسه

۵ ۱ رای
امتیازدهی به مقاله

لوح اعتقاد ، تاریخ معصومین علیهم السلام  در سال 1428 هجری قمری در دفتر حفظ و نشر آثار آل محمد علیهم السلام  توسط محققین این مؤسسه تحقیق و طراحی شد و از منابع معتبر شیعه بهره گرفته و کاملاً مستند است .
آیات مهمی در اثبات ولایت و امامت آل محمد علیهم صلوات الله در چهار طرف این لوح قرار گرفته که هم بحث علمی دارد و هم حِرز است .

با نشر مطلب از طرُق بالا ، در ثواب نشر ، شریک باشید

لطفاً با ثبت نظر و دیدگاه خود، ما را در ثبت عقاید صحیح یاری کنید و اشتباه ما را بنویسید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

۲۵ ربیع الثانی – معاویه پسر یزید ملعون خود را از خلافت برکنار کرد

خلع معاویه بن یزید خود را از خلافت هنگامی که یزید بن معاویه در ۱۴ ربیع الاول سال ۶۴ ه’ به درکات جحیم شتافت، فرزندش معاویه به جای وی نشست. او پس از چهل روز در ۲۵ ربیع الثانی بر فراز منبر رفت و خطبه خواند و اعمال پدران خود را یاد کرد، و بر جد و پدر خود لعنت

ادامه مطلب »

۲۲ ربیع الثانی وفات موسی مبرقع

وفات موسی مبرقع جناب موسی مبرقع علیه السّلام پسر حضرت جواد علیه السّلام در سال ۲۹۶ ه’ در شهر قم (بحار الانوار: ج ۵۰، ص ۱۶۲ ۱۶۱. تاریخ سامراء: ج ۳، ص ۳۰۲) وفات یافت. به نقلی وفات آن جناب در ۸ ربیع الثانی بوده است. (مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۳۰) بنابر قول دیگری در ۱۴ ربیع الثانی

ادامه مطلب »

۱۰ ربیع الثانی سالروز وفات شهادت گونه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام است

در این روز در سال ۲۰۱ ه’ بنابر مشهور سالروز رحلت شهادت گونه حضرت خاتون خلق جهان، عابده زاهده کامله مستوره حضرت فاطمه معصومه سلام اللَّه علیها دختر حضرت امام موسی بن جعفر علیهما السّلام است. آن حضرت ۱۷ روز پس از ورود به شهر قم، با دلی شکسته و غصّه دار از داغ پدر و فراق برادر، رحلت فرمودند.

ادامه مطلب »