موضوع : اسناد هجوم به خانه حضرت امیرالمؤمنین و شهادت حضرت فاطمه زهراء صلوات الله علیهما از کتب سنی

خلاصه مطلب :علمای سنی ، امروزه  در شبکه های ماهواره ای  و اینترنتی  و فضای مجازی  شبهاتی مطرح میکنند که عمر بن خطاب  و سران سقیفه ، نقشی در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نداشته اند....

Ę

ثبت دیدگاه در انتهای صفحه

علمای سنی و بعض از شیعه نما ها ،  در شبکه های ماهواره ای  و اینترنتی  و فضای مجازی  شبهاتی مطرح میکنند که عمر بن خطاب  و سران سقیفه ، نقشی در شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام نداشته اند.       در این راستا احادیثی از علمای سنی {عُمریه} در این باره  جمع کردیم  تا  برای  آن  دور باوران از محبین معصومین صلوات الله علیهم  که به روایات شیعه اعتنایی ندارند  ثابت شود  .  البته که برای ما روایات شیعه از دیر باز مورد وثوق  و اعتماد  و اطمینان کامل بوده و اعتقادمان را بر اساس روایت علمای شیعه امامی قرار داده ایم .

به نمونه هایی از اسناد دقیق از کتب عُمریه دقت کنید و سعی کنید نشر دهید


اقرار ابوبکر بر اینکه ، دستور حمله به خانه حضرت صدیقه شهیده فاطمة الزهرا صلوات الله علیها را صادر کرده است

«انا حمید انا عثمان بن صالح، حدثنی اللیث بن سعد بن عبدالرحمن الفهمی، حدثنی علوان، عن صالح بن کیسان، عن حمید بن عبدالرحمن بن عوف، ان اباه عبدالرحمن بن عوف، دخل علی ابی‌بکر الصدیق  فی مرضه الذی قبض فیه… فقال (ابوبکر): «اجل انی لا آسی من الدنیا الا علی ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ اَنِّی تَرَکْتُهُنَّ، وثلاث ترکتهن وددت انی فعلتهن، وثلاث وددت انی سالت عنهن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌)، اما اللاتی وددت انی ترکتهن، فوددت انی لم اَکُنْ کَشَفْتُ بیتَ فاطِمَةَ عن شیء، وان کانوا قد اَغْلَقُوا علی الحرب….»

عبدالرحمن بن عوف به هنگام بیماری ابوبکر به دیدارش رفت و پس از سلام و احوال پرسی، با او گفت و گوی کوتاهی داشت. ابوبکر به او چنین گفت:
من در دوران زندگی بر سه چیزی که انجام داده‌ام تاسف می‌خورم ، دوست داشتم که مرتکب نشده بودم، یکی از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا {صلوات الله علیها} بود، دوست داشتم خانه فاطمه را هتک حرمت نمی‌کردم؛ اگر چه آن را برای جنگ بسته بودند…

خراسانی، حمید بن مخلد، الاموال، ج۱، ص۴۶۷.    
دینوری، عبدالله بن مسلم، الامامة والسیاسة، تحقیق شیری، ج۱، ص۳۶.    
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، ج۲، ص۶۱۹.    
اندلسی، احمد بن محمد، العقد الفرید، ج۵، ص۲۰.    
مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب، ج۱، ص۲۹۰.
طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، ج۱، ص۶۲،  چاپ ۱۴۰۴هجری قمری  


•• ابن حجر عسقلانی ( سُنی ) ، در کتابش لسان المیزان ج۱، ص۴۰۶ و شمس الدين ذهبي در کتابش نوشته اند :

إنَّ عُمَرَ رَفَسَ (بِرِجلِهِ) فَاطِمَةَ(علیهاالسلام) حَتَّی أسْقَطَتْ بِمُحْسِنٍ(علیه السلام)

عُمر لگدی بر فاطمه(علیهاالسلام) زد، در نتیجه سقط شد محسن (علیه السلام) فرزندش


•• بلاذري ( سُنی ) متوفی ۲۷۰هـجری قمری

در کتابش انساب الاشراف ، جلد ۱، صفحه ۵۸۶ مینویسد:

ابو بكر به دنبال علي براي بيعت كردن فرستاد چون علي(عليه السلام) از بيعت با ابوبكر سرپيچي كرد، ابوبكر به عمر دستور داد كه برود و او را بياورد ، عمر با شعله آتش به سوي خانه فاطمه(عليها السلام) رفت. فاطمه(عليها السلام)پشت در خانه آمد و گفت: اي پسر خطّاب! آيا تويي كه مي خواهي درِ خانه را بر من آتش بزني؟ عمر پاسخ داد: آري! اين كار آنچه را كه پدرت آورده محكم تر مي سازد


••• ابن قتيبه دينوري ( سُنی ) متولد ۲۱۲  هجری قمری

در کتابش  الامامة والسياسة – جلد ۱ – صفحه ۳۰  مینویسد:

ابي بكر به دنبال عده اي كه حاضر نشده بودند با او بيعت كنند بود همان افرادي كه نزد علي ( عليه السلام ) تجمع كرده بودند ، لذا عمر را به دنبال آنها فرستاد عمر سر رسيد آنان را صدا كرد، ولي آنها اعتنايي نكرده و از خانه خارج نشدند. عمر هيزم خواست و گفت:به همان خدايي كه جان عمر در دست اوست، سوگند ياد مي كنم كه بيرون بياييد و گرنه خانه را با كساني كه در آن هستند آتش خواهم زد. به عمر گفتند: اي اباحفص! فاطمه(عليها السلام) در اين خانه است. عمر پاسخ داد: باشد


•• محمد بن جرير طبري ( سُنی ) متوفی ۳۱۰هـجری

در کتابش تاريخ الطبري ، جلد۲ ، صفحه ۴۴۳. مینویسد:

عمر بن خطاب به خانه علي آمد در حالي كه گروهي از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. عمر رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مي كشم مگر اينكه براي بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد در حالي كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاي او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران بر او هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.


 ابن عبد ربّه (سنی) متوفی ۴۶۳هـجری

در کتابش العقد الفريد  جلد ۳، صفحه ۶۳  چاپ مصر   مینویسد:

ابوبكر به عمر بن خطاب مأموريت داد كه برود و آنان را از خانه بيرون بياورد و به وي گفت: چنانچه مقاومت كردند و از بيرون آمدن خودداري كردند، با آنان جنگ كن. عمر با شعله آتشي كه همراه داشت و آن را به قصد آتش زدن خانه فاطمه(عليها السلام)برداشته بود، به سوي آنها حركت كرد. فاطمه(عليها السلام)گفت: يابن الخطاب اجيت لتحرق دارنا؟ اي پسرخطاب! آتش آورده اي خانه مرا بسوزاني؟ گفت: بلي، مگر اين كه به آنچه امت در آن داخل شده اند (بيعت با ابوبكر) شما هم داخل شويد


مقاتل بن عطية (سنی)  متوفی ۵۰۵هـجری

در کتابش : الامامة و الخلافة، مقاتل بن عطيه ، ص۱۶۰ و ۱۶۱ مینویسد:

“هنگامي كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت ، عمر ، قنفذ و جماعتي را به سوي خانه علي و فاطمه (عليها السلام) فرستاد ، و عمر هيزم جمع كرد و درِ خانه را آتش زد


ابي الفداء (سنی) متوفی  ۷۳۲هـ جری

در کتابش تاريخ ابوالفداء، جلد ۱، صفحه ۱۵۶ چاپ مصر مینویسد:

“ابو بكر عمر را به نزد علي و همراهيان وي فرستاد تا ايشان را از خانه فاطمه بيرون آورد ؛ و گفت اگر ممانعت كردند پس با ايشان جنگ بنما . پس عمر با مقداري آتش به سمت ايشان آمد تا خانه را به آتش بكشد . پس فاطمه عليها السلام او را ديد و گفت به كجا مي روي اي فرزند خطاب . آيا آمده اي كه خانه ما را به آتش بكشي؟ گفت آري مگر اينكه همان كاري را بنماييد كه مردم كردند


 صفدي متوفی (سنی) ۷۶۴هـجری

در کتابش الوافي بالوفيات ، جلد ۵ ، صفحه ۳۴۷ مینویسد :

عمر در روز بيعت به شكم فاطمه ضربه اي زد كه منجر به سقط شدن محسن از شكمش شد


 جوینی (سُنی) « استاد ذهبي » در کتابش فرائد السمطين جلد ۲ ، صفحه  ۳۴ و ۳۵

از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم اين گونه روايت مي كند :

روزي پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) نشسته بود ، حسن بن علي بر او وارد شد ، ديدگان پيامبر كه بر حسن افتاد ، اشك آلود شد ، سپس حسين بن علي بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پيامبر گريست . در پي آن دو ، فاطمه و علي عليهما السلام بر پيامبر وارد شدند ، اشك پيامبر با ديدن آن دو نيز جاري شد ، وقتي از پيامبر علت گريه بر فاطمه را پرسيدند ، فرمود : “زماني كه فاطمه را ديدم ، به ياد صحنه اي افتادم كه پس از من براي او رخ خواهد داد ، گويا مي بينم ذلت وارد خانهء او شده ، حرمتش پايمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوي او شكسته شده و فرزندي را كه در رحم دارد ، سقط شده ؛ در حالي كه پيوسته فرياد مي زند : وا محمداه ! ؛ ولي كسي به او پاسخ نمي دهد ، كمك مي خواهد؛ اما كسي به فريادش نمي رسد . او اول كسي است كه از خاندانم به من ملحق مي شود ؛ و در حالي بر من وارد مي شود كه محزون ، گرفتار و غمگين و شهيد شده است و من در اينجا مي گويم : خدايا لعنت كن هر كه به او ظلم كرده ، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده ، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا فرزندش را سقط كرده و ملائكه آمين گويند


ابن أبي شيبه ( سُنی ) متوفی :۲۳۹هـجری قمری – وي كه از استاتيد محمد بن اسماعيل بخاري بوده

در کتاب المصنف ، جلد ۸ ، صفحه  ۵۷۲  مینویسد :

هنگامي كه مردم با ابي بكر بيعت كردند ، علي و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مي پرداختند ، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : اي دختر رسول خدا ! محبوب ترين فرد براي ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولي سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .اين جمله را گفت و بيرون رفت ، وقتي علي (عليه السلام) و زبير به خانه بازگشتند ، دخت گرامي پيامبربه علي (عليهم السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود ، خانه را بر شماها بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مي دهد


 ابو وليد محمد بن شحنه حنفي (سنی)     ۸۱۷هـجری

در کتابش  روضة المناظر  ج۱۱ ، ص ۱۱۳  مینویسد :

عمر به خانه علي آمد تا آن را با كساني كه در آن بودند به آتش بكشد ، پس فاطمه او را ديد ؛ عمر به او گفت : در آن چيزي كه همه امت در آن وارد شدند ، وارد شويد ( بيعت با ابو بكر)


ماجرای عیادت ابوبکر و عمر از حضرت صدیقه شهیده صلوات الله علیها

ابن‌قتیبة الدینوری   {الوفاة:۲۷۶هجری}  

الامامة و السیاسة ، ج۱، ص۱۷، دار النشر:دار الکتب العلمیة – بیروت – ۱۴۱۸هجری  

البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (الوفاة:۲۷۹ هجری)

أنساب الأشراف، ج۳، ص ۳۱۶، طبق برنامه الجامع الکبیر :

… فقالت ارایتکما ان حدثتکما حدیثا عن رسول الله تعرفانه و تفعلان به قالا نعم. فقالت نشدتکما الله الم تسمعا رسول الله یقول (رضا فاطمة من رضای وسخط فاطمة من سخطی فمن احب فاطمة ابنتی فقد احبنی و من ارضی فاطمة فقد ارضانی ومن اسخط فاطمة فقد اسخطنی) قالا نعم سمعناه من رسول الله قالت فانی اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانی وما ارضیتمانی و لئن لقیت النبی لاشکونکما الیه فقال ابوبکر انا عائذ بالله تعالی من سخطه و سخطک یا فاطمة ثم انتحب ابوبکر یبکی حتی کادت نفسه ان تزهق و هی تقول و الله لادعون الله علیک فی کل صلاة اصلیها ثم خرج باکیا فاجتمع الیه الناس فقال لهم یبیت کل رجل منکم معانقا حلیلته مسرورا باهله و ترکتمونی و ما انا فیه لا حاجة لی فی بیعتکم اقیلونی بیعتی

…حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمودند : آیا هر دوی شما {ابوبکر و عمر} عقیده دارید که اگر روایتی از رسول خدا برایتان نقل کنم آن را می‌شناسید و انجام می‌دهید؟ هر دو گفتند: بله.حضرت فرمودند: شما را به خدا سوگند می‌دهم، آیا نشنیده‌اید که رسول خدا فرمودند: خشنودی فاطمه خشنودی من و خشم فاطمه خشم من است، پس هر که فاطمه دخترم را دوست داشته باشد مرا دوست دارد و هرکه او را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر که فاطمه را خشمگین نماید مرا خشمگین ساخته است. هردو گفتند: این روایت را از آن حضرت شنیده‌ایم. حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند : من خداوند و فرشتگان او را شاهد می‌گیرم که شما دو نفر مرا به خشم آوردید و خشنود نساخته‌اید، هرگاه با رسول خدا ملاقات کنم از شما دو نفر شکایت می‌کنم. ابوبکر گفت: ‌ای فاطمه! من از خشم رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و خشم تو به خدا پناه می‌برم، آنگاه شروع کرد به گریه کردن و نزدیک بود جان از بدنش بیرون رود.سپس فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمود: به خدا سوگند در هر نمازی که بجا می‌آورم تو را نفرین خواهیم کرد.

 

۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله

لوح اعتقاد ، تاریخ معصومین علیهم السلام  در سال 1428 هجری قمری در دفتر حفظ و نشر آثار آل محمد علیهم السلام  توسط محققین این مؤسسه تحقیق و طراحی شد و از منابع معتبر شیعه بهره گرفته و کاملاً مستند است .
آیات مهمی در اثبات ولایت و امامت آل محمد علیهم صلوات الله در چهار طرف این لوح قرار گرفته که هم بحث علمی دارد و هم حِرز است .

با نشر مطلب از طرُق بالا ، در ثواب نشر ، شریک باشید

لطفاً با ثبت نظر و دیدگاه خود، ما را در ثبت عقاید صحیح یاری کنید و اشتباه ما را بنویسید

اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مجتبی جعفری
مجتبی جعفری

جزاکم الله خیرا

شرح دین طی نامه ای از حضرت امام علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه به مأمون لعین

[تحف العقول] ، رُوِيَ‌: أَنَّ اَلْمَأْمُونَ‌ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ‌ إِلَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌ بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ‌ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ

ادامه مطلب »

سوالات احمد بن اسحاق قمی و  سعد بن عبد اللَّه قمّى از سیدی و مولای حضرت امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه

📚کمال الدین و تمام النعمة شیخ صدوق، ج ۲،‌ ص۴۶۱ : سعد بن عبد اللَّه قمّى گويد: من شوق زيادى به گرد آورى كتابهايى داشتم كه مشتمل بر علوم مشكله و دقايق آنها باشد و در كشف حقايق از آن كتابها تلاش و كوشش مى كردم و آزمند حفظ موارد اشتباه و نامفهوم آنها بودم و بر آنچه از معضلات

ادامه مطلب »

بعض احادیث درباره گریه و عزاداری بر سیدی و مولای حضرت امام حسین سیدالشهداء علیه صلوات الله

حدیث ۱ :  عيون الأخبار الرضا علیه السلام  (شیخ صدوق)  ج۱ ص۲۹۹ / الأمالی (للصدوق)  ج۱ ص۱۲۹ / إقبال الأعمال  ج۲ ص۵۴۴  :  عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلاَمُ فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ فَقَالَ يَا اِبْنَ شَبِيبٍ أَ صَائِمٌ أَنْتَ ، قُلْتُ لاَ از ريان بن شبيب روايت كرده كه گفت:روز اول محرم به نزد سیدی و

ادامه مطلب »

نماز یکشنبه های ماه ذیقعده صحیح نیست و از طریق عُمَریه در کتب شیعه آمده

معالم دینت را از غیر شیعیان ما مگیر وسائل الشیعة  ج۲۷ ص۱۵۰ : حضرت باب الحوائج امام موسی الکاظم علیه السلام در زندان خطاب به علی بن سوید سائِی با تأکید می‌فرمایند: ای علی، معالم دینت را از غیر شیعیان ما مگیر؛ اگر دینت را از خائنان بگیری دین نداری ، زیرا آنها به خدا و رسولش خیانت کرده و در

ادامه مطلب »

رفتار شیعه با مردم

الکافي  ج۲ ص۶۳۶    :   عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ اَلشَّحَّامِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : اِقْرَأْ عَلَى مَنْ تَرَى أَنَّهُ يُطِيعُنِي مِنْهُمْ وَ يَأْخُذُ بِقَوْلِيَ اَلسَّلاَمَ وَ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَلْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ وَ اَلاِجْتِهَادِ لِلَّهِ وَ صِدْقِ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ وَ طُولِ اَلسُّجُودِ وَ حُسْنِ اَلْجِوَارِ

ادامه مطلب »

دعایی از سیدی و مولای حضرت امام کاظم باب الحوائج علیه السلام برای بعد از نماز های واجب

سیدی و مولای حضرت امام کاظم باب الحوائج علیه صلوات الله فرمودند: از جمله حق واجب ما بر شیعیان آنست که پاهای خود را نگردانند از نماز فریضه تا آن که قرائت کنند این دعا را :   اَللّهُمَّ بِبِرِّکَ الْقَدیمِ وَ رَأْفَتِکَ بِبَرِیَّتِکَ اللَّطیفَهِ  خداوندا، به حق نیکی و احسان دیرینه ات، و مهربانی و لطف  لطیفت وَ شَفَقَتِکَ بِصَنْعَتِکَ

ادامه مطلب »