اثباتِ سرقت‌های پی‌در‌پی شیخیه از احادیث

(مصباح المعارف و الیقین هدایهً للمسترشدین)

این کتاب اثری است حدیث‌محور که با گردآوری مجموعه‌ای متقن از احادیث و استناد به کلام نورانی حضرات معصومین صلوات الله علیهم ، به اثبات و تبیین آشکار انحرافات عقیدتی شیخیه می‌پردازد تا چراغ راهی برای هدایت حق‌جویان باشد

موضوع : احتجاج امیرالمومنین علیه السلام : فردى به حضرتش گفت: چه خوب بود بعد از غصب خلافت ، مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى

Ę

ثبت دیدگاه در انتهای صفحه
ابان از سليم نقل كند كه گفت: پيرامون امير مؤمنان عليه السّلام نشسته بوديم، نزد حضرتش گروهى از اصحاب وى حضور داشتند، فردى به حضرتش گفت: اى امير مؤمنان! چه خوب بود كه مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى! حضرتش برخاست و خطبه خواند و فرمود: بدانيد كه من شما را به يارى خويش خواندم برنخاستيد، اندرزتان دادم نپذيرفتيد، شما را فراخواندم گوش نكرديد، شما حاضرانى چون غايبانيد، زندگانى چون مردگانيد، كرانى گوش داريد، بر شما آيه‌هاى حكمت را مى‌خوانم و اندرزهاى سودمند و سرشارتان مى‌دهم و به جهاد با ستمگران بر مى‌انگيزم‌تان، هنوز سخنم به آخر نرسيده مى‌بينم كه پراكنده شده‌ايد و دور هم مى‌نشينيد و با هم شعر مى‌خوانيد و ضرب المثل مى‌زنيد و از يك ديگر قيمت خرما و شير را مى‌پرسيد. مرگتان باد! از نبرد و آمادگى آن خسته شده‌ايد و دلهاتان فارغ از ياد نبرد است، به چرند و پرندها سرگرم گشته‌ايد، واى بر شما! با آنان نبرد كنيد پيش از آنكه با شما بجنگند، به خدا سوگند! قومى نبوده و نيست كه در سرزمينش مورد يورش قرار گيرد و خوار و ذليل نشده باشد. به خدا سوگند! گمان نكنم شما چنين كنيد تا كه آنان چنين كنند!دوست داشتم كه مى‌ديدم‌شان و آنگاه با بصيرت و يقين، خدا را ملاقات مى‌كردم و از رنج و عذاب شما و از گفتگوى با شما راحت مى‌شدم. شما چون شترى رها شده را مانيد كه چوپانش را گم كرده است؛ از هر سو كه درآيد از سوى ديگر فرار مى‌كند، به خدا سوگند! من شما را اين گونه مى‌بينم كه هر گاه تنور جنگ داغ گردد و مرگ شدت يابد و بسيار شود از على بن ابى طالب جدا شويد مانند جدا شدن سر از تن و جدا شدن مادر به هنگام زائيدن فرزند كه هيچ دستى نتواند آن را باز دارد. اشعث بن قيس كندى به سرزنش گفت: چرا آن گونه كه عثمان رفتار كرد، عمل نكردى‌؟ على عليه السّلام فرمود: اى دوزخى! مى‌خواستى آن گونه كه پسر عفان رفتار كرد، عمل كنم‌؟! اى پسر قيس! از شر آنچه مى‌گويى به خدا پناه مى‌برم! به خدا سوگند! آنچه را كه پسر عفان كرد حتى مايه شرم كسى است كه دين ندارد و حق را نمى‌شناسد! پس چگونه چنان كنم‌؟! در حالى كه بيّنۀ خدائى دارم و حجّت پروردگارم در دستم است و حق با من است! به خدا سوگند! اگر انسانى به دشمنش اجازه دهد كه گوشتش را ببرد و پوستش را بدرد و استخوانش را بشكند و خونش را بريزد، در حالى كه مى‌تواند او را از اين كار باز دارد، چنين ذلتى ناشى از گناه سنگين او و سستى عقل و ضعف قلب او است. اى پسر قيس تو اين گونه باش، اما من اين گونه نيستم. به خدا سوگند! اگر دستم به چنين فردى برسد با شمشير مشرفيّ‌ چنان بر او بنوازم كه از بستر خواب بپرد و كف و مچى برايش نماند و بعد خداوند هر چه خواهد بكند. واى بر تو اى پسر قيس! فرد مؤمن هر گونه مرگى را مى‌پذيرد ولى خودش را نمى‌كشد، هر كس بتواند خون خويش را حفظ‍‌ كند ولى قاتلش را از خود نراند، خودش قاتل خويش است.واى بر تو اى پسر قيس! اين امت به هفتاد و سه گروه پراكنده شوند، تنها يك گروه از آنهاست كه بهشتى است، هفتاد و دو گروه ديگر دوزخى هستند، بدترين و دشمن‌ترين و دورترين آنها از خداوند، اين افسانه‌سرايانى هستند كه مى‌گويند:«جنگى نيست»، و دروغ مى‌گويند؛ خداوند در كتابش و سنّت پيامبرش به نبرد با اين ستمگران و نيز مارقان فرمان داده است. اشعث بن قيس كه از سخن على عليه السّلام خشمگين بود گفت: اى پسر ابو طالب! چرا هنگامى كه افرادى از تيم بن مرّة و بنى عدى بن كعب و پس از آنان بنو اميه با ابو بكر بيعت كردند، نجنگيدى و شمشير نزدى‌؟ و از هنگامى كه به عراق آمده‌اى در هر سخن و خطبه‌اى كه با ما داشته‌اى نبوده كه در پايان آن پيش از به زير آمدن از منبر نگويى كه:«به خدا سوگند! من از خود مردم به آنان سزاوارترم، از پگاه درگذشت رسول خدا هماره به من ستم شده است» پس چرا در دفاع از حقت شمشير نزدى‌؟! على فرمود: اى پسر قيس! گفتى و حال پاسخ را بشنو؛ اين ترس و فرار از مرگ نبود كه مرا از آن بازداشت، من بيش از هر كسى مى‌دانم كه آنچه نزد خداوند است برايم از دنيا و آنچه در آن است بهتر مى‌باشد، ولى آنچه مرا از شمشير كشيدن بازداشت وصيت و پيمان رسول خدا با من بود. رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم مرا از آنچه امّت پس از حضرتش با من خواهند كرد خبر داده بود، بنا بر اين هنگامى كه كردار امت را با خود ديدم بيش از آنچه از پيش مى‌دانستم كه رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم به من گفته بود، نبود. گفتم: اى رسول خدا! آنك كه چنان شود چه وصيت و توصيه‌اى به من داريد؟ فرمود:«اگر يارانى يافتى با آنان جهاد كن و اگر نيافتى دست نگهدار و خون خويش حفظ‍‌ كن تا كه براى برپايى دين و كتاب خدا و سنت من يارانى بيابى». رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم مرا خبر داد كه به زودى امّت مرا رها خواهند كرد و با فردى جز من بيعت خواهند نمود و جز مرا پيروى خواهند كرد. رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم مرا خبر داد كه من نسبت به او مانند هارونم نسبت به موسىو اندكى پس از حضرتش سرنوشت امّت همانند هارون و پيروانش و گوساله و گوساله پرستان خواهد شد آنك كه موسى به هارون گفت: اى هارون! چرا هنگامى كه ديدى گمراه شدند، از آنان جدا نشدى، آيا مى‌خواستى مرا نافرمانى كنى‌؟! «گفت: اى برادر! اين قوم مرا ناتوان ساختند و نزديك بود مرا بكشند» و گفت: اى برادر! مرا سرزنش مكن، ترسيدم كه بگويى ميان بنى اسرائيل جدائى انداختى و وصيتم را بكار نبستى! يعنى هنگامى كه موسى هارون را به جاى خود بر آنان گمارد، به وى فرمود اگر گمراه شدند و يارانى يافت با آنان جهاد كند و اگر نيافت دست نگهدارد و خون خويش را حفظ‍‌ كند و پراكنده‌شان نسازد. و من ترسيدم كه برادرم رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم به من چنين گويد كه: چرا ميان امت پراكندگى افكندى و وصيتم را به كار نبستى، به تو گفتم كه اگر يارانى نيافتى دست نگهدارى و خون خود و اهل بيت و پيروانت را حفظ‍‌ كنى‌؟ پس از درگذشت رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم مردم به ابو بكر روى آوردند و با وى بيعت كردند، در حالى كه من سرگرم غسل و دفن رسول خدا بودم. سپس به قرآن پرداختم و با خود عهد بستم كه جز براى انجام نماز ردايى برنگيرم و پاى بيرون ننهم تا كه قرآن را در كتابى گرد آورم و چنين كردم، سپس فاطمه را برداشتم و دست پسرانم حسن و حسين را گرفتم و به خانه يكايك مجاهدان بدر و پيشگامان در اسلام از مهاجران و انصار رفتم و آنان را در مورد حقّم به خدا سوگند دادم و آنان را به يارى خويش فراخواندم، از همۀ آنان تنها چهار نفر به دعوتم پاسخ دادند؛ سلمان، ابو ذر، مقداد، و زبير. از خاندانم نيز كسى نبود تا از من پشتيبانى كند؛ حمزه در نبرد احد كشته شده بود و جعفر در نبرد موته، من بودم و دو عامى تندخوى بدبخت ناتوان خوار؛ عباس و عقيل كه تازه از كفر به اسلام روى آورده بودند. مردم مرا ناخوش داشتند و رها كردند، آن گونه كه هارون به برادرش گفت، گفتم:«اى برادر! همانا كه اين قوم مرا ناتوان ساختند و نزديك بود مرا بكشند»هارون برايم الگوى نيكويى است و عهد و پيمان رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم برايم حجّت نيرومندى! اشعث گفت: عثمان نيز چنين كرد! از مردم كمك خواست و آنان را به يارى خويش فراخواند، يارانى نيافت و دست نگهداشت تا كه مظلوم كشته شد! على فرمود: واى بر تو اى پسر قيس! آنك كه اين قوم مرا ناتوان ساختند و نزديك بود مرا بكشند، اگر به من مى‌گفتند:«البته كه تو را مى‌كشيم»، آنان را از كشتن خويش باز مى‌داشتم هر چند كه ياورى جز خويش نمى‌يافتم، ولى گفتند:«اگر بيعت كنى از تو دست برداريم و گراميت داريم و تو را به خويش نزديك سازيم و برتريت دهيم و اگر بيعت نكنى تو را مى‌كشيم» چون كسى را نيافتم با آنان بيعت كردم و بيعت من با آنان، باطلشان را حق نمى‌كند و براى‌شان موجب حقى نمى‌شود. اگر عثمان هنگامى كه مردم به او گفتند:«خود را از خلافت خلع كن تا از تو دست برداريم»، خود را از خلافت خلع مى‌كرد او را نمى‌كشتند. ولى عثمان گفت:«خودم را از خلافت خلع نمى‌كنم»، مردم گفتند:«پس ما هم تو را مى‌كشيم». عثمان هم از آنان دست برداشت تا او را كشتند. به جانم سوگند اگر عثمان خود را از خلافت خلع مى‌كرد برايش بهتر بود چرا كه خلافت را به ناحق گرفته بود و در آن بهره‌اى نداشت و چيزى را ادعا كرده بود كه از او نبود و حق ديگرى را گرفته بود. واى بر تو پسر قيس! سرنوشت عثمان از چند حال خارج نبود: يا كه مردم را به ياريش مى‌خواند و مردم ياريش نمى‌كردند و يا كه مردم از او مى‌خواستند كه ياريش كنند و او آنان را از يارى خويش باز مى‌داشت، در چنين صورتى بر او روا نبود كه مسلمانان را از يارى پيشواى هدايتگر و هدايت‌شده‌اى كه مرتكب خلاف نشده و اصلا اهل خلاف نيست باز دارد! چه بد مى‌كرد اگر آنان را باز مى داشت و چه بد مى‌كردند اگر از نهى او اطاعت مى‌كردند! و يا كه ستم او و روش بد او مردم را بر آن داشت كه وى را به خاطر ستمش و حكومت بر خلاف قرآن و سنّت‌اش شايسته يارى نبينند.در حالى كه عثمان بيش از چهار هزار نفر از خاندان و طرفداران و يارانش بودند و اگر مى‌خواست كه به وسيلۀ آنان مردم را از قتل خويش باز دارد، مى‌توانست. چرا مردم را از قتل خويش باز نداشت‌؟ اگر در آن روز كه همۀ بنو تيم بن مرّة با ابو بكر بيعت كردند، چهل نفر گوش به فرمان مى‌يافتم حقا كه با آنان جهاد مى‌كردم و اما روزى كه با عمر و عثمان بيعت كردند، چنين نمى‌كردم چرا كه من بيعت كرده بودم و فردى مانند من بيعت خويش را نمى‌شكند. واى بر تو پسر قيس! وقتى عثمان كشته شد و من يارانى يافتم مرا چگونه ديدى‌؟ آيا در جريان نبرد بصره كه آنان پيرامون شترشان بودند از من سستى، عقب‌نشينى، ترس يا كوتاهى ديدى‌؟! شترى كه هر كس بر آن و پيرامون آن مى‌جنگيد و هر كس كه پس از آن واقعه، بازگشت و توبه نكرد و آمرزش نخواست، ملعون است، چرا كه يارانم را كشتند، بيعتم را شكستند و نماينده‌ام را در بصره مثله كردند و عليه من شوريدند، با دوازده هزار نفر به سوى‌شان شتافتم در حالى كه آنان حدود يك صد و بيست هزار نفر بودند. خداوند مرا بر آنان يارى كرد و همه‌شان را به دست ما كشت و سينۀ مؤمنان را شفا داد. اى پسر قيس! نبرد ما را در صفين چگونه ديدى‌؟ آيا خداوند به دست ما پنجاه هزار نفر از آنان را در يك جا نكشت و به دوزخ نفرستاد؟ در نبرد نهروان ما را چگونه ديدى‌؟ آنك كه با مارقان برخورد كردم كه در آن روز به كيش كسانى چنگ آويخته بودند كه تلاششان را در دنيا تباه كردند و مى‌پنداشتند كه كار درستى انجام مى‌دهند! خداوند به دست ما در يك جا آنان را كشت و به دوزخ فرستاد و ده نفر هم از آنان بر جاى نماند و از مؤمنان هم ده نفر كشته نشدند. واى بر تو پسر قيس! آيا در عرصه‌هاى نبرد ديده‌اى كه پرچم و بيرقم پس آيد؟ اى پسر قيس مرا سرزنش مى‌كنى‌؟ منى كه در همه جا يار و همراه پيامبر بودم و در محضرش پيشتاز همۀ رويدادهاى سخت بودماز جلوى دشمن نگريخته‌ام و نه شكست خورده‌ام و نه كنارى كشيده‌ام و نه خسته و سست شده‌ام و نه از جنگ منصرف شده‌ام و اجازه نداده‌ام كه دشمن دنبالم كند، زيرا بر پيامبر و وصى پيامبر روا نيست هر گاه كه پيشاپيش امتش با دشمنش به نبرد پردازد، از جنگ برگردد يا كه از آن منصرف شود بايد بجنگد تا كه كشته شود يا كه پيروز گردد. اى پسر قيس! آيا شنيده‌اى كه گريخته باشم يا كه حتى از عرصۀ نبرد دور مانده يا عقب كشيده باشم‌؟ اى پسر قيس! به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد سوگند! اگر در آن روز كه دار و دسته تيم بن مرّة با ابو بكر بيعت كردند (كه مرا به خاطر بيعت با او سرزنش مى‌كنى) چهل نفر مى‌يافتم كه همه‌شان مانند آن چهار نفر آگاه مى‌بودند، دست نمى‌دادم و با آنان مى‌جنگيدم، ولى نفر پنجمى نيافتم لذا خوددارى كردم. اشعث گفت: اين چهار نفر چه كسانى بودند؟ فرمود: سلمان، ابو ذر، مقداد و زبير بن صفيّه پيش از آنكه بيعتم را بشكند؛ او دو بار با من بيعت كرده بود، در بيعت نخست به آن وفا كرد؛ وقتى مردم با ابو بكر بيعت كردند چهل مرد از مهاجران و انصار نزد من آمدند و با من بيعت كردند، زبير در ميان‌شان بود. به آنان دستور دادم كه سحرگاهان سر تراشيده و سلاح برگرفته در خانه‌ام آماده باشند. از آنان كسى راست نگفت و به من وفا نكرد جز چهار نفر: سلمان، ابو ذر، مقداد و زبير. در بيعت دوّمش با من؛ او و رفيقش طلحة پس از اينكه عثمان كشته شد، نزد من آمدند و با رضا و رغبت با من بيعت كردند، سپس مرتد شدند و پيمان شكستند و حيله كردند و دشمنى ورزيدند و زيانكار شدند و از دين‌شان برگشتند و خداوند هم كشت‌شان و به دوزخ فرستاد و اما آن سه نفر ديگر سلمان و ابو ذر و مقداد بر دين محمّد صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم و ملت ابراهيم پايدار ماندند تا كه به ديدار خدا شتافتند، خداى رحمت‌شان كند. اى پسر قيس! به آن كه دانه را شكافت و انسان را آفريد سوگند! اگر آن چهل نفرى كه بيعت كردند به من وفادار مى‌ماندند و سحرگاهان در خانه‌ام آماده مى‌بودند، پيش از آن كه بيعت ابو بكر بر گردنم باشد، با او به جهاد مى‌پرداختم و بر اساس حكم خدا با او رفتار مى‌كردمو اگر پيش از بيعت با عثمان نيز يارانى مى‌يافتم با آنان جهاد مى‌كردم و بر اساس حكم خدا با آنان رفتار مى‌كردم. اما پس از بيعت من با آنان، راهى براى جهاد با آنان وجود نداشت. اشعث گفت: به خدا سوگند! اگر واقعيت اين گونه بوده كه مى‌گويى، همۀ امت محمد صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم جز تو و پيروانت هلاك شده‌اند. على عليه السّلام فرمود: اى پسر قيس! به خدا سوگند! آن گونه كه مى‌گويم حق با من است، و تنها دشمنان حربى و پيمان‌شكنان و حيله‌گران و منكران و معاندان از امّت محمّد صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم هلاك گشته‌اند، اما هر كس كه به توحيد دست آويخته و به نبوّت محمّد صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم و دين اسلام اقرار كرده و از صف ملّت ابراهيم خارج نشده و عليه ما ستمكاران را يارى نكرده و با ما دشمنى نورزيده ولى در امر خلافت دچار ترديد شده و اهل آن را نشناخته و ولايت ما را نيز نشناخته و با ما دشمنى نورزيده، اين فرد مسلمان مستضعفى است كه اميد رحمت خدا بر او مى‌رود و بايد كه از گناهانش بيمناك باشد. ***
ابان گويد: سليم بن قيس گفت: در آن روز شيعه‌اى نبود كه با شنيدن اين سخنان چهره‌اش گشوده نشود و خوشحال نگردد، چرا كه امير مؤمنان به شرح موضوع پرداخت و آن را آشكار نمود و از آن پرده برداشت و تقيّه نكرد. و از قاريان مقدس و متقى قرآن كه با ترديد و شك از اظهار نظر در بارۀ خلفاى گذشته خوددارى مى‌كردند و در بيزارى از آنان احتياط‍‌ مى‌كردند، كسى نماند كه به يقين نرسد و آگاه نشود و نظرش عوض نگردد و شكش برطرف نشود و به اطمينان كامل نرسد. و آن گروه از مردم كه از بيعت با على عليه السّلام خوددارى كرده و تنها در ادامۀ بيعت با ابو بكر و عمر و عثمان به على مى‌نگريستند، ابتدا وقتى اين سخنان را شنيدند، سخن حضرتش را ناخوش داشتند و آثار ناخشنودى در چهره‌هاشان نمودار بوداما بعدها همين‌ها همه‌شان آگاه شدند و شكشان برطرف گرديد. ابان گويد كه سليم گفت: تا آن روز هرگز چشمان‌مان آن گونه در برابر عامّۀ مردم روشن نگرديده بود، چرا كه امير مؤمنان براى مردم پرده از حقايق و وقايع برداشت و حق و حقيقت را آشكار كرد و به شرح و تحليل موضوع خلافت پرداخت و تقيه را كنارى گذاشت. پس از آن روز و پس از آن سخنان. شيعيان زياد شدند و زبان گشودند. تا آن روز، شيعيان كمترين نيروهاى سپاه على عليه السّلام را تشكيل مى‌دادند و ديگر مردم بدون اينكه على را بشناسند كه خليفه خدا و وصى رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله و سلّم است و شيعه باشند، همراه آن حضرت مى‌جنگيدند، اما پس از آن جلسۀ سخنرانى، شيعيان بيشترين و بزرگترين نيرو را تشكيل مى‌دادند. اين سخنان پس از نبرد نهروان ايراد شد كه حضرتش فرمان آماده باش و حركت به سوى معاويه را داده بود، اما چند صباحى نگذشت كه كشته شد. ابن ملجم كه نفرين خدا بر او باد، با حيله و به ناحق حضرتش را كشت. شمشيرش مسموم بود، از پيش شمشيرش را سمّ‌ آلود كرده بود. درود خداوند بر سرور ما امير مؤمنان باد.
📚  منبع :
کتاب سُليم بن قيس الهلالي , جلد ۲ , صفحه ۶۶۱

متن عربی :
أَبَانٌ عَنْ سُلَيْمٍ قَالَ: كُنَّا جُلُوساً حَوْلَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ لَوِ اِسْتَنْفَرْتَ اَلنَّاسَ فَقَامَ وَ خَطَبَ فَقَالَ أَلاَ إِنِّي قَدِ اِسْتَنْفَرْتُكُمْ فَلَمْ تَنْفِرُوا [وَ نَصَحْتُكُمْ فَلَمْ تَقْبَلُوا] وَ دَعَوْتُكُمْ فَلَمْ تَسْمَعُوا فَأَنْتُمْ شُهُودٌ كَغُيَّابٍ وَ أَحْيَاءٌ كَأَمْوَاتٍ وَ صُمٌّ ذَوُو أَسْمَاعٍ أَتْلُو عَلَيْكُمُ اَلْحِكْمَةَ وَ أَعِظُكُمْ بِالْمَوْعِظَةِ اَلشَّافِيَةِ [اَلْكَافِيَةِ] وَ أَحُثُّكُمْ عَلَى اَلْجِهَادِ لِأَهْلِ اَلْجَوْرِ فَمَا آتِي عَلَى آخِرِ كَلاَمِي حَتَّى أَرَاكُمْ مُتَفَرِّقِينَ [حَلَقاً شَتَّى] تَتَنَاشَدُونَ اَلْأَشْعَارَ وَ تَضْرِبُونَ اَلْأَمْثَالَ وَ تَسْأَلُونَ عَنْ سِعْرِ اَلتَّمْرِ وَ اَللَّبَنِ تَبَّتْ أَيْدِيكُمْ لَقَدْ سَئِمْتُمُ اَلْحَرْبَ وَ اَلاِسْتِعْدَادَ لَهَا وَ أَصْبَحَتْ قُلُوبُكُمْ فَارِغَةً مِنْ ذِكْرِهَا شَغَلْتُمُوهَا بِالْأَبَاطِيلِ وَ اَلْأَضَالِيلِ [وَ اَلْأَعَالِيلِ] وَيْحَكُمْ اُغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ يَغْزُوكُمْ فَوَ اَللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلاَّ ذَلُّوا وَ اَيْمُ اَللَّهِ [مَا أَظُنُّ أَنْ تَفْعَلُوا حَتَّى يَفْعَلُوا ثُمَّ] وَدِدْتُ أَنِّي قَدْ رَأَيْتُهُمْ فَلَقِيتُ اَللَّهَ عَلَى بَصِيرَتِي [وَ يَقِينِي] وَ اِسْتَرَحْتُ مِنْ مُقَاسَاتِكُمْ وَ مِنْ مُمَارَسَتِكُمْ فَمَا أَنْتُمْ إِلاَّ كَإِبِلٍ جَمَّةٍ ضَلَّ رَاعِيهَا فَكُلَّمَا ضُمَّتْ مِنْ جَانِبٍ اِنْتَشَرَتْ مِنْ جَانِبٍ كَأَنِّي بِكُمْ وَ اَللَّهِ [فِيمَا أَرَى] لَوْ قَدْ حَمِسَ اَلْوَغَى وَ اِسْتَحَرَّ اَلْمَوْتُ قَدِ اِنْفَرَجْتُمْ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ [اِنْفِرَاجَ اَلرَّأْسِ] وَ اِنْفِرَاجَ اَلْمَرْأَةِ عَنْ وَلَدِهَا [لاَ تَمْنَعُ يَدَ لاَمِسٍ] قَالَ اَلْأَشْعَثُ بْنُ قَيْسٍ اَلْكِنْدِيُّ فَهَلاَّ فَعَلْتَ كَمَا فَعَلَ اِبْنُ عَفَّانَ فَقَالَ عَلِيٌّ ع [يَا عُرْفَ اَلنَّارِ] [أَ وَ كَمَا فَعَلَ اِبْنُ عَفَّانَ رَأَيْتُمُونِي فَعَلْتُ] أَنَا عَائِذٌ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ مَا تَقُولُ يَا اِبْنَ قَيْسٍ وَ اَللَّهِ إِنَّ اَلَّذِي فَعَلَ اِبْنُ عَفَّانَ لَمَخْزَاةٌ لِمَنْ لاَ دِينَ لَهُ [وَ لاَ اَلْحَقُّ فِي يَدِهِ] فَكَيْفَ أَفْعَلُ ذَلِكَ وَ أَنَا عَلىٰ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ حُجَّتُهُ فِي يَدِي وَ اَلْحَقُّ مَعِي- وَ اَللَّهِ إِنَّ اِمْرَأً مَكَّنَ عَدُوَّهُ مِنْ نَفْسِهِ [حَتَّى] يَجُزَّ لَحْمَهُ وَ يَفْرِيَ جِلْدَهُ وَ يَهْشِمَ عَظْمَهُ وَ يَسْفِكَ دَمَهُ [وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يَمْنَعَهُ] لَعَظِيمٌ وِزْرُهُ وَ ضَعِيفٌ مَا ضُمَّتْ عَلَيْهِ جَوَانِحُ صَدْرِهِ فَكُنْ أَنْتَ ذَاكَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ فَأَمَّا أَنَا فَدُونَ وَ اَللَّهِ أَنْ أُعْطِيَ بِيَدِي ضَرْبٌ بِالْمَشْرَفِيِّ تَطِيرُ لَهُ فَرَاشُ اَلْهَامِ وَ تَطِيحُ مِنْهُ اَلْكَفُّ وَ اَلْمِعْصَمُ وَ يَفْعَلُ اَللّٰهُ بَعْدُ مٰا يَشٰاءُ [وَيْلَكَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ اَلْمُؤْمِنُ يَمُوتُ بِكُلِّ مَوْتَةٍ غَيْرَ أَنَّهُ لاَ يَقْتُلُ نَفْسَهُ فَمَنْ قَدَرَ عَلَى حَقْنِ دَمِهِ ثُمَّ خَلَّى بَيْنَهُ وَ بَيْنَ قَاتِلِهِ فَهُوَ قَاتِلُ نَفْسِهِ] وَيْلَكَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ إِنَّ هَذِهِ اَلْأُمَّةَ تَفْتَرِقُ عَلَى ثَلاَثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً [فِرْقَةٌ] وَاحِدَةٌ مِنْهَا فِي اَلْجَنَّةِ وَ اِثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي اَلنَّارِ وَ شَرُّهَا وَ أَبْغَضُهَا إِلَى اَللَّهِ وَ أَبْعَدُهَا مِنْهُ اَلسَّامِرَةُ اَلَّذِينَ يَقُولُونَ لاَ قِتَالَ وَ كَذَبُوا قَدْ أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِقِتَالِ هَؤُلاَءِ اَلْبَاغِينَ فِي كِتَابِهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ [وَ كَذَلِكَ اَلْمَارِقَةُ ] فَقَالَ اَلْأَشْعَثُ بْنُ قَيْسٍ [ وَ غَضِبَ مِنْ قَوْلِهِ] فَمَا يَمْنَعُكَ يَا اِبْنَ أَبِي طَالِبٍ حِينَ بُويِعَ أَخُو تَيْمِ بْنِ مُرَّةَ وَ أَخُو بَنِي عَدِيِّ بْنِ كَعْبٍ وَ أَخُو بَنِي أُمَيَّةَ بَعْدَهُمَا أَنْ تُقَاتِلَ وَ تَضْرِبَ بِسَيْفِكَ وَ أَنْتَ لَمْ تَخْطُبْنَا خُطْبَةً مُنْذُ كُنْتَ قَدِمْتَ اَلْعِرَاقَ إِلاَّ وَ قَدْ قُلْتَ فِيهَا قَبْلَ أَنْ تَنْزِلَ عَنْ مِنْبَرِكَ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَوْلَى اَلنَّاسِ بِالنَّاسِ وَ مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ قَبَضَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص فَمَا مَنَعَكَ أَنْ تَضْرِبَ بِسَيْفِكَ دُونَ مَظْلِمَتِكَ- فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع يَا اِبْنَ قَيْسٍ [قُلْتَ فَاسْمَعِ اَلْجَوَابَ] لَمْ يَمْنَعْنِي مِنْ ذَلِكَ اَلْجُبْنُ وَ لاَ كَرَاهِيَةٌ لِلِقَاءِ رَبِّي وَ أَنْ لاَ أَكُونَ أَعْلَمُ أَنَّ مَا عِنْدَ اَللَّهِ خَيْرٌ لِي مِنَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْبَقَاءِ فِيهَا وَ لَكِنْ مَنَعَنِي مِنْ ذَلِكَ أَمْرُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ عَهْدُهُ إِلَيَّ أَخْبَرَنِي رَسُولُ اَللَّهِ ص بِمَا اَلْأُمَّةُ صَانِعَةٌ بِي بَعْدَهُ فَلَمْ أَكُ بِمَا صَنَعُوا حِينَ عَايَنْتُهُ بِأَعْلَمَ مِنِّي وَ لاَ أَشَدَّ يَقِيناً مِنِّي بِهِ قَبْلَ ذَلِكَ بَلْ أَنَا بِقَوْلِ رَسُولِ اَللَّهِ ص أَشَدُّ يَقِيناً مِنِّي بِمَا عَايَنْتُ وَ شَهِدْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَمَا تَعْهَدُ إِلَيَّ إِذَا كَانَ ذَلِكَ قَالَ [إِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ وَ جَاهِدْهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاكْفُفْ يَدَكَ وَ اِحْقِنْ دَمَكَ حَتَّى تَجِدَ عَلَى إِقَامَةِ اَلدِّينِ وَ كِتَابِ اَللَّهِ وَ سُنَّتِي أَعْوَاناً وَ أَخْبَرَنِي ص أَنَّ اَلْأُمَّةَ سَتَخْذُلُنِي وَ تُبَايِعُ غَيْرِي وَ تَتَّبِعُ غَيْرِي وَ أَخْبَرَنِي ص أَنِّي مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَ أَنَّ اَلْأُمَّةَ سَيَصِيرُونَ مِنْ بَعْدِهِ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ وَ مَنْ تَبِعَهُ وَ اَلْعِجْلِ وَ مَنْ تَبِعَهُ إِذْ قَالَ لَهُ مُوسَى يٰا هٰارُونُ مٰا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا. `أَلاّٰ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي. `قٰالَ يَا بْنَ أُمَّ لاٰ تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لاٰ بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرٰائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي وَ قَالَ اِبْنَ أُمَّ إِنَّ اَلْقَوْمَ اِسْتَضْعَفُونِي وَ كٰادُوا يَقْتُلُونَنِي وَ إِنَّمَا يَعْنِي] أَنَّ مُوسَى أَمَرَ هَارُونَ حِينَ اِسْتَخْلَفَهُ عَلَيْهِمْ إِنْ ضَلُّوا فَوَجَدَ أَعْوَاناً أَنْ يُجَاهِدَهُمْ وَ إِنْ لَمْ يَجِدْ أَعْوَاناً أَنْ يَكُفَّ يَدَهُ وَ يَحْقُنَ دَمَهُ وَ لاَ يُفَرِّقَ بَيْنَهُمْ وَ إِنِّي خَشِيتُ أَنْ يَقُولَ لِي ذَلِكَ أَخِي رَسُولُ اَللَّهِ ص [لِمَ] فَرَّقْتَ بَيْنَ اَلْأُمَّةِ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي وَ قَدْ عَهِدْتُ إِلَيْكَ إِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً أَنْ تَكُفَّ يَدَكَ وَ تَحْقُنَ دَمَكَ وَ دَمَ أَهْلِ بَيْتِكَ وَ شِيعَتِكَ فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَالَ اَلنَّاسُ إِلَى أَبِي بَكْرٍ فَبَايَعُوهُ وَ أَنَا مَشْغُولٌ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص بِغُسْلِهِ وَ دَفْنِهِ ثُمَّ شُغِلْتُ بِالْقُرْآنِ فَآلَيْتُ عَلَى نَفْسِي أَنْ لاَ أَرْتَدِيَ إِلاَّ لِلصَّلاَةِ حَتَّى أَجْمَعَهُ [فِي كِتَابٍ] فَفَعَلْتُ ثُمَّ حَمَلْتُ فَاطِمَةَ وَ أَخَذْتُ بِيَدِ اِبْنَيَّ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ فَلَمْ أَدَعْ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ وَ أَهْلِ اَلسَّابِقَةِ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ إِلاَّ نَاشَدْتُهُمُ اَللَّهَ فِي حَقِّي وَ دَعَوْتُهُمْ إِلَى نُصْرَتِي فَلَمْ يَسْتَجِبْ لِي مِنْ جَمِيعِ اَلنَّاسِ إِلاَّ أَرْبَعَةُ رَهْطٍ‌ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ اَلْمِقْدَادُ وَ اَلزُّبَيْرُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعِي أَحَدٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي أَصُولُ بِهِ وَ لاَ أَقْوَى بِهِ أَمَّا حَمْزَةُ فَقُتِلَ يَوْمَ أُحُدٍ وَ أَمَّا جَعْفَرٌ فَقُتِلَ يَوْمَ مُوتَةَ وَ بَقِيتُ بَيْنَ جِلْفَيْنِ جَافِيَيْنِ ذَلِيلَيْنِ حَقِيرَيْنِ [عَاجِزَيْنِ] اَلْعَبَّاسِ وَ عَقِيلٍ وَ كَانَا قَرِيبَيِ اَلْعَهْدِ بِكُفْرٍ فَأَكْرهُونِي وَ قَهَرُونِي فَقُلْتُ كَمَا قَالَ هَارُونُ لِأَخِيهِ- اِبْنَ أُمَّ إِنَّ اَلْقَوْمَ اِسْتَضْعَفُونِي وَ كٰادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلِي بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ وَ لِي بِعَهْدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص حُجَّةٌ قَوِيَّةٌ قَالَ فَقَالَ اَلْأَشْعَثُ كَذَلِكَ صَنَعَ عُثْمَانُ- اِسْتَغَاثَ بِالنَّاسِ وَ دَعَاهُمْ إِلَى نُصْرَتِهِ فَلَمْ يَجِدْ أَعْوَاناً فَكَفَّ يَدَهُ حَتَّى قُتِلَ مَظْلُوماً قَالَ ع وَيْلَكَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ إِنَّ اَلْقَوْمَ حِينَ قَهَرُونِي وَ اِسْتَضْعَفُونِي وَ كٰادُوا يَقْتُلُونَنِي لَوْ قَالُوا لِي نَقْتُلُكَ اَلْبَتَّةَ لاَمْتَنَعْتُ مِنْ قَتْلِهِمْ إِيَّايَ وَ لَوْ لَمْ أَجِدْ غَيْرَ نَفْسِي وَحْدِي وَ لَكِنْ قَالُوا إِنْ بَايَعْتَ كَفَفْنَا عَنْكَ وَ أَكْرَمْنَاكَ وَ قَرَّبْنَاكَ وَ فَضَّلْنَاكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ قَتَلْنَاكَ فَلَمَّا لَمْ أَجِدْ أَحَداً بَايَعْتُهُمْ وَ بَيْعَتِي إِيَّاهُمْ لاَ يُحِقُّ لَهُمْ بَاطِلاً وَ لاَ يُوجِبُ لَهُمْ حَقّاً فَلَوْ كَانَ عُثْمَانُ حِينَ قَالَ لَهُ اَلنَّاسُ اِخْلَعْهَا وَ نَكُفَّ عَنْكَ خَلَعَهَا لَمْ يَقْتُلُوهُ وَ لَكِنَّهُ قَالَ لاَ أَخْلَعُهَا قَالُوا فَإِنَّا قَاتِلُوكَ فَكَفَّ يَدَهُ عَنْهُمْ حَتَّى قَتَلُوهُ [وَ لَعَمْرِي] لَخَلْعُهُ إِيَّاهَا كَانَ خَيْراً لَهُ لِأَنَّهُ أَخَذَهَا بِغَيْرِ حَقٍّ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِيهَا نَصِيبٌ وَ اِدَّعَى مَا لَيْسَ لَهُ وَ تَنَاوَلَ حَقَّ غَيْرِهِ وَيْلَكَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ إِنَّ عُثْمَانَ لاَ يَعْدُو أَنْ يَكُونَ أَحَدَ رَجُلَيْنِ [إِمَّا أَنْ يَكُونَ دَعَا اَلنَّاسَ إِلَى نُصْرَتِهِ فَلَمْ يَنْصُرُوهُ] وَ إِمَّا أَنْ يَكُونَ اَلْقَوْمُ دَعَوْهُ إِلَى أَنْ يَنْصُرُوهُ فَنَهَاهُمْ عَنْ نُصْرَتِهِ فَلَمْ يَكُنْ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَنْهَى اَلْمُسْلِمِينَ عَنْ أَنْ يَنْصُرُوا إِمَاماً هَادِياً مُهْتَدِياً لَمْ يُحْدِثْ حَدَثاً وَ لَمْ يُؤْوِ مُحْدِثاً وَ بِئْسَ مَا صَنَعَ حِينَ نَهَاهُمْ وَ بِئْسَ مَا صَنَعُوا حِينَ أَطَاعُوهُ وَ إِمَّا أَنْ يَكُونَ جَوْرُهُ وَ سُوءُ سَرِيرَتِهِ قَضَى أَنَّهُمْ لَمْ يَرَوْهُ أَهْلاً لِنُصْرَتِهِ لِجَوْرِهِ وَ حُكْمِهِ بِخِلاَفِ اَلْكِتَابِ وَ اَلسُّنَّةِ وَ قَدْ كَانَ مَعَ عُثْمَانَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ مَوَالِيهِ وَ أَصْحَابِهِ أَكْثَرُ مِنْ أَرْبَعَةِ آلاَفِ [رَجُلٍ] وَ لَوْ شَاءَ أَنْ يَمْتَنِعَ بِهِمْ لَفَعَلَ فَلِمَ نَهَاهُمْ عَنْ نُصْرَتِهِ وَ لَوْ كُنْتُ وَجَدْتُ يَوْمَ بُويِعَ أَخُو تَيْمٍ [تتمة] أَرْبَعِينَ رَجُلاً مُطِيعِينَ لِي لَجَاهَدْتُهُمْ وَ أَمَّا يَوْمَ [بُويِعَ] عُمَرُ وَ عُثْمَانُ فَلاَ لِأَنِّي قَدْ كُنْتُ بَايَعْتُ وَ مِثْلِي لاَ يَنْكُثُ بَيْعَتَهُ وَيْلَكَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ كَيْفَ رَأَيْتَنِي صَنَعْتُ حِينَ قُتِلَ عُثْمَانُ إِذْ وَجَدْتُ أَعْوَاناً هَلْ رَأَيْتَ مِنِّي فَشَلاً [أَوْ تَأَخُّراً] أَوْ جُبْناً أَوْ تَقْصِيراً [فِي وَقْعَتِي يَوْمَ اَلْبَصْرَةِ ] وَ هُمْ حَوْلَ جَمَلِهِمُ اَلْمَلْعُونِ مَنْ مَعَهُ اَلْمَلْعُونِ مَنْ قُتِلَ حَوْلَهُ اَلْمَلْعُونِ مَنْ رَجَعَ بَعْدَهُ لاَ تَائِباً وَ لاَ مُسْتَغْفِراً فَإِنَّهُمْ قَتَلُوا أَنْصَارِي وَ نَكَثُوا بَيْعَتِي وَ مَثَّلُوا بِعَامِلِي وَ بَغَوْا عَلَيَّ وَ سِرْتُ إِلَيْهِمْ فِي اِثْنَيْ عَشَرَ أَلْفاً وَ هُمْ نَيِّفٌ عَلَى عِشْرِينَ وَ مِائَةِ أَلْفٍ فَنَصَرَنِي اَللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ قَتَلَهُمْ بِأَيْدِينَا وَ شَفَى صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَ كَيْفَ رَأَيْتَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ وَقْعَتَنَا بِصِفِّينَ وَ مَا قَتَلَ اَللَّهُ مِنْهُمْ بِأَيْدِينَا خَمْسِينَ أَلْفاً فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ إِلَى اَلنَّارِ وَ كَيْفَ رَأَيْتَنَا يَوْمَ اَلنَّهْرَوَانِ إِذْ لَقِيتُ اَلْمَارِقِينَ وَ هُمْ مُسْتَمْسِكُونَ يَوْمَئِذٍ بِدِينِ اَلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً فَقَتَلَهُمُ اَللَّهُ [بِأَيْدِينَا] فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ إِلَى اَلنَّارِ لَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ عَشَرَةٌ وَ لَمْ يَقْتُلُوا مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَشَرَةً وَيْلَكَ يَا اِبْنَ قَيْسٍ هَلْ رَأَيْتَ لِي لِوَاءً رُدَّ أَوْ رَايَةً رُدَّتْ [إِيَّايَ تُعَيِّرُ] يَا اِبْنَ قَيْسٍ وَ أَنَا صَاحِبُ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي جَمِيعِ مَوَاطِنِهِ وَ مَشَاهِدِهِ وَ اَلْمُتَقَدِّمُ إِلَى اَلشَّدَائِدِ بَيْنَ يَدَيْهِ لاَ أَفِرُّ وَ لاَ أَزُولُ وَ لاَ أَعْيَا [وَ لاَ أَنْحَازُ] وَ لاَ أَمْنَحُ اَلْعَدُوَّ دُبُرِي لِأَنَّهُ لاَ يَنْبَغِي لِلنَّبِيِّ وَ لاَ لِلْوَصِيِّ إِذَا لَبِسَ لَأْمَتَهُ وَ قَصَدَ لِعَدُوِّهِ أَنْ يَرْجِعَ أَوْ يَنْثَنِيَ حَتَّى يُقْتَلَ أَوْ يَفْتَحَ اَللَّهُ لَهُ يَا اِبْنَ قَيْسٍ هَلْ سَمِعْتَ لِي بِفِرَارٍ قَطُّ أَوْ نَبْوَةٍ يَا اِبْنَ قَيْسٍ أَمَا وَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ يَوْمَ بُويِعَ أَخُو تَيْمٍ اَلَّذِي عَيَّرْتَنِي بِدُخُولِي فِي بَيْعَتِهِ أَرْبَعِينَ رَجُلاً كُلُّهُمْ عَلَى مِثْلِ بَصِيرَةِ اَلْأَرْبَعَةِ اَلَّذِينَ قَدْ وَجَدْتُ لَمَا كَفَفْتُ يَدِي وَ لَنَاهَضْتُ اَلْقَوْمَ وَ لَكِنْ لَمْ أَجِدْ خَامِساً [فَأَمْسَكْتُ] قَالَ اَلْأَشْعَثُ فَمَنِ اَلْأَرْبَعَةُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ ع سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ اَلْمِقْدَادُ وَ اَلزُّبَيْرُ بْنُ صَفِيَّةَ قَبْلَ نَكْثِهِ بَيْعَتِي فَإِنَّهُ بَايَعَنِي مَرَّتَيْنِ أَمَّا بَيْعَتُهُ اَلْأُولَى اَلَّتِي وَفَى بِهَا فَإِنَّهُ لَمَّا بُويِعَ أَبُو بَكْرٍ أَتَانِي أَرْبَعُونَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ فَبَايَعُونِي [وَ فِيهِمُ اَلزُّبَيْرُ ] فَأَمَرْتُهُمْ أَنْ يُصْبِحُوا عِنْدَ بَابِي مُحَلِّقِينَ رُءُوسَهُمْ عَلَيْهِمُ اَلسِّلاحُ فَمَا وَفَى لِي وَ لاَ صَدَقَنِي مِنْهُمْ أَحَدٌ غَيْرُ أَرْبَعَةٍ – سَلْمَانَ وَ أبو[أَبِي]ذَرٍّ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ اَلزُّبَيْرِ وَ أَمَّا بَيْعَتُهُ اَلْأُخْرَى إِيَّايَ فَإِنَّهُ أَتَانِي هُوَ وَ صَاحِبُهُ طَلْحَةُ بَعْدَ مَا قُتِلَ عُثْمَانُ فَبَايَعَانِي [طَائِعَيْنِ] غَيْرَ مُكْرَهَيْنِ ثُمَّ رَجَعَا عَنْ دِينِهِمَا مُرْتَدَّيْنِ نَاكِثَيْنِ مُكَابِرَيْنِ مُعَانِدَيْنِ خَاسِرَيْنِ فَقَتَلَهُمَا اَللَّهُ إِلَى اَلنَّارِ وَ أَمَّا اَلثَّلاَثَةُ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ اَلْمِقْدَادُ فَثَبَتُوا عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ ص وَ عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ حَتَّى لَحِقُوا بِاللَّهِ يَرْحَمُهُمُ اَللَّهُ يَا اِبْنَ قَيْسٍ وَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَوْ أَنَّ أُولَئِكَ اَلْأَرْبَعِينَ اَلَّذِينَ بَايَعُوا وَفَوْا لِي وَ أَصْبَحُوا عَلَى بَابِي مُحَلِّقِينَ رُءُوسَهُمْ قَبْلَ أَنْ تَجِبَ لِعَتِيقٍ فِي عُنُقِي بَيْعَتُهُ لَنَاهَضْتُهُ وَ حَاكَمْتُهُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ [وَ لَوْ وَجَدْتُ قَبْلَ بَيْعَةِ عُثْمَانَ أَعْوَاناً لَنَاهَضْتُهُمْ وَ حَاكَمْتُهُمْ إِلَى اَللَّهِ] فَإِنَّ اِبْنَ عَوْفٍ جَعَلَهَا لِعُثْمَانَ وَ اِشْتَرَطَ عَلَيْهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ أَنْ يَرُدَّهَا عَلَيْهِ [عِنْدَ مَوْتِهِ] وَ أَمَّا بَعْدَ بَيْعَتِي إِيَّاهُمْ فَلَيْسَ إِلَى مُجَاهَدَتِهِمْ سَبِيلٌ فَقَالَ اَلْأَشْعَثُ وَ اَللَّهِ لَئِنْ كَانَ اَلْأَمْرُ كَمَا تَقُولُ لَقَدْ هَلَكَتْ أُمَّةُ مُحَمَّدٍ ص غَيْرُكَ وَ غَيْرُ شِيعَتِكَ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع فَإِنَّ اَلْحَقَّ وَ اَللَّهِ مَعِي يَا اِبْنَ قَيْسٍ كَمَا أَقُولُ وَ مَا هَلَكَ مِنَ اَلْأُمَّةِ إِلاَّ اَلنَّاصِبُونَ [وَ اَلنَّاكِثُونَ ] وَ اَلْمُكَابِرُونَ وَ اَلْجَاحِدُونَ وَ اَلْمُعَانِدُونَ فَأَمَّا مَنْ تَمَسَّكَ بِالتَّوْحِيدِ وَ اَلْإِقْرَارِ بِمُحَمَّدٍ ص وَ اَلْإِسْلاَمِ وَ لَمْ يَخْرُجْ مِنَ اَلْمِلَّةِ وَ لَمْ يُظَاهِرْ عَلَيْنَا اَلظَّلَمَةَ وَ لَمْ يَنْصِبْ لَنَا اَلْعَدَاوَةَ وَ شَكَّ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ لَمْ يَعْرِفْ أَهْلَهَا وَ وُلاَتَهَا وَ لَمْ يَعْرِفْ لَنَا وَلاَيَةً وَ لَمْ يَنْصِبْ لَنَا عَدَاوَةً فَإِنَّ ذَلِكَ مُسْلِمٌ مُسْتَضْعَفٌ يُرْجَى لَهُ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ يُتَخَوَّفُ عَلَيْهِ ذُنُوبُهُ قَالَ أَبَانٌ قَالَ سُلَيْمُ بْنُ قَيْسٍ فَلَمْ يَبْقَ يَوْمَئِذٍ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ ع أَحَدٌ إِلاَّ تَهَلَّلَ وَجْهُهُ وَ فَرِحَ بِمَقَالَتِهِ إِذْ شَرَحَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع اَلْأَمْرَ وَ بَاحَ بِهِ وَ كَشَفَ اَلْغِطَاءَ وَ تَرَكَ اَلتَّقِيَّةَ وَ لَمْ يَبْقَ أَحَدٌ مِنَ اَلْقُرَّاءِ مِمَّنْ كَانَ يَشُكُّ فِي اَلْمَاضِينَ وَ يَكُفُّ عَنْهُمْ وَ يَدَعُ اَلْبَرَاءَةَ مِنْهُمْ وَرَعاً وَ تَأَثُّماً إِلاَّ اِسْتَيْقَنَ وَ اِسْتَبْصَرَ وَ حَسُنَ رَأْيُهُ وَ تَرَكَ اَلشَّكَّ يَوْمَئِذٍ وَ اَلْوُقُوفَ وَ لَمْ يَبْقَ حَوْلَهُ مِمَّنْ أَبَى بَيْعَتَهُ [إِلاَّ] عَلَى وَجْهِ مَا بُويِعَ عَلَيْهِ عُثْمَانُ وَ اَلْمَاضُونَ قَبْلَهُ إِلاَّ رُئِيَ ذَلِكَ فِي وَجْهِهِ وَ ضَاقَ بِهِ أَمْرُهُ وَ كَرِهَ مَقَالَتَهُ ثُمَّ إِنَّهُ اِسْتَبْصَرَ عَامَّتُهُمْ وَ ذَهَبَ شَكُّهُمْ. قَالَ[ أَبَانٌ عَنْ] سُلَيْمٍ فَمَا شَهِدْتُ يَوْماً قَطُّ عَلَى رُءُوسِ اَلْعَامَّةِ كَانَ أَقَرَّ لِأَعْيُنِنَا [مِنْ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ] لِمَا كَشَفَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع لِلنَّاسِ مِنَ اَلْغِطَاءِ وَ أَظْهَرَ فِيهِ مِنَ اَلْحَقِّ وَ شَرَحَ فِيهِ مِنَ اَلْأَمْرِ [وَ اَلْعَاقِبَةِ] وَ [أَلْقَى فِيهِ مِنَ اَلتَّقِيَّةِ] وَ كَثُرَتِ اَلشِّيعَةُ [بَعْدَ ذَلِكَ اَلْمَجْلِسِ مِنْ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ] وَ تَكَلَّمُوا وَ قَدْ كَانُوا أَقَلَّ أَهْلِ عَسْكَرِهِ وَ سَائِرُ اَلنَّاسِ يُقَاتِلُونَ مَعَهُ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ بِمَكَانِهِ مِنَ اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ صَارَتِ اَلشِّيعَةُ بَعْدَ ذَلِكَ اَلْمَجْلِسِ أَجَلَّ اَلنَّاسِ وَ أَعْظَمَهُمْ وَ ذَلِكَ بَعْدَ وَقْعَةِ أَهْلِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ يَأْمُرُ بِالتَّهْيِئَةِ وَ اَلْمَسِيرِ إِلَى مُعَاوِيَةَ ثُمَّ لَمْ يَلْبَثْ أَنْ [قُتِلَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ] قَتَلَهُ اِبْنُ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اَللَّهُ [غِيلَةً وَ فَتْكاً وَ قَدْ كَانَ سَيْفُهُ مَسْمُوماً قَدْ سَمَّهُ قَبْلَ ذَلِكَ] وَ [صَلَّى اَللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً] .

📚  منبع :
کتاب سُليم بن قيس الهلالي , جلد ۲ , صفحه ۶۶۱
۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
با نشر مطلب از طرُق بالا ، در ثواب نشر ، شریک باشید

لطفاً با ثبت نظر و دیدگاه خود، ما را در ثبت عقاید صحیح یاری کنید و اشتباه ما را بنویسید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

دعای کسانی که زودتر به اجابت می رسد

حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند : پدرم ميفرمود: پنج دعا است كه از درگاه پروردگار تبارك و تعالى محجوب نگردد (و پرده و حائلى نيست كه جلوش را بگيرد)١ – دعاى امام عادل ٢ – دعاى ستم ديده كه خداى عز و جل فرمايد: هر آينه بطور مسلم انتقام تو را (از ستمكارت) بگيرم گر چه پس از زمانى

ادامه مطلب »

كسانی كه اجابت دعای ایشان به تأخیر افتد و حکمتهای آن

۱-احمد بن محمد بن أبى نصر گوید بحضرت امام ابى الحسن الرضا علیه السلام عرضكردم: قربانت:من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده ‏ام و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده است؟فرمودند: اى احمد مبادا شیطان بر (دل) تو راهى باز كند، تا تو را ناامید كند همانا حضرت امام باقر علیه السلام مى‏فرمودند: هر

ادامه مطلب »

اطاعت محض از چع کسانی درست است ، تفسیر آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ

اطاعت از  چه کسانی طبق قرآن و احادیث ، واجب است  در آیه  ۵۹ سوره نساء  : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ  خداوند   به کسانی که ایمان آورده اند  خطاب  میکند :اطاعت کنید از خداوند و  اطاعت  کنید از رسول خدا و أُولِی الْأَمْرِ   و ابتدا  باید  أُولی الْأَمْرِ  مشخص شود  آیا معصوم

ادامه مطلب »

دعای ابو حمزه ثمالی برای سحر های ماه مبارک رمضان

دعای  ابو حمزه ثمالی  برای سحر های  ماه مبارک رمضان  از کتاب شریف اقبال الاعمال مرحوم سید بن طاووس Ğ روایت میشود : Ě Ę  إِلَهِي لَا تُؤَدِّبْنِي بِعُقُوبَتِكَ وَ لَا تَمْكُرْ بِي‏ فِي‏ حِيلَتِكَ‏ مِنْ‏ أَيْنَ‏ لِي‏ الْخَيْرُ يَا رَبِ‏ وَ لَا يُوجَدُ إِلَّا مِنْ‏ عِنْدِكَ‏ وَ مِنْ‏ أَيْنَ‏ لِيَ‏ النَّجَاةُ وَ لَا تُسْتَطَاعُ إِلَّا بِكَ لَا الَّذِي أَحْسَنَ

ادامه مطلب »

متن کامل حدیث واقعه غصب خلافت و منبر و قرآن و نام امیرالمؤمنین و…

حدیثی که از اولین کتاب شیعه نقل شده ، راوی حدیث جناب سلمان فارسی اعلی الله درجة فی الجنه است و اشاره دارد به غسل و نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و دعوای مهاجر و انصار بر سر خلافت و بیعت شیطان با ابوبکر در مسجد و جمع آوری قرآن کامل توسط امیر عالم و آتش زدن خانه ایشان توسط ابوبکر و عمر و پیروانشان و شهادت حضرت زهرا و شهادت حضرت محسن علیهم السلام و بیعت گرفتن به زور از امیرالمومنین علیه السلام و احتجاج ایشان بر علیه غاصبین و دفاع اصحابِ قلیل حصرت از حق آل محمد علیهم السلام و بیعت گرفتن به زور از اصحاب …

ادامه مطلب »

خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخر ماه شعبان در فضیلت ماه رمضان

خطبه ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله در فضیلت ماه مبارک رمضان که بعد از دَرک این خطبه مبارکه میل و رغبت شما برای روزه ماه مبارک رمضان صد چندان خواهد شد و هدایتی در این خطبه نهفته است که درک شدنی نیست و در انتهای خطبه از مظلومیت مولانا امیرالمومنین علیه السلام سخن فرموده اند

ادامه مطلب »

دعای علوی مصری برای دفع دشمن رَبِّ مَنْ ذَا الَّذِی دَعَاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ..

انشاء الله  همه منتظرین امام زمان علیه السلام را در  قرائت این دعای شریف  شریک نمائید این دعا صادره از  حضرت صاحب الامر ، امام زمان  ě است برای شرح نزول این دعا به صفحه ۳۳۹۹ مراجعه شود Ě رَبِّ مَنْ ذَا الَّذِی دَعَاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ وَ مَنْ ذَا الَّذِی سَأَلَكَ فَلَمْ تُعْطِهِ وَ مَنْ ذَا الَّذِی نَاجَاكَ فَخَیَّبْتَهُ أَوْ

ادامه مطلب »

شرح نزول دعای علوی مصری که برای دفع دشمن است

برای مشاهده دعا به صفحه ۳۴۰۱ مراجعه شود دعای علوی مصری یكی از دعاهای شریف و عظیم الشأن است كه امام زمان صلواة الله  علیه و عجل الله تعالی فرجه    آن را به یكی از سادات بزرگوار به نام محمدبن علی كه سلسله نسبش به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می رسیده و در مصر ساكن بوده است، یاد داده اند؛ و

ادامه مطلب »

دعای صَنَمَیْ‏ قُرَیْشٍ وَ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ جِبْتَیْهَا وَ طَاغُوتَیْهَا وَ إِفْكَیْهَا و ابنیهما..

این دعائی است عظیم الشّأن و رفیع المنزلة که ابن عبّاس آن را از مولای ما امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت نموده است، و این دعاء از غوامض اسرار و کرائم اوراد امیرالمؤمنین علیه السلام است که آن حضرت در روز و شب و وقت سحر میخواندند ، و آن را در قنوت نماز می خواندند و می فرمودند: کسی که این

ادامه مطلب »

مقاله در اعتبار دعای صنمی قریش

شرحی  بر  اعتبار  دعای  صنمی قریش ✅دعای عظیم صَنَمَی قریش دعایی است که در آن بطور خلاصه ظلمهایی که بر رسول خدا  و اهل بیت ایشان (صلوات الله علیهم اجمعین) انجام شده و نافرمانیهایی که از اوامر الهی شده است را بیان میکند. ✅دعای صنمی قریش، صادره از مولانا  امام امیرالمومنین علیه السلام  است ✅دعای صنمی قریش جوابی است برای

ادامه مطلب »

دعای اعتقاد از حضرت امام کاظم علیه السلام إِلَهِی إِنَّ ذُنُوبِی وَ كَثْرَتَهَا…

این دعای عظیم الشان  از  حنجره مبارک و مطهر باب الحوائج حضرت امام کاظم  علیه السلام  صادر شده و دارای  الفاظ کاملی است  و در  ذکر معارف است و  بسیار دعای  نافذی است . و هو دعاء الاعتقاد : بسم الله الرحمن الرحیم إِلَهِي إِنَّ ذُنُوبِي وَ كَثْرَتَهَا قَدْ غَيَّرَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ وَ حَجَبَتْنِي عَنِ اِسْتِيهَالِ رَحْمَتِكَ وَ بَاعَدَتْنِي عَنِ

ادامه مطلب »

درباره غسل جمعه و دعا های وارده آن

انتظار  فرج  مولانا صاحب الزمان  علیه السلام و عجل الله  تعالی فرجه  در این روز افضل اعمال است به فتوای اکثر فقها ی  شیعه، غسل جمعه مستحب مؤکد است علامه حلی، مختلف الشیعة، جلد ۱، ص۳۱۸ در اهمیت غسل روز جمعه  رسول خدا صلی الله  علیه و آله به حضرت امیرالمومنین علیه السلام  فرمودند هیچگاه غسل جمعه را ترک نکن، هر چند

ادامه مطلب »

دعایی کوتاه برای وقت سحر يُسْتَحَبُّ أَنْ يَقُولَ عِنْدَ اَلسَّحَرِ

این دعایی است برای هر سحری و مخصوصاً شب جمعه ، دارای مضامین عالی برای وقت سحر و اگر به عبارات دعا توجه شود می بینید در نیازمندی های ما که درخواست شود از خداوند ، کامل است و ان شاالله خداوند به اخلاصی کامل عنایت نمایید و چشمی باز و عقلی روشن و توفیقی رفیق و وجودی سالم و اشتیاقی به عبادتش …

ادامه مطلب »

مقاله در شرح خلاصه دعایی که حضرت صاحب علیه السلام به سفیر اولشان فرمودند

Ę دعا در غیبت امام زمان علیه السلام‏ دعائی كه در غیبت باید خوانده شود. و یکی از دعاهایی است که که به خوبی وظایف منتظران را ترسیم می‌کند و به گونه‌ای بهترین عهد ما را با وجود مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه و علیه تعیین می‌کند، سند دعا  جناب شیخ  عثمان بن سعید ( اعلی الله درجة

ادامه مطلب »

دعایی کوتاه برای حفظ ایمان در زمان غیبت اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ …

دعایی دیگر برای عاقبت بخیری و هدایت و ثابت ماندن در اعتقادات صحیح و راه صحیح و برای رسیدن به هدایت ابتدا لازم است دعا کنیم و این یکی از دعا ها است

ادامه مطلب »

حِرز و دعایی نورانی و کوتاه از إمامین الهمامین الحسن و الحسین علیهُماالسلام

کسانی  که  وقت  ندارند حِرز های جامع  و بزرگ را  قرائت کنند  لااقل  این حرز های  کوتاه و  نورانی را  قرائت نمایند  تا  در حفظ خداوند باشند . و برای  بیماری و رفع هر شری از جن و انسان و حیوان و… اثر بخش است

ادامه مطلب »

پیام جدید از طرف “بخش ارت

حمیدرضا امامی منشibn.kerman@gmail.com بسم اللهاگر تمایل دارید ، فایل Word ، PDF یا عکس و… بفرستید: — روز: ۱۳۹۹-۰۱-۲۲زمان: ۹:۱۰ بعد از ظهرلینک برگه: https://www.313k.ir/کاربر عامل: Mozilla/5.0 (Windows NT 10.0; Win64; x64) AppleWebKit/537.36 (KHTML, like Gecko) Chrome/80.0.3987.149 Safari/537.36Remote IP: 5.209.170.216قدرت گرفته توسط: صفحه ساز المنتور ۰ ۰ رای ها امتیازدهی به مقاله

ادامه مطلب »

حِرز و دعایی کوتاه برای در اَمان بودن از هر بدی . أَصْبَحْتُ فِي ذِمَّةِ اَللَّهِ …

دو دعای کوتاه  که شبیه هم هستند ،  برای در امان  ماندن از هر شرّی  هر کدام را که بخوانید فرقی ندارد هر دو معتبرند ، اگر کسی به باطن آنها پی ببرد دیگر این دعاهای کوتاه را ترک نخواهد کرد

ادامه مطلب »

احتجاج امیرالمومنین علیه السلام : فردى به حضرتش گفت: چه خوب بود بعد از غصب خلافت ، مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى

ابان از سليم نقل كند كه گفت: پيرامون امير مؤمنان عليه السّلام نشسته بوديم، نزد حضرتش گروهى از اصحاب وى حضور داشتند، فردى به حضرتش گفت: اى امير مؤمنان! چه خوب بود كه مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى! حضرتش برخاست و خطبه خواند و فرمود: بدانيد كه من شما را به يارى خويش خواندم برنخاستيد، اندرزتان دادم نپذيرفتيد،

ادامه مطلب »

وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، اخراج عایشه و حفصه ، نصب اسمةبن زید به فرمانده ای بر ابوبکر و عمر خبر از ۱۲ امام هدایت و خبر از دولت مهدی آل محمد علیهم السلام

در آخرین روزهای زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت خودی ها را خواستند و نا محرمان را بیرون کردند و درباره اتفاق های آینده صحبت فرمودند و از ۱۲ امام هدایت و نامهایشان سخن فرمودند و از دولت مهدی آل محمد علیهم السلام فرمودند و از شهادت حضرت صدیقه طاهر و شهادت امام مجتبی و سید الشهداء علیهم السلام سخن فرمودند

ادامه مطلب »

آیا عبادت در زمان غیبت امام علیه السلام بهتر است یا در زمان ظهور ؟

عمار ساباطى گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: كداميك از اين دو بهتر است‌؟: عبادت پنهانى با امام پنهان از شما خانواده در زمان دولت باطل يا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشكار از شما؟ فرمود: اى عمار! بخدا كه صدقه دادن پنهانى از صدقه دادن آشكارا بهتر است، و همچنين بخدا عبادت شما در پنهانى

ادامه مطلب »

حدیث قیام جناب زید در ابتدای صحیفه سجادیه و عدم رضای امام علیه السلام

متوكل بن هارون، راوى صحیفه سجادیه چنین مى‌گوید: یحیى بن زید بن على، نوه امام زین العابدین علیه السّلام را ملاقات كردم، در حالى كه عازم خراسان بود. به او سلام كردم و از حال پسر عموهایش در مدینه پرسید؛ خصوصا از عمویش امام باقر علیه السّلام مۆكد سۆال كرد و من وى را از حال ایشان با خبر ساختم

ادامه مطلب »

آماده باش نظامی شیعه تا ظهور است و برای صبر در این آماده باش اجر می برد

ابو عبد اللّٰه جعفى مى‌گويد:امام باقر عليه السّلام فرمود:رباط‍‌[آمادگى نظامى يا آماده باش]در ميان شما چند روز است‌؟عرض كردم:چهل روز.فرمود:ولى رباط‍‌ ما تا پايان روزگار است.هر كس مركبى را براى يارى ما آماده نگاه دارد تا آن مركب نزد اوست به اندازۀ وزن آن و وزن وزن آن،نزد خدا پاداش دارد،و هر كه سلاحى را براى يارى ما نگاه دارد

ادامه مطلب »

اشعار عربی درباره حضرت محسن علیه السلام

إليك يا محسن … يا محسن … يا مُهجة فاطمة … و قلب عليّ …. أيها الصبيب السكيب من الكوثر العذب … يا ظفيرة الشمس التي قطعتها أصابع الغدر و الظلم و الظلام … يا زُهرة ولدت مع الفجر و أطفأتها يد الجريمة … يا صيحة الحقّ المهدور …. و ضحيّة الهدي المسفوح بين الباب و الجدار … يا عذوبة

ادامه مطلب »

به چه دلیل باید اکثر دعای ما برای ظهور حضرت امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه باشد ؟

حضرت صاحب الامر علیه السلام و عجل الله فرجه  در بخشی از  حدیث  شریف فرمودند : أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَجِ‏ فَإِنَ‏ ذَلِكَ‏ فَرَجُكُم‏  ترجمه : اکثر دعای شما باید براى تعجيل در فرج باشد كه همان فرج و گشايش شما است . 📚  منابع : كمال الدين و تمام النعمة  مرحوم شیخ صدوق اعلی الله درجة ، جلد ‏۲، صفحه  ۴۸۵

ادامه مطلب »

آیا امیرالمومنین علیه السلام در جریان غصب خلافت سکوت کردند و کاری نکردند؟

امیر عالم علیه السلام بعد از دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله شب ها حضرت صدیقه کبری و امام حسن و حسین علیهم السلام را همراه خود بر در خانه انصار و مهاجر می بردند و با آنها احتجاج می نمودند و یاد آوری میکردند فرمایشات رسول خدا صلی الله علیه و اله را و آنها هم تصدیق میکردند و متاسفانه در عمل خیانتکار بودند ..

ادامه مطلب »

دوران بارداری حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام به فاطمه اطهر علیهاالسلام و ماجرای ولادت

این حدیث شریف اشاره دارد به دوران حمل حضرت زهرای اطهر علیهاالسلام توسط مادرشان حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام و معجزات و خارق عادات در هنگام ولادت حضرت صدیقه طاهره و صحبت کردن آن بانوی عالمیان در بدو تولد

ادامه مطلب »

احادیثی درباره معرفت به حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام

این حدیث شریف درباره خلقت نورانیت حضرت فاطمه اطهر علیهاالسلام است قبل از خلقت زمین و آسمانها و از این قبیل احادیث در باب ۱۴ معصوم علیهم السلام زیاد است جای هیچ شک و شبهه در بین شیعه امامیه نیست و بلکه اغلب سنی ها هم اقرار کرده اند

ادامه مطلب »

قضاوت عجیبِ حضرت داوود علیه السلام

حدیث شریف از امیر عالم است علیه السلام درباره حضرت داوود علیه السلام که از خداوند می خواهد او را در قضاوتها کمک کند و قضاوتی در باطن داشته باشد (معجز گونه) ولی خداوند عطا نمی کند . باز حضرت بر این خواسته اسرار می کند و بعد دچار مشکلاتی می شوند

ادامه مطلب »

حِرز عظیم و شریف و جامع از حضرت امام صادق علیه السلام

این دعایی کامل و جامع و عظیمی است به نقل از کتاب های شریف  مهج الدعوات و منهج العباداتمرحوم سید بن طاووس ، المصباح للكفعمي اعلی الله مقامهما ، که بنده واقعاً نظیر آن را در کمال ندیده ام و البته حِرز دیگری هم حضرت امام صادق علیه السلام دارند که در بین مؤمنین مشهورتر است اما این حِرز جامعتر و کاملتر است و البته آن حِرز که گفتم نیز در بخش حِرز ها قرار داده شده

ادامه مطلب »