اثباتِ سرقت‌های پی‌در‌پی شیخیه از احادیث

(مصباح المعارف و الیقین هدایهً للمسترشدین)

این کتاب اثری است حدیث‌محور که با گردآوری مجموعه‌ای متقن از احادیث و استناد به کلام نورانی حضرات معصومین صلوات الله علیهم ، به اثبات و تبیین آشکار انحرافات عقیدتی شیخیه می‌پردازد تا چراغ راهی برای هدایت حق‌جویان باشد

موضوع : یک سئوال :رسول خدا ص برای چند روز که از مدینه خارج میشدند همیشه یک نفر را جانشین خود قرار میدادند  حالا  چطور شده که سنی ها میگویند پیغمبر ص بعد از شهادت ، وصی و جانشین معیین نکردند ؟

Ę

ثبت دیدگاه در انتهای صفحه

در این مقاله میپردازیم به اینکه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله آیا هر وقت برای جنگ و یا امری دیگر از مدینه خارج میشدند جانشین داشته اند ؟

ما از کتب علمای سنی این مطالب را بیان میکینم  تا سنی ها  به فکر فرو روند  و شیعیان دور باور ، باور کنند که  پیغمبر ص برای  برای غیبت ۵ روزه حتی وصی و جانشین در مدینه معیین میکردند ، چطور برای امر مهم بعد از شهادت جانشین و خلیفه معیین نکرده باشند!!!!!!

چون سنی ها میگویند رسول خدا صلی الله علیه و آله بعد از شهادت خود وصی و جانشین و خلیفه معیین نکرده بودند و غدیر خم  و موارد بسیار که به خلافت و وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره مستقیم دارد را انکار میکنند و البته جالب اینکه همه این وقایع را ما از کتب خود سنی ها اثبات کرده ایم .

حالا از کتب علمای سنی به اثبات این امر می پردازیم که پیغمبر برای یک غیبت خود در مدینه جانشین انتخاب میکردند  و  همراه همیشکی رسول الله صلی الله علیه و آله در جنگ ها ، امیرالمؤمنین علیه السلام بودند …

غزوات رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)   و جانشینان ایشان :

 وَّدان

یکسال بعد از ورود حضرت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مدینه، [۱][۲] در صفر سال دوم هجرت، رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نخستین بار، با گروهی از مسلمانان ، برای جنگ از مدینه خارج شدند؛ [۳][۴] در این سفر که تنها مهاجران در آن حضور داشتند؛ [۵] رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سعد بن عباده را برای رسیدگی به امور مردم به جای خویش، در شهر مدینه، منصوب فرمودند[۶][۷][۸] و خود با همراهان، در تعقیب کاروان قریش و جنگ با بنی‌ضمره بن بکر، تا جایی موسوم به «ودّان» پیش رفتند.[۹]
حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از پنجاه شب غیبت از مدینه، [۱۰] بدون اینکه جنگی روی دهد، در اوایل ربیع‌الاول ، به مدینه بازگشتند.[۱۱][۱۲]


 بُواط

در ربیع‌الاول سال دوم هجری، [۱۳][۱۴] پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به قصد حمله به کاروانی از قریش تا منطقه «بواط» در ناحیه رضوی پیش رفتند؛ اما چون با دشمنی برخورد نکردند، [۱۵][۱۶] به مدینه برگشتند. حضرت پانزده روز از مدینه غیبت داشتند[۱۷] و در این مدت سائب بن عثمان بن مظعون[۱۸][۱۹] یا سعد بن معاذ[۲۰][۲۱][۲۲][۲۳] را جانشین خود در مدینه قرار دادند.


– ذی‌العشیره

در جمادی‌الاولی سال دوم هجری، حضرت در تعقیب کاروانی تجاری از قریش تا «عشیره» واقع در منطقه «بطن ینبع» پیش رفتند؛ [۲۷][۲۸] اما در این غزوه نیز بدون اینکه جنگی در گیرد، به مدینه برگشتند.[۲۹] در این غزوه نیز اباسلمه جانشین حضرت در مدینه بود.[۳۰][۳۱][۳۲][۳۳]
عبدالله بن عبدالاسد بن هلال مکنی معروف به ابوسلمه پسر عمه و برادر رضاعی رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، [۳۴] از اولین مسلمانان و مهاجران به حبشه و مدینه بود.[۳۵][۳۶] او در احد بر اثر اصابت تیری زخمی و بعد مدتی به شهادت رسید.[۳۷]


– بدر اولی

ده روز از غزوه ذی‌العشیره نگذشته بود که به حضرت خبر رسید کرز بن جابر فهری گله مدینه را غارت کرد.[۳۸] حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به تعقیب او پرداخته تا «وادی سفوان» در ناحیه بدر، پیش رفتند؛ اما به وی دست نیافتند و به مدینه برگشتند.[۳۹][۴۰] جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در این زمان در مدینه، زید بن حارثه بود.[۴۱][۴۲][۴۳]


– بدر الکبری

در رمضان سال دوم هجری، حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) [۴۴] برای حمله به کاروانی از قریش، به همراهی سپاهی سیصد و سیزده نفره عازم جنگ شد. سرانجام در منطقه «بدر» با قریش درگیر شده و با پیروزی رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و مسلمانان، جنگ خاتمه یافت. حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قبل از عزیمت به این سفر جنگی، عبدالله بن ام‌مکتوم معیصیّ را جانشین خود در مدینه قرار دادند.[۴۵][۴۶][۴۷][۴۸][۴۹]
در اسم ابن ام‌مکتوم اختلاف است، عده‌ای گفته‌اند عبدالله و عده‌ای بیشتر گفته‌اند عمرو. او فرزند قیس بن زائده بن الاصم بن رواحه بوده، [۵۰][۵۱][۵۲][۵۳]


بنی‌سلیم

در شوال سال دوم هجری، [۷۳] هنوز هفت روز از وقوع جنگ بدر نگذشته بود که به حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) خبر رسید که بنی‌سلیم و غطفان بر ضد مسلمانان فراهم آمدند. از این رو حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با سپاهی عازم ناحیه «کُدر» سرزمین بنی‌سلیم و غطفان شدند؛ اما بدون اینکه جنگی واقع شود، [۷۴] حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد پانزده شب به مدینه برگشتند.[۷۵]
در این جنگ سباع بن عُرفُطَه غفاری[۷۶] و به نقلی عبدالله بن ام‌مکتوم[۷۷][۷۸][۷۹][۸۰] جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بودند.


سویق

در ذی‌حجه سال دوم هجری، حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جهت نبرد با قریش تا سرزمین «قرقرة الکُدر» پیش رفتند؛ اما بدون دست‌یابی به دشمنان به مدینه برگشتند. [۸۴][۸۵] در پنج روز غیبت حضرت، در مدینه[۸۶] ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر جانشین حضرت در امور مدینه بود.[۸۷][۸۸][۸۹][۹۰][۹۱]


بحران

این غزوه که رویارویی حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با بنی‌سلیم در ناحیه‌ای به نام «فرع»، در کنار معدنی در حجاز، در ربیع‌الاخر سال سوم هجرت بود، جنگی در آن رخ نداد.[۱۱۲][۱۱۳] در این غزوه نیز عبدالله بن ام‌مکتوم، جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بود.[۱۱۴][۱۱۵][۱۱۶][۱۱۷] حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد ده شب به مدینه بازگشتند.[۱۱۸]


بنی‌قینقاع

این جنگ در شوال سال دوم در بیستمین ماه هجرت[۱۱۹] بین مسلمانان و یهودیان بنی‌قینقاع واقع شد. در پانزده روزی که دو طرف درگیر نبرد بودند، ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر جانشین نبی‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بود.[۱۲۰][۱۲۱][۱۲۲]


 احد

در شوال سال سوم در سی و دومین ماه بعد از هجرت، [۱۲۳] حضرت عازم جنگ با قریش در احد شد و در این مدت، ایشان عبدالله ابن ام‌مکتوم را جانشین خود در مدینه کرده بودند.[۱۲۴][۱۲۵][۱۲۶][۱۲۷][۱۲۸]


حمراء الاسد

در این غزوه که در ادامه غزوه احد به وقوع پیوست، عبدالله بن ام‌مکتوم در مدت پنج شب غیبت حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از مدینه[۱۲۹] در امور مدینه، جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بودند.[۱۳۰][۱۳۱][۱۳۲][۱۳۳]


بنی‌نضیر

در پی حضور شش روزه[۱۳۴] پیامبر‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مواجهه با یهودیان بنی‌نضیر در سی و هفتمین ماه هجرت، [۱۳۵] عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در امور مدینه شده بود.[۱۳۶][۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹]


ذات الرِّقاع

حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برای مقابله با تهدید قبایل غطفان و بنی‌ثعلبه و بنی‌محارب، عازم سرزمین نجد شدند، [۱۴۰][۱۴۱] هر چند این رویارویی به جنگ نینجامید و سپاه اسلام بعد پنج روز، به مدینه عزیمت نمودند.[۱۴۲] در این مدت ابوذر غفاری[۱۴۳][۱۴۴][۱۴۵]  جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بودند.
در اسم ابوذر، اختلاف است؛ اما بیشتر نسب‌شناسان، با نام جندب بن جناده، [۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱][۱۵۲] از او یاد کرده‌اند. او از کبار صحابه و گفته شده سومین یا چهارمین نفری بود که به حضرت ایمان آورد.[۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵] ابوذر از زهاد و بزرگان و علماء عاملین و از حکّام سیّاس و بزرگان صادقین بود؛ [۱۵۶] و در صداقت ، به او مثال می‌زدند.[۱۵۷]


بدر الوعد

بواسطه وعده ابوسفیان در احد صورت گرفت. در این مدت رسول‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عبدالله بن عبدالله بن ابی بن سلول انصاری را جانشین خود کردند.[۱۵۸]


دومة الجندل

این غزوه در ربیع‌الاول سال پنجم هجری جهت دفع دشمنان صورت گرفت. حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سباع بن عرفطه غفاری را جانشین خود ساخته، عازم نبرد با دشمنان شدند.[۱۶۲][۱۶۳][۱۶۴][۱۶۵]


 غزوه بنی‌قریظه

بعد غزوه خندق، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به فرمان الهی، فوراً عازم نبرد با یهودیان بنی‌قریظه شدند. در این غزوه نیز عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بودند.[۱۶۶][۱۶۷][۱۶۸][۱۶۹]


بنی‌لحیان

در جمادی‌الاولی سال ششم به خونخواهی شهدای رجیع، به وقوع پیوست. در این مدت که چهل روز طول کشید، [۱۷۰] نیز عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بودند.[۱۷۱][۱۷۲][۱۷۳][۱۷۴][۱۷۵]


 ذوقَرَد

چند شب بعد از مراجعت حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از نبرد بنی‌لحیان و در پی غارت غابه، توسط سواران غطفان، صورت گرفت.[۱۷۶][۱۷۷] در این مدت کوتاه عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بود.[۱۷۸][۱۷۹][۱۸۰][۱۸۱]


 بنی‌مُصطَلَق

در این جنگ که بین سپاهیان اسلام و بنی‌مصطلق در سال پنجم یا ششم هجری، در گرفت ابوذر غفاریجانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در امور مدینه بودند.[۱۸۲][۱۸۳][۱۸۴][۱۸۵]


حدیبیه

در ذی‌القعده سال ششم هجری واقع شد در این زمان نمیلة بن عبدالله لیثی[۱۸۶][۱۸۷][۱۸۸][۱۸۹][۱۹۰] یا عبدالله بن‌ام‌مکتوم[۱۹۱][۱۹۲][۱۹۳] جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بود.


خیبر

در محرم سال هفتم بین مسلمانان و یهودیان خبیر به وقوع پیوست؛ در این مدت نمیلة بن عبدالله لیثی[۱۹۴] و به قولی سباع بن عرفطه غفاری جانشین نبی‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در امور مدینه بودند.[۱۹۵][۱۹۶][۱۹۷][۱۹۸][۱۹۹]


فتح مکّه

در جریان فتح مکه در سال هشتم هجرت، عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین حضرت در امور مدینه بودند.[۲۰۰][۲۰۱][۲۰۲]


حنین

در شوال سال هشتم و پس از فتح مکه، با قبایل هوازان و ثقیف و نصر و جشم صورت گرفت، در این مدت نیز عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه بودند.[۲۰۳][۲۰۴][۲۰۵]


 طائف

در این غزوه نیز عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در امور مدینه بودند.[۲۰۶][۲۰۷]


 تبوک

در رجب سال نهم هجری، رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) برای جنگ با رومیان عازم سرزمین روم شدند. ایشان قبل از خروج از مدینه، حضرت علی (علیه‌السّلام) را به جهت نگرانی‌ها و حساسیت اوضاع، جانشین خود در امور مدینه کردند، تا در نبود حضرت (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) دشمنان فراهم نیامده، پیش آمد سخت و ناگواری را برای مسلمین، رقم نزنند.البته این جنگ با نبود امیرالمؤمنین علی علیه السلام  بسیار  بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و مسلمین  سخت شد  و  به جایی رسید که شکست مسلمانان انقریب رقم میخورد  ، جبرئیل نازل شد و  عرض کرد فاتح ، علی بن ابی طالب علیهماالسلام  است و او را صدا بزنید  تا بیاید و حضرت امیر علیه السلام به طی الارض از مدینه آمدند به تبوک  و پرونده تبوک را مثل جنگ های دیگر با دست پر برکت خود بستند … [۲۰۸][۲۰۹][۲۱۰]


 حجةالوداع

در حجةالوداع نیز عبدالله بن ام‌مکتوم، جانشین حضرت در مدینه بود. [۲۱۶][۲۱۷]


 پانویس


۱. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۱.
۲. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۱، ص۱۶۴.
۳. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۱، ص۱۶۴.
۴. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۹.
۵. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۹.
۶. ↑ ‌ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیرو الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳، ج۲، ص۴۵.
۷. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۵۹۱.
۸. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۹.
۹. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۰.
۱۰. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۲.
۱۱. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۰.
۱۲. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۱، ص۱۶۴.
۱۳. ↑ ‌طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۱، ص۱۶۴.
۱۴. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۲.
۱۵. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۵۹۸.
۱۶. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۱.
۱۷. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۲.
۱۸. ↑ اندلسی، ابن حزم، جوامع السیره النبویه، بیروت، دارالکتب العلمیه، ص۷۷.
۱۹. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۵۹۸.
۲۰. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۷.
۲۱. ↑ ‌ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۲، ص۲۶۲.
۲۲. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۵.
۲۳. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۳، ص۱۶۸.
۲۴. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۲، ص۵۷۵.
۲۵. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ص۱۶۱.
۲۶. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۳، ص۶۸.
۲۷. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۵۹۹.
۲۸. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۱.
۲۹. ↑ ‌ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۳.
۳۰. ↑ ‌ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۱، ص۲۶۳.
۳۱. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۳، ص۲۴۶.
۳۲. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۵۹۸.
۳۳. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۷.
۳۴. ↑ ‌ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسدالغابه، بیروت- دارالفکر، ۱۹۸۹، ج۳، ص۱۹۰.
۳۵. ↑ ‌ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۴، ص۱۳۲.
۳۶. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۹۳۹-۹۴۰.
۳۷. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۶، ص۲۸
۳۸. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۶۰۱.
۳۹. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۳.
۴۰. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری با علام الهدی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج۱، ص۱۶۵.
۴۱. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۷.
۴۲. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۶۰۱.
۴۳. ↑ حلبی شافعی، ابوالفرج، سیره حلبیه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ دوم، ۱۴۲۷، ج۲، ص۱۷۷.
۴۴. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۲۴۰.
۴۵. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۲۰.
۴۶. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۶۱۲.
۴۷. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۲، ص۲۸۹.
۴۸. ↑ ابن خیاط، ابو عمرو بن ابی هبیره، تاریخ خلیفه، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۵، ص۴۸.
۴۹. ↑ ‌ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیرو الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳، ج۲، ص۵۱.
۵۰. ↑ دینوری، ابن قتیبه، المعارف، ص۲۹۰.
۵۱. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۲۶۳.
۵۲. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسدالغابه، بیروت- دارالفکر، ۱۹۸۹، ج۲، ص۷۲۰.
۵۳. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۴، ص۱۵۴.
۵۴. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ص۱۷۱.
۵۵. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۴، ص۱۵۵.
۵۶. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۱۰، ص۱۳۳.
۵۷. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۹۹۷.
۵۸. ↑ سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیه، چاپ اول، ۱۹۶۲، ج۱، ص۳۱۵.
۵۹. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ص۱۷۱.
۶۰. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ص۱۷۱.
۶۱. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۴، ص۴۹۵.
۶۲. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۱۰، ص۱۳۳.
۶۳. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۴، ص۱۵۵.
۶۴. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۹۹۷.
۶۵. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۴، ص۴۹۵.
۶۶. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۴، ص۱۵۵.
۶۷. ↑ ابن حبیب بغدادی، المنمق فی اخبارقریش، تحقیق خورشید احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، چاپ اول، ۱۹۸۵، ص۴۰۴.
۶۸. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۱، ص۳۱۵.
۶۹. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۹۹۸.
۷۰. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ص۱۷۱.
۷۱. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۱، ص۳۱۵.
۷۲. ↑ ابن قتیبه، المعارف، تحقیق ثروت عکاشه، قاهره، الهیئة المصریة العامة کتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲، ص۲۹۰.
۷۳. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۶۳.
۷۴. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۸۲.
۷۵. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۸۲.
۷۶. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۳، ص۳۴۴.
۷۷. ↑ ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیرو الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳، ج۲، ص۷۰.
۷۸. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ۱۸۴.
۷۹. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ج۱، ص۳۱۱.
۸۰. ↑ مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۱۰.
۸۱. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۸۴.
۸۲. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۵، ص۴۰۴.
۸۳. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۳، ص۲۴.
۸۴. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ص۴۵.
۸۵. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۸۱.
۸۶. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۸۱.
۸۷. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ج۲، ص۴۵.
۸۸. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۳، ص۳۴۴.
۸۹. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۸۲.
۹۰. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۸، ص۳۴۹.
۹۱. ↑ ‌ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۱، ص۳۴۹.
۹۲. ↑ ‌ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ص۳۳۴.
۹۳. ↑ ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسدالغابه، بیروت- دارالفکر، ۱۹۸۹، ص۱۷.
۹۴. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۳، ص۲۴.
۹۵. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۱، ص۱۷۳.
۹۶. ↑ ‌ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسدالغابه، بیروت- دارالفکر، ۱۹۸۹، ص۲۳۳.
۹۷. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۴، ص۱۷۴۰.
۹۸. ↑ ‌ابن اسحاق، محمد، السیرة النبویه، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۰، ص۳۱۲.
۹۹. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۹۴.
۱۰۰. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۹۴.
۱۰۱. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۶۸.
۱۰۲. ↑ ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیرو الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳، ج۲، ص۱۴۳.
۱۰۳. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۴۶.
۱۰۴. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۱۶۹.
۱۰۵. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۹۶.
۱۰۶. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۴، ص۳۷۷.
۱۰۷. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۱۰۳۷.
۱۰۸. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۴، ص۳۷۷.
۱۰۹. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۱۰۳۸.
۱۱۰. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۴، ص۳۷۸.
۱۱۱. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۴، ص۳۷۷.
۱۱۲. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۵۶۰.
۱۱۳. ↑ ابن اسحاق، محمد، السیرة النبویه، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۰، ص۳۱۳.
۱۱۴. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۵۶۰.
۱۱۵. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۹۷.
۱۱۶. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۴، ص۳.
۱۱۷. ↑ ابن خیاط، ابو عمرو بن ابی هبیره، تاریخ خلیفه، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۵، ص۹۶.
۱۱۸. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۹۷.
۱۱۹. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۷۶.
۱۲۰. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۲۲.
۱۲۱. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۵۶۲.
۱۲۲. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۸۰.
۱۲۳. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۱۹۹.
۱۲۴. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۸، ص۳۵۵.
۱۲۵. ↑ ابن خیاط، ابو عمرو بن ابی هبیره، تاریخ خلیفه، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۵، ص۹۶.
۱۲۶. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۶۴.
۱۲۷. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۲۹.
۱۲۸. ↑ مسعودی، مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۱۱.
۱۲۹. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۳۳۴.
۱۳۰. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۳۸.
۱۳۱. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۱۰۲.
۱۳۲. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۳۳۴.
۱۳۳. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۴، ص۴۹.
۱۳۴. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۱۹۱.
۱۳۵. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۳۶۳.
۱۳۶. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۴۴.
۱۳۷. ↑ مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۱۲.
۱۳۸. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۱۹۰.
۱۳۹. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ص۳۳۹.
۱۴۰. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۳، ص۳۷۰.
۱۴۱. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۳، ص۶۹۲.
۱۴۲. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۳۹۵.
۱۴۳. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۴، ص۸۳.
۱۴۴. ↑ ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۲، ص۷۶.
۱۴۵. ↑ نویری، شهاب الدین، نهایة الارب فی فنون الادب، قاهره، دارالکتب و الوثائق القومیه، چاپ اول، ۱۴۲۳، ج۱۷، ص۱۵۸.
۱۴۶. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۴۰۲.
۱۴۷. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۴، ص۸۳.
۱۴۸. ↑ ‌ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیرو الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳، ج۴، ص۱۴۳.
۱۴۹. ↑ ‌ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۱، ص۲۵۲.
۱۵۰. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۷، ص۱۰۵.
۱۵۱. ↑ زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶، ج۲، ص۱۴۰.
۱۵۲. ↑ سمعانی، عبدالکریم بن محمد، الانساب، تحقیق عبدالرحمن بن یحیی المعلمی الیمانی، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیه، چاپ اول، ۱۹۶۲، ج۱۰، ص۶۴.
۱۵۳. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۱، ص۲۵۲.
۱۵۴. ↑ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵، ج۵، ص۱۰۶.
۱۵۵. ↑ زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶ج۲، ص۴۰.
۱۵۶. ↑ ابن حزم‌اندلسی، علی بن احمد، جمهرة انساب العرب، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۸، ج۱۰، ص۶۵.
۱۵۷. ↑ ‌زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دارالعلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۶ج۲، ص۴۰.
۱۵۸. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۲۰۹.
۱۵۹. ↑ ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیرو الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۹۹۳، ج۳، ص۶۹.
۱۶۰. ↑ ‌ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسدالغابه، بیروت- دارالفکر، ۱۹۸۹، ج۳، ص۱۲۲.
۱۶۱. ↑ ابن عبد البر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، چاپ اول، ۱۹۹۲، ج۳، ص۹۴۲.
۱۶۲. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۴۰۴.
۱۶۳. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۳، ص۶۹۹.
۱۶۴. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۴۸.
۱۶۵. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۱، ص۲۰۲.
۱۶۶. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۵۷.
۱۶۷. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۲، ص۴۹۶.
۱۶۸. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۳، ص۷۱۶.
۱۶۹. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶ج۱، ص۳۴۷.
۱۷۰. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۲، ص۵۳۵.
۱۷۱. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۲، ص۵۳۷.
۱۷۲. ↑ ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۱۹.
۱۷۳. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۴، ص۱۴۹.
۱۷۴. ↑ مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۱۱.
۱۷۵. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۳، ص۷۵۰.
۱۷۶. ↑ بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۰۵، ج۴، ص۱۹۰.
۱۷۷. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۲۸۱.
۱۷۸. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۲، ص۵۳۸.
۱۷۹. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۱، ص۳۰۸.
۱۸۰. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۶۲.
۱۸۱. ↑ مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۱۸.
۱۸۲. ↑ ‌ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۴، ص۱۵۶.
۱۸۳. ↑ نویری، شهاب الدین، نهایة الارب فی فنون الادب، قاهره، دارالکتب و الوثائق القومیه، چاپ اول، ۱۴۲۳، ج۱۷، ص۱۶۴.
۱۸۴. ↑ عبدالرحمن، سهیلی، الروض الانف فی شرح السیرة النبویه، داراحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۲، ج۲، ص۳۹۹.
۱۸۵. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۲۸۹ .
۱۸۶. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۲، ص۳۲۸.
۱۸۷. ↑ ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه والنهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ج۴، ص۱۶۴.
۱۸۸. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۹۳.
۱۸۹. ↑ مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۲۱.
۱۹۰. ↑ ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۲، ص۱۵۴.
۱۹۱. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۸.
۱۹۲. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۹۳.
۱۹۳. ↑ مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۲۱.
۱۹۴. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۱، ج۲، ص۳۲۸.
۱۹۵. ↑ ‌طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۲، ص۹.
۱۹۶. ↑ تمیمی، ابو حاتم، السیرة النبویه و الاخبار الخلفاء، بیروت، الکتب الثقافیة، چاپ سوم، ۱۴۱۷، ج۱، ص۳۰۰.
۱۹۷. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۸.
۱۹۸. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۸۱.
۱۹۹. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶، ص۳۵۲.
۲۰۰. ↑ ابن سعد، محمد بن سعد، طبقات الکبری، تحقیق محمد عبدالقادرعطاء، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۰، ج۲، ص۱۰۲.
۲۰۱. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۸، ص۳۸۴.
۲۰۲. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۸.
۲۰۳. ↑ ‌مسعودی، ابو الحسن علی بن حسین، التنبیه والاشراف، عبدالله اسماعیل الصاوی، قاهره، دارالصاوی بی تا، ۱۹۹۲، ص۲۳۰.
۲۰۴. ↑ مقریزی، احمد بن علی، امتاع الاسماع، تحقیق محمد عبد الحمید النمیسی، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۹، ج۸، ص۳۸۸.
۲۰۵. ↑ واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۸.
۲۰۶. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۸.
۲۰۷. ↑ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زکار وریاض زرکلی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، ۱۹۹۶ج۱، ص۳۶۶.
۲۰۸. ↑ ‌شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳، ج۱، ص۱۵۶.
۲۰۹. ↑ ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۲، ص۲۶۸.
۲۱۰. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۴، ص۹۴۶.
۲۱۱. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۴، ص۹۴۶.
۲۱۲. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۴، ص۹۴۶.
۲۱۳. ↑ ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه- بی تا، ج۴، ص۹۴۷.
۲۱۴. ↑ ‌شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳، ج۱، ص۱۵۶.
۲۱۵. ↑ ابن سید الناس، محمد بن محمد، عیون الاثر، بیروت، دارالقلم، چاپ اول، ۱۴۱۴، ج۲، ص۲۶۸.
۲۱۶. ↑ ‌واقدی، محمد بن عمر، المغازی،ترجمه محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشردانشگاهی، چاپ دوم، ۱۳۶۹، ج۱، ص۸.
۲۱۷. ↑ ابن خیاط، ابو عمرو بن ابی هبیره، تاریخ خلیفه، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۹۹۵، ص۹۶.

۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
با نشر مطلب از طرُق بالا ، در ثواب نشر ، شریک باشید

لطفاً با ثبت نظر و دیدگاه خود، ما را در ثبت عقاید صحیح یاری کنید و اشتباه ما را بنویسید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

دعای کسانی که زودتر به اجابت می رسد

حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند : پدرم ميفرمود: پنج دعا است كه از درگاه پروردگار تبارك و تعالى محجوب نگردد (و پرده و حائلى نيست كه جلوش را بگيرد)١ – دعاى امام عادل ٢ – دعاى ستم ديده كه خداى عز و جل فرمايد: هر آينه بطور مسلم انتقام تو را (از ستمكارت) بگيرم گر چه پس از زمانى

ادامه مطلب »

كسانی كه اجابت دعای ایشان به تأخیر افتد و حکمتهای آن

۱-احمد بن محمد بن أبى نصر گوید بحضرت امام ابى الحسن الرضا علیه السلام عرضكردم: قربانت:من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده ‏ام و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده است؟فرمودند: اى احمد مبادا شیطان بر (دل) تو راهى باز كند، تا تو را ناامید كند همانا حضرت امام باقر علیه السلام مى‏فرمودند: هر

ادامه مطلب »

اطاعت محض از چع کسانی درست است ، تفسیر آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ

اطاعت از  چه کسانی طبق قرآن و احادیث ، واجب است  در آیه  ۵۹ سوره نساء  : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ  خداوند   به کسانی که ایمان آورده اند  خطاب  میکند :اطاعت کنید از خداوند و  اطاعت  کنید از رسول خدا و أُولِی الْأَمْرِ   و ابتدا  باید  أُولی الْأَمْرِ  مشخص شود  آیا معصوم

ادامه مطلب »

دعای ابو حمزه ثمالی برای سحر های ماه مبارک رمضان

دعای  ابو حمزه ثمالی  برای سحر های  ماه مبارک رمضان  از کتاب شریف اقبال الاعمال مرحوم سید بن طاووس Ğ روایت میشود : Ě Ę  إِلَهِي لَا تُؤَدِّبْنِي بِعُقُوبَتِكَ وَ لَا تَمْكُرْ بِي‏ فِي‏ حِيلَتِكَ‏ مِنْ‏ أَيْنَ‏ لِي‏ الْخَيْرُ يَا رَبِ‏ وَ لَا يُوجَدُ إِلَّا مِنْ‏ عِنْدِكَ‏ وَ مِنْ‏ أَيْنَ‏ لِيَ‏ النَّجَاةُ وَ لَا تُسْتَطَاعُ إِلَّا بِكَ لَا الَّذِي أَحْسَنَ

ادامه مطلب »

متن کامل حدیث واقعه غصب خلافت و منبر و قرآن و نام امیرالمؤمنین و…

حدیثی که از اولین کتاب شیعه نقل شده ، راوی حدیث جناب سلمان فارسی اعلی الله درجة فی الجنه است و اشاره دارد به غسل و نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و دعوای مهاجر و انصار بر سر خلافت و بیعت شیطان با ابوبکر در مسجد و جمع آوری قرآن کامل توسط امیر عالم و آتش زدن خانه ایشان توسط ابوبکر و عمر و پیروانشان و شهادت حضرت زهرا و شهادت حضرت محسن علیهم السلام و بیعت گرفتن به زور از امیرالمومنین علیه السلام و احتجاج ایشان بر علیه غاصبین و دفاع اصحابِ قلیل حصرت از حق آل محمد علیهم السلام و بیعت گرفتن به زور از اصحاب …

ادامه مطلب »

خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخر ماه شعبان در فضیلت ماه رمضان

خطبه ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله در فضیلت ماه مبارک رمضان که بعد از دَرک این خطبه مبارکه میل و رغبت شما برای روزه ماه مبارک رمضان صد چندان خواهد شد و هدایتی در این خطبه نهفته است که درک شدنی نیست و در انتهای خطبه از مظلومیت مولانا امیرالمومنین علیه السلام سخن فرموده اند

ادامه مطلب »

دعای علوی مصری برای دفع دشمن رَبِّ مَنْ ذَا الَّذِی دَعَاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ..

انشاء الله  همه منتظرین امام زمان علیه السلام را در  قرائت این دعای شریف  شریک نمائید این دعا صادره از  حضرت صاحب الامر ، امام زمان  ě است برای شرح نزول این دعا به صفحه ۳۳۹۹ مراجعه شود Ě رَبِّ مَنْ ذَا الَّذِی دَعَاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ وَ مَنْ ذَا الَّذِی سَأَلَكَ فَلَمْ تُعْطِهِ وَ مَنْ ذَا الَّذِی نَاجَاكَ فَخَیَّبْتَهُ أَوْ

ادامه مطلب »

شرح نزول دعای علوی مصری که برای دفع دشمن است

برای مشاهده دعا به صفحه ۳۴۰۱ مراجعه شود دعای علوی مصری یكی از دعاهای شریف و عظیم الشأن است كه امام زمان صلواة الله  علیه و عجل الله تعالی فرجه    آن را به یكی از سادات بزرگوار به نام محمدبن علی كه سلسله نسبش به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می رسیده و در مصر ساكن بوده است، یاد داده اند؛ و

ادامه مطلب »

دعای صَنَمَیْ‏ قُرَیْشٍ وَ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ جِبْتَیْهَا وَ طَاغُوتَیْهَا وَ إِفْكَیْهَا و ابنیهما..

این دعائی است عظیم الشّأن و رفیع المنزلة که ابن عبّاس آن را از مولای ما امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت نموده است، و این دعاء از غوامض اسرار و کرائم اوراد امیرالمؤمنین علیه السلام است که آن حضرت در روز و شب و وقت سحر میخواندند ، و آن را در قنوت نماز می خواندند و می فرمودند: کسی که این

ادامه مطلب »

مقاله در اعتبار دعای صنمی قریش

شرحی  بر  اعتبار  دعای  صنمی قریش ✅دعای عظیم صَنَمَی قریش دعایی است که در آن بطور خلاصه ظلمهایی که بر رسول خدا  و اهل بیت ایشان (صلوات الله علیهم اجمعین) انجام شده و نافرمانیهایی که از اوامر الهی شده است را بیان میکند. ✅دعای صنمی قریش، صادره از مولانا  امام امیرالمومنین علیه السلام  است ✅دعای صنمی قریش جوابی است برای

ادامه مطلب »

دعای اعتقاد از حضرت امام کاظم علیه السلام إِلَهِی إِنَّ ذُنُوبِی وَ كَثْرَتَهَا…

این دعای عظیم الشان  از  حنجره مبارک و مطهر باب الحوائج حضرت امام کاظم  علیه السلام  صادر شده و دارای  الفاظ کاملی است  و در  ذکر معارف است و  بسیار دعای  نافذی است . و هو دعاء الاعتقاد : بسم الله الرحمن الرحیم إِلَهِي إِنَّ ذُنُوبِي وَ كَثْرَتَهَا قَدْ غَيَّرَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ وَ حَجَبَتْنِي عَنِ اِسْتِيهَالِ رَحْمَتِكَ وَ بَاعَدَتْنِي عَنِ

ادامه مطلب »

درباره غسل جمعه و دعا های وارده آن

انتظار  فرج  مولانا صاحب الزمان  علیه السلام و عجل الله  تعالی فرجه  در این روز افضل اعمال است به فتوای اکثر فقها ی  شیعه، غسل جمعه مستحب مؤکد است علامه حلی، مختلف الشیعة، جلد ۱، ص۳۱۸ در اهمیت غسل روز جمعه  رسول خدا صلی الله  علیه و آله به حضرت امیرالمومنین علیه السلام  فرمودند هیچگاه غسل جمعه را ترک نکن، هر چند

ادامه مطلب »

دعایی کوتاه برای وقت سحر يُسْتَحَبُّ أَنْ يَقُولَ عِنْدَ اَلسَّحَرِ

این دعایی است برای هر سحری و مخصوصاً شب جمعه ، دارای مضامین عالی برای وقت سحر و اگر به عبارات دعا توجه شود می بینید در نیازمندی های ما که درخواست شود از خداوند ، کامل است و ان شاالله خداوند به اخلاصی کامل عنایت نمایید و چشمی باز و عقلی روشن و توفیقی رفیق و وجودی سالم و اشتیاقی به عبادتش …

ادامه مطلب »

مقاله در شرح خلاصه دعایی که حضرت صاحب علیه السلام به سفیر اولشان فرمودند

Ę دعا در غیبت امام زمان علیه السلام‏ دعائی كه در غیبت باید خوانده شود. و یکی از دعاهایی است که که به خوبی وظایف منتظران را ترسیم می‌کند و به گونه‌ای بهترین عهد ما را با وجود مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه و علیه تعیین می‌کند، سند دعا  جناب شیخ  عثمان بن سعید ( اعلی الله درجة

ادامه مطلب »

دعایی کوتاه برای حفظ ایمان در زمان غیبت اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ …

دعایی دیگر برای عاقبت بخیری و هدایت و ثابت ماندن در اعتقادات صحیح و راه صحیح و برای رسیدن به هدایت ابتدا لازم است دعا کنیم و این یکی از دعا ها است

ادامه مطلب »

حِرز و دعایی نورانی و کوتاه از إمامین الهمامین الحسن و الحسین علیهُماالسلام

کسانی  که  وقت  ندارند حِرز های جامع  و بزرگ را  قرائت کنند  لااقل  این حرز های  کوتاه و  نورانی را  قرائت نمایند  تا  در حفظ خداوند باشند . و برای  بیماری و رفع هر شری از جن و انسان و حیوان و… اثر بخش است

ادامه مطلب »

پیام جدید از طرف “بخش ارت

حمیدرضا امامی منشibn.kerman@gmail.com بسم اللهاگر تمایل دارید ، فایل Word ، PDF یا عکس و… بفرستید: — روز: ۱۳۹۹-۰۱-۲۲زمان: ۹:۱۰ بعد از ظهرلینک برگه: https://www.313k.ir/کاربر عامل: Mozilla/5.0 (Windows NT 10.0; Win64; x64) AppleWebKit/537.36 (KHTML, like Gecko) Chrome/80.0.3987.149 Safari/537.36Remote IP: 5.209.170.216قدرت گرفته توسط: صفحه ساز المنتور ۰ ۰ رای ها امتیازدهی به مقاله

ادامه مطلب »

حِرز و دعایی کوتاه برای در اَمان بودن از هر بدی . أَصْبَحْتُ فِي ذِمَّةِ اَللَّهِ …

دو دعای کوتاه  که شبیه هم هستند ،  برای در امان  ماندن از هر شرّی  هر کدام را که بخوانید فرقی ندارد هر دو معتبرند ، اگر کسی به باطن آنها پی ببرد دیگر این دعاهای کوتاه را ترک نخواهد کرد

ادامه مطلب »

احتجاج امیرالمومنین علیه السلام : فردى به حضرتش گفت: چه خوب بود بعد از غصب خلافت ، مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى

ابان از سليم نقل كند كه گفت: پيرامون امير مؤمنان عليه السّلام نشسته بوديم، نزد حضرتش گروهى از اصحاب وى حضور داشتند، فردى به حضرتش گفت: اى امير مؤمنان! چه خوب بود كه مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى! حضرتش برخاست و خطبه خواند و فرمود: بدانيد كه من شما را به يارى خويش خواندم برنخاستيد، اندرزتان دادم نپذيرفتيد،

ادامه مطلب »

وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، اخراج عایشه و حفصه ، نصب اسمةبن زید به فرمانده ای بر ابوبکر و عمر خبر از ۱۲ امام هدایت و خبر از دولت مهدی آل محمد علیهم السلام

در آخرین روزهای زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت خودی ها را خواستند و نا محرمان را بیرون کردند و درباره اتفاق های آینده صحبت فرمودند و از ۱۲ امام هدایت و نامهایشان سخن فرمودند و از دولت مهدی آل محمد علیهم السلام فرمودند و از شهادت حضرت صدیقه طاهر و شهادت امام مجتبی و سید الشهداء علیهم السلام سخن فرمودند

ادامه مطلب »

آیا عبادت در زمان غیبت امام علیه السلام بهتر است یا در زمان ظهور ؟

عمار ساباطى گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: كداميك از اين دو بهتر است‌؟: عبادت پنهانى با امام پنهان از شما خانواده در زمان دولت باطل يا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشكار از شما؟ فرمود: اى عمار! بخدا كه صدقه دادن پنهانى از صدقه دادن آشكارا بهتر است، و همچنين بخدا عبادت شما در پنهانى

ادامه مطلب »

حدیث قیام جناب زید در ابتدای صحیفه سجادیه و عدم رضای امام علیه السلام

متوكل بن هارون، راوى صحیفه سجادیه چنین مى‌گوید: یحیى بن زید بن على، نوه امام زین العابدین علیه السّلام را ملاقات كردم، در حالى كه عازم خراسان بود. به او سلام كردم و از حال پسر عموهایش در مدینه پرسید؛ خصوصا از عمویش امام باقر علیه السّلام مۆكد سۆال كرد و من وى را از حال ایشان با خبر ساختم

ادامه مطلب »

آماده باش نظامی شیعه تا ظهور است و برای صبر در این آماده باش اجر می برد

ابو عبد اللّٰه جعفى مى‌گويد:امام باقر عليه السّلام فرمود:رباط‍‌[آمادگى نظامى يا آماده باش]در ميان شما چند روز است‌؟عرض كردم:چهل روز.فرمود:ولى رباط‍‌ ما تا پايان روزگار است.هر كس مركبى را براى يارى ما آماده نگاه دارد تا آن مركب نزد اوست به اندازۀ وزن آن و وزن وزن آن،نزد خدا پاداش دارد،و هر كه سلاحى را براى يارى ما نگاه دارد

ادامه مطلب »

اشعار عربی درباره حضرت محسن علیه السلام

إليك يا محسن … يا محسن … يا مُهجة فاطمة … و قلب عليّ …. أيها الصبيب السكيب من الكوثر العذب … يا ظفيرة الشمس التي قطعتها أصابع الغدر و الظلم و الظلام … يا زُهرة ولدت مع الفجر و أطفأتها يد الجريمة … يا صيحة الحقّ المهدور …. و ضحيّة الهدي المسفوح بين الباب و الجدار … يا عذوبة

ادامه مطلب »

به چه دلیل باید اکثر دعای ما برای ظهور حضرت امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه باشد ؟

حضرت صاحب الامر علیه السلام و عجل الله فرجه  در بخشی از  حدیث  شریف فرمودند : أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَجِ‏ فَإِنَ‏ ذَلِكَ‏ فَرَجُكُم‏  ترجمه : اکثر دعای شما باید براى تعجيل در فرج باشد كه همان فرج و گشايش شما است . 📚  منابع : كمال الدين و تمام النعمة  مرحوم شیخ صدوق اعلی الله درجة ، جلد ‏۲، صفحه  ۴۸۵

ادامه مطلب »

آیا امیرالمومنین علیه السلام در جریان غصب خلافت سکوت کردند و کاری نکردند؟

امیر عالم علیه السلام بعد از دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله شب ها حضرت صدیقه کبری و امام حسن و حسین علیهم السلام را همراه خود بر در خانه انصار و مهاجر می بردند و با آنها احتجاج می نمودند و یاد آوری میکردند فرمایشات رسول خدا صلی الله علیه و اله را و آنها هم تصدیق میکردند و متاسفانه در عمل خیانتکار بودند ..

ادامه مطلب »

دوران بارداری حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام به فاطمه اطهر علیهاالسلام و ماجرای ولادت

این حدیث شریف اشاره دارد به دوران حمل حضرت زهرای اطهر علیهاالسلام توسط مادرشان حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام و معجزات و خارق عادات در هنگام ولادت حضرت صدیقه طاهره و صحبت کردن آن بانوی عالمیان در بدو تولد

ادامه مطلب »

احادیثی درباره معرفت به حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام

این حدیث شریف درباره خلقت نورانیت حضرت فاطمه اطهر علیهاالسلام است قبل از خلقت زمین و آسمانها و از این قبیل احادیث در باب ۱۴ معصوم علیهم السلام زیاد است جای هیچ شک و شبهه در بین شیعه امامیه نیست و بلکه اغلب سنی ها هم اقرار کرده اند

ادامه مطلب »

قضاوت عجیبِ حضرت داوود علیه السلام

حدیث شریف از امیر عالم است علیه السلام درباره حضرت داوود علیه السلام که از خداوند می خواهد او را در قضاوتها کمک کند و قضاوتی در باطن داشته باشد (معجز گونه) ولی خداوند عطا نمی کند . باز حضرت بر این خواسته اسرار می کند و بعد دچار مشکلاتی می شوند

ادامه مطلب »

حِرز عظیم و شریف و جامع از حضرت امام صادق علیه السلام

این دعایی کامل و جامع و عظیمی است به نقل از کتاب های شریف  مهج الدعوات و منهج العباداتمرحوم سید بن طاووس ، المصباح للكفعمي اعلی الله مقامهما ، که بنده واقعاً نظیر آن را در کمال ندیده ام و البته حِرز دیگری هم حضرت امام صادق علیه السلام دارند که در بین مؤمنین مشهورتر است اما این حِرز جامعتر و کاملتر است و البته آن حِرز که گفتم نیز در بخش حِرز ها قرار داده شده

ادامه مطلب »