اثباتِ سرقت‌های پی‌در‌پی شیخیه از احادیث

(مصباح المعارف و الیقین هدایهً للمسترشدین)

این کتاب اثری است حدیث‌محور که با گردآوری مجموعه‌ای متقن از احادیث و استناد به کلام نورانی حضرات معصومین صلوات الله علیهم ، به اثبات و تبیین آشکار انحرافات عقیدتی شیخیه می‌پردازد تا چراغ راهی برای هدایت حق‌جویان باشد

موضوع : ماجرای غصب خلاف و بعیت گرفتن به زور شمشیر و آتش

خلاصه مطلب :مرحوم سلیم بن قیس از سلمان فارسی اعلی الله درجة روایت کرده است آنچه دیده و شنیده و بعضی ها اصرار دارند که حضرت امیر علیه السلام برای مقابله با غاصبین خلافت سکوت اختیار نموده اند و این حدیث شریف در شرح خلاف واقع بودن سکوت است ...

Ę

ثبت دیدگاه در انتهای صفحه

در کتاب سلیم بن  قیس رحمة الله علیه  از سلمان  فارسی  اعلی الله مقامه  نقل  نموده :

 

عمر به أبو بكر گفت: به دنبال علىّ بفرست تا بيعت كند، زيرا تا او بيعت نكند هيچ اعتبارى به كار ما نيست، و در صورت بيعت از شرّ او ايمن خواهيم بود، او نيز فرستاده‏اى را روانه خانه آن حضرت ساخت كه دعوت خليفه پيامبر را اجابت كرده و نزد من حاضر شو.

امام متّقين امیرالمؤمنین علیه السلام  فرمودند: چه زود سخن و فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را فراموش کردید! ابوبکر و اطرافيانش بخوبى مى‏دانند كه خداوند  و رسولش  كسى را جز من خليفه قرار ندادند! فرستاده ابوبکر تمام سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام  را به گوش ايشان رسانيد، و براى بار دوم [به فرمان عمر] مأمور شد كه به آن حضرت بگويد: دعوت امير المؤمنين!!! أبو بكر را اجابت كن. او نيز خبر را رسانيد.

حضرت امير عليه السّلام فرمودند: سبحان اللَّه! بخدا قسم كه زمان زيادى از ارتحال رسول خدا صلی الله علیه و آله نگذشته و هنوز اين كلام رسول خدا در اذهان باقى است، و خود أبو بكر نيك مى‏داند كه لقب «امير المؤمنين» مخصوص من است، و رسول خدا وى را با شش نفر ديگر امر فرمود كه مرا به اين عنوان خطاب كنند. و او با رفيقش عمر چون منظور پيامبر را دريافتند گفتند:آيا اين دستور از جانب خدا و رسول او است؟ و رسول خدا فرمودند: «آرى، اين حقّى از جانب خدا و رسول است كه او: امير المؤمنين، و سرور مسلمانان، و پرچمدار پيشانى سفيدان از وضو است،خداوند علىّ را به روز قيامت بر صراط مى‏نشاند كه دوستانش را به بهشت داخل و دشمنانش را روانه دوزخ سازد».

با شنيدن اين سخنان آن فرستاده به سوى أبو بكر بازگشته و او را از تمام مطالب آگاه ساخت، و آن روز از وى دست كشيدند. چون شب شد وى فاطمه را بر مركبى سوار نموده و تمام آنان را به يارى طلبيد، و جز همان چهار نفرى كه قبلا گفتم {رجوع شود به صفحه احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام } هيچ يك به يارى آن حضرت نشتافت، و تنها ما بوديم كه سرهامان را تراشيده و آماده جانفشانى و يارى آن حضرت شديم.

و چون آن حضرت وضعيّت را در عدم يارى، و طرفدارى و فرمانبرى و بزرگداشت مردم نسبت به أبو بكر مشاهده فرمود، [صبورانه‏] در خانه‏اش نشست.

عمر به أبو بكر گفت: چرا كسى را نمى‏فرستى تا علىّ را وادار به بيعت كنى؟ زيرا جز او و همان چهار نفر همه بيعت كرده‏اند!. و أبو بكر نسبت به عمر نرمتر و ملايمتر و ملاحظه‏كارتر بود، و عمر تند و خشن و ستمكارتر بود. أبو بكر گفت: چه كسى را براى اين كار بفرستم؟

عمر گفت: قنفذ را به سويش بفرست!- و او برده‏اى از آزادشدگان فتح مكّه بود كه روحيه‏اى تند و خشن و ستمكار داشت و از افراد سرسخت قبيله بنى تيم بود پس او را همراه گروهى پى اين كار فرستاد، او به در خانه علىّ عليه السّلام حاضر شد و اذن دخول خواست، ولى جواب ردّ شنيد، آنان نيز اين موضوع را در مسجد به اطّلاع أبو بكر و عمر و جمع حاضر رساندند، عمر گفت: برويد آنجا؛ خواه اجازه دهد و خواه ندهد بدون اجازه وارد شويد!!. آن جماعت نيز رهسپار بيت ولىّ خدا شده و اذن خواستند، در اين هنگام حضرت صدّيقه كبرى فرمود: ورود به خانه‏ام بر شما حرام و ممنوع باد! با شنيدن اين كلام همراهان قنفذ باز گشته نزد عمر رسيده و گفتند: فاطمه ورود بى‏اجازه به منزلش را بر ما ممنوع و حرام نمود! با شنيدن اين كلام عمر به خشم آمده و گفت: ما را با زنها چه كار؟! سپس به گروهى از اطرافيانش دستور داد تا مقدارى هيزم برداشته و با او همراه شوند، تا در اطراف منزل علىّ عليه السّلام قرار دهند، و اين در حالى بود كه ولىّ خدا به همراه همسر و فرزندانش در خانه بود! سپس عمر با صدايى بلند خطاب به حضرت امير علیه السلام گفت:

بخدا سوگند يا خارج شده و با خليفه پيامبر بيعت مى‏كنى، و يا خانه‏ات را آتش مى‏زنم!.

سپس بازگشته و نزد أبو بكر نشست، در حالى كه مى‏ترسيد نكند علىّ با شمشير از منزل خارج شود، زيرا با سختى و شدّت او نيك آشنا بود. سپس به قنفذ دستور داد كه اگر خارج نشد بى‏اجازه او داخل شده و در صورت ممانعت خانه را به آتش بكشيد.

قنفذ براه افتاده و با همراهانش بى‏اجازه به خانه ولىّ خدا يورش بردند، آن حضرت‏ خواست شمشير كشد ولى مانعش شدند، و شمشيرى از آنان گرفت تا دفاع كند ولى جمعيت او را محاصره كرده و شمشيرش را ستاندند، و از اطراف آن حضرت را محاصره نموده و ريسمانى سياه بر گردن مباركش انداختند، با مشاهده اين وضع دردانه رسول خدا (فاطمه الزهرا)  بى‏تاب شده و خواست كه ميان همسرش  و آنان حائل شده و مانع شود، كه قنفذ ملعون تازيانه‏اش را به تندى بر بازوى مبارك صدّيقه طاهره فرود آورد!! اثر اين ضربه تا دم وفات در بازوى آن حضرت همچون دمبل باقى بود. در اين حال أبو بكر به قنفذ پيغام فرستاد كه علىّ را نزد من بياور، و اگر فاطمه ممانعت كرد او را بزنيد و از نزد علىّ دورش سازيد، با اين پيغام كار بالا گرفت و قنفذ با شدّت عمل بالاترى وارد صحنه شد و در نهايت با قساوت و شدّت ، دخت گرامى پيامبر را ميان فشار درب و ديوار قرار داده و شدّت اين كار بحدّى بود كه پهلوى آن بانو شكست و بچّه داخل شكم (محسن علیه السلام) سقط شد!! در اثر اين عمل ددمنشانه آن بانوى گرامى تا آخر عمر پيوسته زمين‏گير و بسترى شد تا اينكه به همين دليل مظلومانه به شهادت رسيد، صلوات اللَّه عليها.

سپس آن حضرت را به مسجد كشيدند تا اينكه نزد أبو بكر رسيدند، در آن جمع عمر با شمشير بالاى سر أبو بكر ايستاده بود و همراه او خالد بن وليد و أبو عبيده جرّاح و سالم و مغيرة بن شعبه و اسيد بن حسين و بشير بن سعد و الباقى آن مجمع در اطراف أبو بكر مسلّح شده نشسته بودند. حضرت امیرالمومنین عليه السّلام در حالى وارد مسجد شدند كه مى‏فرمود: بخدا سوگند اگر شمشيرم در دستانم مى‏بود خود در مى‏يافتيد كه هرگز بمن غالب نمى‏شديد، و بخدا سوگند كه من خود را در باب تلاش و كوشش در اتمام حجّت هيچ ملامت و سرزنشى نخواهم كرد زيرا در آن كوتاهى نكردم، اگر فقط چهل مرد با من همراهى و يارى مى‏نمودند مسلّما اين جماعت و گروهتان را بهم مى‏زدم، پس لعنت خدا بر آن گروهى كه با من بيعت نمود سپس مرا وانهاده و تنها گذاشت.

عمر با لحنى بسيار تند به آن حضرت گفت: بيعت كن! حضرت فرمود: اگر بيعت نكنم چه مى‏شود؟ گفت: اگر بيعت نكنى تو را با خوارى و ذلّت خواهيم كشت. فرمود: با اين كار بنده خدا و برادر رسول خدا را كشته‏ايد. أبو بكر گفت: بنده خدا درست است، ولى برادر رسول خدا را قبول نداريم. فرمود: آيا شما منكر پيمان برادرى ميان من و رسول خدا مى‏باشيد؟- و اين كلام را سه بار تكرار فرمود- سپس رو به آن مجمع نموده و فرمود: اى گروه مهاجر و انصار! شما را به خدا قسم، مگر نشنيديد كه در روز غدير خمّ چنين و چنان گفت؟ و در غزوه تبوك چه گفت؟- آن ولىّ خدا از گفتن هيچ كلامى كه پيامبر در شأن او در حضور امّت گفته بود دريغ نكرده و همه را تذكّر داد- و در پايان هر كدام همه تأييد كرده و مى‏گفتند: آرى بخدا درست است.

أبو بكر احساس خطر كرد كه نكند تمام مردم ياريش نموده و از او دفاع كنند، بهمين خاطر شتابان گفت: آنچه گفتى همه ما با گوشهايمان شنيده و در دل ضبط نموده‏ايم، ولى خود شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از تمام اينها فرمود: ما اهل بيت را خداوند برگزيد و كرامت بخشيد و براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد، و خداوند براى ما نخواست كه نبوّت و خلافت را جمع نمايد !!!!

حضرت امیرالمومنین عليه السّلام فرمودند : آيا جز تو فرد ديگرى از اصحاب اين كلام را شنيده؟

عمر گفت: خليفه رسول خدا راست گفت، ما نيز اين سخن را از آن حضرت شنيديم، و در پى او أبو عبيده و سالم مولا حذيفه و معاذ بن جبل نيز سخن أبو بكر را تصديق نمودند.

حضرت امير عليه السّلام فرمود: براستى همه شما به آن صحيفه ملعونه‏اى كه در خانه كعبه منعقد كرده و هم عهد شديد، كه پس از ارتحال پيامبر خلافت را از ما خانواده دور كنيد.

أبو بكر گفت: از كجا اين خبر بتو رسيده؟ آيا ما بتو گفتيم؟ حضرت خطاب به يارانش فرمود: اى زبير و اى سلمان و تو اى مقداد همه شما را به خدا و حقيقت اسلام قسم مى‏دهم آيا شما نشنيديد كه رسول خدا اين مطلب را بمن تذكّر داد كه فلانى و فلانى- تا اينكه تمام آن پنج تن را نام برد- ميان خود نامه‏اى نوشته و تعهّد نموده‏اند كه پس از من با خلافت علىّ مخالفت كنند؟! همگى آن سه نفر گفتند: بخدا آرى، همه اين مطالب را ما نيز شنيديم. و شخص شما پس از شنيدن اين سخن رسول خدا عرض نمودى: پدر و مادرم به فدايت اى پيامبر خدا، اگر اين واقعه رخ داد من چه كنم؟ و پيامبر فرمود: اگر بر آنان يار و ياورى يافتى كه با آنان جهاد نموده و ستيزه كن، و در غير اين صورت بيعت كرده و صبر كن، و خون خود را حفظ كن. حضرت امیر عليه السّلام فرمودند: بخدا سوگند اگر همان چهل نفرى كه با من بيعت نمودند نقض عهد نكرده بودند در راه خدا و براى رضاى او بخوبى با شما جهاد مى‏كردم، و بخدا سوگند كه هيچ يك از نسل شما نمى‏توانست تا روز قيامت به خلافت دست يابد.

سپس پيش از بيعت رو به قبر رسول خدا نموده و فرياد بر آورد كه: «ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ»!!.

سپس آنان دست آن حضرت را گرفته روى دست ابى بكر گذاشتند در حالى كه دست خود را مى‏كشيد، و گفتند: بيعت كرد، بيعت كرد، و اين صدا در مسجد پيچيد كه بيعت كرد! أبو الحسن بيعت كرد!! سپس به زبير گفتند: حال بيعت كن! ولى او خوددارى كرد، كه ناگاه عمر و خالد و مغيره با تعدادى ديگر به او يورش برده و شمشير را از دستش گرفته و به زمين زده و شكستند. زبير به عمر كه روى سينه‏اش نشسته بود گفت: اى پسر صُهاك حبشيّه! اگر شمشيرم در دستم بود از من مى‏گريختى. سپس زبير نيز بيعت كرد. سلمان گويد: سپس مرا گرفته و پا و گردنم را همچون كالا درهم پيچيده و محكم بستند گويى تمام اعضايم را درهم شكستند، و از سر اجبار؛ من نيز بيعت نمودم، سپس أبو ذرّ و مقداد نيز از سر اجبار بيعت نمودند، و جز علىّ و ما چهار نفر هيچ يك از امّت از سر اجبار بيعت نكرد.

در بين ما زبير از همه تندتر سخن مى‏گفت، پس از بيعت زبیر رو به عمر كرده و گفت:

اى پسر صُهاك اگر اين آزادشده‏گان ياريت نكرده بودند و شمشير بدستم بود هرگز بر من غالب نشده بودى، زيرا من از ترس و اضطراب تو باخبرم، و امروز اطراف خود جمعيتى را مى‏بينى و با تكيه بر قدرت آنان حمله مى‏كنى.

و كلام ميان آن دو بسختى بالا گرفت به سخنان زشت مبدّل گشت تا آنجا كه أبو بكر ميان آن دو را سازش داده و هر كدام دست از ديگرى برداشت.

سليم بن قيس راوى خبر گويد: من به سلمان گفتم: آيا تو بى‏هيچ كلامى با أبو بكر بيعت نمودى؟ گفت: من پس از بيعت گفتم: پيوسته دنيا بر شما حرام باد! آيا مى‏دانيد چه بلائى سر خود آورديد؟ انجام داديد و خطا كرديد، شما همچون امّتهاى گذشته رفتار نموده‏ و پيروى تمايلات و شهوات نفسانى خود را كرديد، و سنّت پيامبرتان را واگذاشته و خطا كرديد، تا آنجا كه مقام خلافت را از مركز و اهل آن خارج ساختيد. عمر به من گفت:

اكنون كه هم تو و هم رفيقت بيعت نموده‏ايد هر چه مى‏خواهى بگو. گفتم: من نيز شهادت مى‏دهم كه خود از رسول خدا شنيدم كه مى‏فرمود: بر تو و رفيقت كه با او بيعت نمودم گناه و عذابى معادل گناه و عذاب تمام امّت تا روز قيامت خواهد بود.

 

الاحتجاج  طبرسی اعلی الله درجة  صفحه ۱۹۵

کتاب سلیم  بن قیس  اعلی الله درجة   صفحه ۲۲۴


محقق طوسي درکتاب  کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد  مي گويد: چون اميرالمؤمنين عليه السلام از بيعت با ابوبکر خودداري کرد، (ابوبکر)  فرستاد تا خانه اش را با آن که فاطمه و حسن و حسين (علیهم السلام)و جماعتي از بني هاشم در آن بودند، آتش زنند…

.::متن عربی::.

عن المحقق الطوسي (ره) في کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد  : و بعث (ابوبکر) الي بيت اميرالمؤمنين عليه السلام لما امتنع من البيعة فاضرم فيه النار و فيه فاطمة والحسن والحسين و جماعة من بني هاشم…

کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص ۳۷۶ و ۳۷۷.


علامه الحلي اعلی الله درجة  : چون اميرالمؤمنين عليه السلام از بيعت سر باز زد ، ابوبکر فرستاد تا خانه ي او را آتش زنند، با آن که در آن فاطمه و حسن و حسين و جماعتي از بني هاشم بودند. علي عليه السلام را به زور بيرون آوردند، زبير هم که با او در خانه بود، شمشيرش را شکسته، او را نيز از آنجا بيرون راندند. فاطمه عليهاالسلام کتک خورد و جنيني که نامش محسن بود، سقط شد.

.:::متن عربی:::.

علامة الحلي : و بعث (ابوبکر) الي بيت اميرالمؤمنين عليه السلام لما امتنع البيعة فاضرم فيه النار و فيه فاطمة والحسن والحسين و جماعة من بني هاشم و اخرجوا عليا عليه السلام کرها و کان معه الزبير في البيت فکسروا سيفه و اخرجوه من الدار و ضربت فاطمة عليهاالسلام فالقت جنينا اسمه محسن…

 


.::: احتجاج به وسیله کتب سنی ها :::.

بلاذری سنی  (متوفی ۲۷۹ ه. ق) در کتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر جلد اوّل صفحه ۵۸۶، تحت عنوان «امرالسقیفه» در حدیث شماره ۱۱۸۴ چنین می نویسد: «ابابکر برای بیعت گرفتن از علی، به دنبال وی فرستاد، پس علی بیعت نکرد. در این هنگام عمر با شعله ای آتش روانه خانه علی شد، فاطمه در پشت درب با او مواجه شده و گفت: ای پسر خطاب! آیا تو را در حال آتش زدن خانه ام می بینم؟! عمر گفت: آری! اینکار من از دین پدر تو محکم تر است


ابن قتیبه سنی  (متوفی ۲۷۶ ه.ق)   چنین می نویسد : «پس ابوبکر،عمر را به دنبال آنها که در خانه علی جمع شده بودند فرستاد پس آنها از خارج شدن از خانه خودداری نمودند در این هنگام عمر دستور داد که: هیزم حاضر کنید و خطاب به اهل خانه گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست !باید خارج شوید والّا خانه را با اهلش به آتش می کشم . شخصی به عمر گفت :آیا می دانی که فاطمه دراین خانه است؟! عمر گفت :اگر چه فاطمه در خانه باشد!

الامامة والسیاسة  جلد ۱ صفحه ۱۲ چاپ مصر


طبری سنی (متوفی ۳۱۰ ه.ق) چنین می نویسد: زمانی که  عده ای از مهاجرین در خانه علی (علیه السلام) جمع شده بودند عمر بن الخطاب به آنجا آمد و گفت: به خدا قسم! برای بیعت خارج شوید و الاّ خانه را بر شما می سوزانم

تاریخ الاُمم و الملوک جلد ۲ صفحه ۴۴۳ 


مسعودی سنی  (متوفی ۳۴۶ ه.ق)  می گوید: … پس امیرالمؤمنین با عده ای از پیروان و شیعیانش در منزلش دست به مبارزه (منفی) زدند چون پیامبر به وی چنین دستوری داده بود در این هنگام عده ای به خانه اش حمله ور شده و به آنجا هجوم آوردند و درب خانه اش را به آتش کشیدند و او را به زور از خانه خارج کردند، آنها سیّده زنان (فاطمه(علیها السلام)) را در پشت درب فشار سختی دادند به حدی که محسن را سقط کرد

اثبات الوصیه صفحه ۱۴۲


ابن عبدربّه  سنی (متوفی ۳۲۸ ه.ق) در کتاب خود به نام «عقد الفرید» جلد ۳صفحه ۶۴، چاپ مصر چنین می نویسد. «ابوبکر به عمر دستور داد: «اگر از خارج شدن از خانه خود داری کردند با آنها به جنگ بپرداز» پس عمر با شعله ای از آتش روانه خانه فاطمه شد تا آنجا را به آتش بکشد در این هنگام عمر با فاطمه (علیها السلام) برخورد کرده فاطمه به وی گفت: ای پسر خطاب! آیا برای آتش کشیدن خانه ما آمدی؟! عمر گفت: آری! مگر آنکه با ابوبکر بیعت کنید چنانچه امت چنین کردند..


ابن ابی الحدید سنی (متوفای ۶۵۵ ه. ق) در«شرح نهج البلاغه» جلد ۲صفحه ۵۶ذاز قول جوهری چنین می نویسد: … عمر به طرف آنها حرکت کرده و به آنها گفت: قسم به آن کس که جانم در دست اوست یا اینکه برای بیعت کردن از خانه خارج شوید یا آنکه خانه را بر شما به آتش می کشیم». و همچنین در همان صفحه از قول ابوبکر جوهری می نویسد: «… در این هنگام عمر جهت آتش زدن خانه بر ایشان حمله ور شد که زبیر با شمشیر از خانه به طرف عمر خارج شد». و همچنین در جلد دوم صفحه ۵۷ از «شرح نهج البلاغه» می نویسد: «ابوبکر گفت: ای عمر، و ای خالد بن ولید: برخیزید و به مکان آنها رفته و آن دو را به نزد من بیاورید». پس آن دو به طرف خانه علی روانه شدند، عمر داخل خانه شد و خالد بن ولید در آستانه درب خانه ایستاد». لازم به ذکر است که بعضاً در سنی بودن ابن ابی الحدید شبهه کرده اند، پس در جواب می گوئیم «ذهبی» در کتاب «سیرة أعلام النبلاء» جلد ۲۳ صفحه ۲۷۴ می نویسد: «ابن ابی الحدید از کبار فضلاء و ارباب کلام و نظم و نثر و بلاغت بود و به درستی که او معتزلی بود


اسماعیل عمادالدین (متوفی ۷۳۲ ه.ق) در کتاب خود به نام «المختصر فی أخبار البشر» چاپ مصر جلد اول صفحه ۱۵۶ چنین می نویسد: «… سپس ابوبکر به عمر بن خطاب دستور داد تا علی (علیه السلام) و کسانی که با او بودند را از خانه فاطمه (علیها السلام) خارج سازد. ابوبکر به عمر دستور داد که اگر از بیرون آمدن از خانه خود داری کردند با آنها جنگ کن!» در این هنگام عمر با قطعه ای آتش به سوی خانه فاطمه(علیها السلام) روانه شد تا آنجا را به آتش بکشاند، پس فاطمه (علیها السلام) گفت: کجا ای پسر خطاب؟! آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری! مگر آنکه داخل شوید (در بیعت ابوبکر) همانطور که امت داخل شدند


 

۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
با نشر مطلب از طرُق بالا ، در ثواب نشر ، شریک باشید

لطفاً با ثبت نظر و دیدگاه خود، ما را در ثبت عقاید صحیح یاری کنید و اشتباه ما را بنویسید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

دعایی برای در امان ماندن از هر مرض و بلا با تسبیح تربت امام حسین علیه السلام

درکتاب شریف بحار الانوار مرحوم مجلسی Ğ از کتاب مبارک  فلاح السائل – مرحوم سید بن طاووس  Ğ این حدیث شریف را آورده اند که حضرت امام صادقğ به عراق تشریف آوردند، گروهی خدمت حضرت رسیدند و عرض کردند: دانسته‌ایم که تربت امام حسینğ موجب شفای هر درد است، آیا باعث ایمنی از هر خوف نیز هست؟ فرمود: آری، هرگاه

ادامه مطلب »

دعایی مهم در زمان غيبت صادره از امام زمان علیه السلام ،قرائتش بسیار توصیه میشود

این دعای عظیم الشأن صادره از  مولانا صاحب الزمان ě و طبق امرشان  برای  این زمان  ما  بسیار نافذ است  و بعض از عبارات  این دعا  منحصر به فرد است  و یک مقاله  خلاصه و کوتاه در شرح این دعای شریف در سایت موجود است طالبین رجوع کنند . بنده  این دعا را از  کتاب شریف کمال الدین مرحوم  صدوق المحدثین و القمیین  نقل میکنم :

ادامه مطلب »

آیا کمی و یا زیادی اهل حق ، ملاک و معیار حق است ؟

معیار حق ، کم و یا زیاد بودن  تعداد پیروانش نیست  بلکه  حق را  باید به حق شناخت  ولی اغلب اهل حق  کم هستند و اتفاقاً  بعض از  مردم  ، برای انتخاب مرجع تقلید   معیار  درست و حقیقت را  در کثرت  و زیادی  پیروان مرجع  میدانند و  جستجو می کنند  در  صورتیکه ملاک و  معیار حق ، خودِ حق است

ادامه مطلب »

شهادت حضرت محسن علیه السلام 󠄈 و احتجاج با مخالفین ایام شهادت حضرتش

مقاله ای در ادله شهادت حضرت محسن علیه السلام در کتب معتبر شیعه و اثبات اینکه ائمه علیهم السلام برای آن حضرت غم و اندوه و صرخه ، ناله و اشک داشته اند و حالا بعض از دوستان منع عزاداری برای این بزرگوار میکنند و روز و یا ایامی را که بنام این بزرگوار برگزار میشود را نهی میکنند و یا خودشان به پیروانشان توصیه نمیکنند

ادامه مطلب »

دعای سمات برای عصر جمعه و دعایی از امام زمان علیه السلام

دعای سمات از دو طریق از معصومین روایت شده  و طریق اول از حضرت امام صادق علیه السلام و  طریق دوم از مولانا صاحب  الزمان  ě توسط سفیر اول آن بزرگوار  که مستحب است این دعا را  در آخرین ساعت روز  جمعه یعنی نزدیک غروب  بخوانند .

دعای شریف را  از کتاب مصباح المتهجد و سلاح المتعبد  مرحوم شیخ طوسی Ğ  ، جلد ‏۱، صفحه   ۴۱۹  عیناً   روایت می کنم :

ادامه مطلب »

دعای (اللَّهُمَ‏ ادْفَعْ‏ عَنْ‏ وَلِيِّكَ‏ وَ خَلِيفَتِكَ) برای مولای بزرگوار حضرت صاحب الامر علیه السلام

این دعایی برای  صاحب این  زمان و ولی نعمت ماست و  ار حنجره  مقدس  ثامن الحجج علیه السلام  صادر شده و  برای کسانی که  وقت  کمتری دارند  پیشنهاد  میکنم قرائت نمایند ولی دعای  جامعتر اگر خواستید  به دعای صادره از  سفیر اول  مراجعه نمایید  تا  به فیض  عظیم برسید ولی  قدری  بلندتر است و لااقل یکی از این دو را در  عصر جمعه   قرائت  نمایید

ادامه مطلب »

دارویی برای افزایش حافظه

حضرت امام صادق علیه السلام  به ابی بصیر ترکیبی را  معرفی فرمودند  که شاید در این ایام  برای دوستان  طلبه  خوب باشد .حضرت امام صادق علیه السلام  به ابی بصیر ترکیبی را  معرفی فرمودند  که شاید در این ایام  برای دوستان  طلبه و دانش آموز خوب باشد .

ادامه مطلب »

مقاله درباره واجب بودن داشتن ریش و عدم جواز نداشتن آن

در  ابتدای این مقاله نظر شما را به احادیثی جلب میکنم که علما  بر اساس این احادیث  در کتاب  رساله عملیه   نداشتن ریش را  حرام دانسته اند  و حدیث دیگری  ندیدم و برای  تکمیل این مقاله اگر حدیثی در  تایید و یا رد آن  دارید در قسمت دیدگاه ها  ثبت نمایید . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمودند

ادامه مطلب »

دعای غریق – برای هدایت ، عاقبت به خیری و حفظ ایمان قرائت شود

دعایی کوتاه  که فرمودند خواندن آن برای زمان  غیبت ضروی است و اگر با اعتقاد صحیح زندگی کنید و میخواهید از شک و  گمراهی خارج شوید و در ایمان ثابت بمانید  یک راهش دعا است و  یکی از  دعا ها همین است  و هدایت قبلش همین  دعا ها است که  به واسطه دعا خداوند هدایت میفرماید و چشم شما را روشنمی نماید به نور هدایت، پس از این قبیل دعا ها  زیاد قرائت نمایید .

ادامه مطلب »

دعای ندبه که مشتمل بر عقاید حقه و تأسف بر غیبت امام علیه السلام دارد

دعای ندبه  که قرائتش در چهار عید مستحب است (جمعه ، فطر ، قربان ، غدیر)  و مشتمل بر فضائل امیر عالم ğ و ندبه و تأسف بر غیبت حضرت صاحب الزمان ě  است . از کتاب شریف زاد المعاد – مفتاح الجنان  علامه بزرگوار مجلسی Ğ  ، صفحه  ۳۰۴  چاپ الأعلمي للمطبوعات‏  نقل می شود

ادامه مطلب »

سوره ۱ – الفاتحة – ۷ آیه

بِسمِ اللَّـهِ الرَّحمـٰنِ الرَّحیمِ  ﴿١﴾  الحَمدُ لِلَّـهِ رَبِّ العالَمینَ  ﴿٢﴾ الرَّحمـٰنِ الرَّحیمِ  ﴿٣﴾  مالِكِ یَومِ الدّینِ  ﴿٤﴾  إِیّاكَ نَعبُدُ وَإِیّاكَ نَستَعینُ  ﴿٥﴾  اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ  ﴿٦﴾  صِراطَ الَّذینَ أَنعَمتَ عَلَیهِم غَیرِ المَغضوبِ عَلَیهِم وَلَا الضّالّینَ  ﴿٧﴾ ۰ ۰ رای ها امتیازدهی به مقاله

ادامه مطلب »

سوره ۴ – النساء – ۱۷۶ آیه

 حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمودند : هر کس سوره نساء را در هر جمعه بخواند، از فشار قبر در امان خواهد بود.تفسیر عیاشی، ج ۱، ص ۲۴۱، ح ۱ Ę يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ

ادامه مطلب »

سوره ۳ – آل عمران – ۲۰۰ آیه

حضرت امام جعفر صادق‌ علیه السلام فرمودند : هر که سوره بقره و آل عمران را بخواند، این دو سوره در قیامت بر سر او سایه افکنند مانند دو ابر یا دو عبا .و فرمودند : و چون کسی خواهد از خانه بیرون رود، چند آیه [از سوره] آل عمران را یعنی اِنَّ فی خَلْقِ السَّموات وَالأرْضِ الخ، آیةالکرسی، سوره

ادامه مطلب »

سوره ۶ – الأنعام – ۱۶۵ آیه

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند : هر که سوره انعام را با آب مشک و زعفران بنویسد و آن را به مدت شش روز پیاپی بنوشد، رزق و روزی  بسیار نصیب وی خواهد شد و به کم فهمی و افسردگی و خمودگی دچار نخواهد شد و به خواست خداوند از همه رنج­ها و دردها شفا خواهد یافت. البرهان علی

ادامه مطلب »

سوره ۵ – المائدة – ۱۲۰ آیه

سوره مائده مدنی است، به جز آیه ۳ که در حجه الوداع در عرفات نازل شده است و در ماه های آخر عمر شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده ./ البرهان فی تفسیر القرآن حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند: هر که سوره مائده را در هر پنجشنبه بخواند، ایمانش به ستم آلوده و آمیخته نگردد

ادامه مطلب »

سوره ۷ – الاعراف – ۲۰۶ آیه

ابو بصیر، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمودند : کسی که سوره اعراف را در هر ماه بخواند، در روز قیامت از کسانی خواهد بود که نه ترسی خواهند داشت و نه حزن و اندوهی. اگر هر جمعه آن را بخواند، در روز قیامت از کسانی خواهد بود که حساب از او برداشته می شود. آگاه

ادامه مطلب »

سوره ۸ – الأنفال – ۷۵ آیه

ابو بصیر، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمودند: هر که سوره انفال و سوره برائت را در هر ماه تلاوت کند، هیچ گاه نفاق و دو رویی به سراغ  او نمی آید و از شیعه امیر مؤمنان علیه السلام خواهد بود .  ثواب الاعمال، ص ۱۳۴ ابو بصیر، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است

ادامه مطلب »

سوره ۹ – التوبه – ۱۲۹ آیه

طبرسی: از  امیرالمومنین علی علیه السلام روایت کرده است که: از این رو بسم الله الرحمن الرحیم در آغاز سوره برائت نازل نشده است که بسم الله برای امنیت و رحمت است و سوره برائت برای برداشتن امنیت با شمشیر نازل شد. مجمع البیان، ج ۵، ص ۶. بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّـهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿١﴾ فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ

ادامه مطلب »

ماجرای غصب خلاف و بعیت گرفتن به زور شمشیر و آتش

مرحوم سلیم بن قیس از سلمان فارسی اعلی الله درجة روایت کرده است آنچه دیده و شنیده و بعضی ها اصرار دارند که حضرت امیر علیه السلام برای مقابله با غاصبین خلافت سکوت اختیار نموده اند و این حدیث شریف در شرح خلاف واقع بودن سکوت است

ادامه مطلب »

اوّلين بيعت‏ كننده با ابو بكر بر روی منبر پیغمبر صلی الله علیه و آله

شیطان در روز غدیر خم با دیدن بیعت همه مردم با امیرعالم علیه السلام ، مأیوس شده ولی بعد از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله با دیدن تمرد مردم خوشحال شد و او در مسجد الرسول اوّلین کسی بود که با ابوبکر بیعت کرد و دست او را بوسید و خوشحالی خود را ابراز نمود

ادامه مطلب »

قرائت عقد ازدواج

دستور خواندن عقد دائم مسأله ۲۴۳۲   رساله  آقای  حاج شیخ حسین وحید خراسانی اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگويد: «زَوّجْتُكَ نَفْسِي عَلي الصّداقِ الْمَعْلُومِ» يعني خودرا زن تو نمودم به مهري كه معيّن شده ، و پس از آن بدون آن كه پي در پي بودن ايجاب و قبول عرفاً بهم بخورد مرد

ادامه مطلب »

علم تفسیر قرآن – این حدیث اشاره دارد به آیات متشابه و محکم

آیات محکم آیاتی هستند که ظاهر آنها و باطن آنها به یک موضوع اشاره دارد یعنی ظاهر آیه اگر گفته به راست بروید در باطن ، ائمه اطهار علیهم السلام در تفسیر آیه در احادیث فرموده اند به راست بروید و آیات متشابه بر عکس این است یعنی ظاهر آیه میگوید به راست ولی باطن یعنی فرمایشات ائمه علیهم السلام که مفسر اصلی و واقعی قرآن فقط آنها هستند میگویند به چپ و این آیات متشابه را نباید عمل نمود

ادامه مطلب »