اثباتِ سرقت‌های پی‌در‌پی شیخیه از احادیث

(مصباح المعارف و الیقین هدایهً للمسترشدین)

این کتاب اثری است حدیث‌محور که با گردآوری مجموعه‌ای متقن از احادیث و استناد به کلام نورانی حضرات معصومین صلوات الله علیهم ، به اثبات و تبیین آشکار انحرافات عقیدتی شیخیه می‌پردازد تا چراغ راهی برای هدایت حق‌جویان باشد

موضوع : ماجرای غصب خلاف و بعیت گرفتن به زور شمشیر و آتش

خلاصه مطلب :مرحوم سلیم بن قیس از سلمان فارسی اعلی الله درجة روایت کرده است آنچه دیده و شنیده و بعضی ها اصرار دارند که حضرت امیر علیه السلام برای مقابله با غاصبین خلافت سکوت اختیار نموده اند و این حدیث شریف در شرح خلاف واقع بودن سکوت است ...

Ę

ثبت دیدگاه در انتهای صفحه

در کتاب سلیم بن  قیس رحمة الله علیه  از سلمان  فارسی  اعلی الله مقامه  نقل  نموده :

 

عمر به أبو بكر گفت: به دنبال علىّ بفرست تا بيعت كند، زيرا تا او بيعت نكند هيچ اعتبارى به كار ما نيست، و در صورت بيعت از شرّ او ايمن خواهيم بود، او نيز فرستاده‏اى را روانه خانه آن حضرت ساخت كه دعوت خليفه پيامبر را اجابت كرده و نزد من حاضر شو.

امام متّقين امیرالمؤمنین علیه السلام  فرمودند: چه زود سخن و فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را فراموش کردید! ابوبکر و اطرافيانش بخوبى مى‏دانند كه خداوند  و رسولش  كسى را جز من خليفه قرار ندادند! فرستاده ابوبکر تمام سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام  را به گوش ايشان رسانيد، و براى بار دوم [به فرمان عمر] مأمور شد كه به آن حضرت بگويد: دعوت امير المؤمنين!!! أبو بكر را اجابت كن. او نيز خبر را رسانيد.

حضرت امير عليه السّلام فرمودند: سبحان اللَّه! بخدا قسم كه زمان زيادى از ارتحال رسول خدا صلی الله علیه و آله نگذشته و هنوز اين كلام رسول خدا در اذهان باقى است، و خود أبو بكر نيك مى‏داند كه لقب «امير المؤمنين» مخصوص من است، و رسول خدا وى را با شش نفر ديگر امر فرمود كه مرا به اين عنوان خطاب كنند. و او با رفيقش عمر چون منظور پيامبر را دريافتند گفتند:آيا اين دستور از جانب خدا و رسول او است؟ و رسول خدا فرمودند: «آرى، اين حقّى از جانب خدا و رسول است كه او: امير المؤمنين، و سرور مسلمانان، و پرچمدار پيشانى سفيدان از وضو است،خداوند علىّ را به روز قيامت بر صراط مى‏نشاند كه دوستانش را به بهشت داخل و دشمنانش را روانه دوزخ سازد».

با شنيدن اين سخنان آن فرستاده به سوى أبو بكر بازگشته و او را از تمام مطالب آگاه ساخت، و آن روز از وى دست كشيدند. چون شب شد وى فاطمه را بر مركبى سوار نموده و تمام آنان را به يارى طلبيد، و جز همان چهار نفرى كه قبلا گفتم {رجوع شود به صفحه احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام } هيچ يك به يارى آن حضرت نشتافت، و تنها ما بوديم كه سرهامان را تراشيده و آماده جانفشانى و يارى آن حضرت شديم.

و چون آن حضرت وضعيّت را در عدم يارى، و طرفدارى و فرمانبرى و بزرگداشت مردم نسبت به أبو بكر مشاهده فرمود، [صبورانه‏] در خانه‏اش نشست.

عمر به أبو بكر گفت: چرا كسى را نمى‏فرستى تا علىّ را وادار به بيعت كنى؟ زيرا جز او و همان چهار نفر همه بيعت كرده‏اند!. و أبو بكر نسبت به عمر نرمتر و ملايمتر و ملاحظه‏كارتر بود، و عمر تند و خشن و ستمكارتر بود. أبو بكر گفت: چه كسى را براى اين كار بفرستم؟

عمر گفت: قنفذ را به سويش بفرست!- و او برده‏اى از آزادشدگان فتح مكّه بود كه روحيه‏اى تند و خشن و ستمكار داشت و از افراد سرسخت قبيله بنى تيم بود پس او را همراه گروهى پى اين كار فرستاد، او به در خانه علىّ عليه السّلام حاضر شد و اذن دخول خواست، ولى جواب ردّ شنيد، آنان نيز اين موضوع را در مسجد به اطّلاع أبو بكر و عمر و جمع حاضر رساندند، عمر گفت: برويد آنجا؛ خواه اجازه دهد و خواه ندهد بدون اجازه وارد شويد!!. آن جماعت نيز رهسپار بيت ولىّ خدا شده و اذن خواستند، در اين هنگام حضرت صدّيقه كبرى فرمود: ورود به خانه‏ام بر شما حرام و ممنوع باد! با شنيدن اين كلام همراهان قنفذ باز گشته نزد عمر رسيده و گفتند: فاطمه ورود بى‏اجازه به منزلش را بر ما ممنوع و حرام نمود! با شنيدن اين كلام عمر به خشم آمده و گفت: ما را با زنها چه كار؟! سپس به گروهى از اطرافيانش دستور داد تا مقدارى هيزم برداشته و با او همراه شوند، تا در اطراف منزل علىّ عليه السّلام قرار دهند، و اين در حالى بود كه ولىّ خدا به همراه همسر و فرزندانش در خانه بود! سپس عمر با صدايى بلند خطاب به حضرت امير علیه السلام گفت:

بخدا سوگند يا خارج شده و با خليفه پيامبر بيعت مى‏كنى، و يا خانه‏ات را آتش مى‏زنم!.

سپس بازگشته و نزد أبو بكر نشست، در حالى كه مى‏ترسيد نكند علىّ با شمشير از منزل خارج شود، زيرا با سختى و شدّت او نيك آشنا بود. سپس به قنفذ دستور داد كه اگر خارج نشد بى‏اجازه او داخل شده و در صورت ممانعت خانه را به آتش بكشيد.

قنفذ براه افتاده و با همراهانش بى‏اجازه به خانه ولىّ خدا يورش بردند، آن حضرت‏ خواست شمشير كشد ولى مانعش شدند، و شمشيرى از آنان گرفت تا دفاع كند ولى جمعيت او را محاصره كرده و شمشيرش را ستاندند، و از اطراف آن حضرت را محاصره نموده و ريسمانى سياه بر گردن مباركش انداختند، با مشاهده اين وضع دردانه رسول خدا (فاطمه الزهرا)  بى‏تاب شده و خواست كه ميان همسرش  و آنان حائل شده و مانع شود، كه قنفذ ملعون تازيانه‏اش را به تندى بر بازوى مبارك صدّيقه طاهره فرود آورد!! اثر اين ضربه تا دم وفات در بازوى آن حضرت همچون دمبل باقى بود. در اين حال أبو بكر به قنفذ پيغام فرستاد كه علىّ را نزد من بياور، و اگر فاطمه ممانعت كرد او را بزنيد و از نزد علىّ دورش سازيد، با اين پيغام كار بالا گرفت و قنفذ با شدّت عمل بالاترى وارد صحنه شد و در نهايت با قساوت و شدّت ، دخت گرامى پيامبر را ميان فشار درب و ديوار قرار داده و شدّت اين كار بحدّى بود كه پهلوى آن بانو شكست و بچّه داخل شكم (محسن علیه السلام) سقط شد!! در اثر اين عمل ددمنشانه آن بانوى گرامى تا آخر عمر پيوسته زمين‏گير و بسترى شد تا اينكه به همين دليل مظلومانه به شهادت رسيد، صلوات اللَّه عليها.

سپس آن حضرت را به مسجد كشيدند تا اينكه نزد أبو بكر رسيدند، در آن جمع عمر با شمشير بالاى سر أبو بكر ايستاده بود و همراه او خالد بن وليد و أبو عبيده جرّاح و سالم و مغيرة بن شعبه و اسيد بن حسين و بشير بن سعد و الباقى آن مجمع در اطراف أبو بكر مسلّح شده نشسته بودند. حضرت امیرالمومنین عليه السّلام در حالى وارد مسجد شدند كه مى‏فرمود: بخدا سوگند اگر شمشيرم در دستانم مى‏بود خود در مى‏يافتيد كه هرگز بمن غالب نمى‏شديد، و بخدا سوگند كه من خود را در باب تلاش و كوشش در اتمام حجّت هيچ ملامت و سرزنشى نخواهم كرد زيرا در آن كوتاهى نكردم، اگر فقط چهل مرد با من همراهى و يارى مى‏نمودند مسلّما اين جماعت و گروهتان را بهم مى‏زدم، پس لعنت خدا بر آن گروهى كه با من بيعت نمود سپس مرا وانهاده و تنها گذاشت.

عمر با لحنى بسيار تند به آن حضرت گفت: بيعت كن! حضرت فرمود: اگر بيعت نكنم چه مى‏شود؟ گفت: اگر بيعت نكنى تو را با خوارى و ذلّت خواهيم كشت. فرمود: با اين كار بنده خدا و برادر رسول خدا را كشته‏ايد. أبو بكر گفت: بنده خدا درست است، ولى برادر رسول خدا را قبول نداريم. فرمود: آيا شما منكر پيمان برادرى ميان من و رسول خدا مى‏باشيد؟- و اين كلام را سه بار تكرار فرمود- سپس رو به آن مجمع نموده و فرمود: اى گروه مهاجر و انصار! شما را به خدا قسم، مگر نشنيديد كه در روز غدير خمّ چنين و چنان گفت؟ و در غزوه تبوك چه گفت؟- آن ولىّ خدا از گفتن هيچ كلامى كه پيامبر در شأن او در حضور امّت گفته بود دريغ نكرده و همه را تذكّر داد- و در پايان هر كدام همه تأييد كرده و مى‏گفتند: آرى بخدا درست است.

أبو بكر احساس خطر كرد كه نكند تمام مردم ياريش نموده و از او دفاع كنند، بهمين خاطر شتابان گفت: آنچه گفتى همه ما با گوشهايمان شنيده و در دل ضبط نموده‏ايم، ولى خود شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از تمام اينها فرمود: ما اهل بيت را خداوند برگزيد و كرامت بخشيد و براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد، و خداوند براى ما نخواست كه نبوّت و خلافت را جمع نمايد !!!!

حضرت امیرالمومنین عليه السّلام فرمودند : آيا جز تو فرد ديگرى از اصحاب اين كلام را شنيده؟

عمر گفت: خليفه رسول خدا راست گفت، ما نيز اين سخن را از آن حضرت شنيديم، و در پى او أبو عبيده و سالم مولا حذيفه و معاذ بن جبل نيز سخن أبو بكر را تصديق نمودند.

حضرت امير عليه السّلام فرمود: براستى همه شما به آن صحيفه ملعونه‏اى كه در خانه كعبه منعقد كرده و هم عهد شديد، كه پس از ارتحال پيامبر خلافت را از ما خانواده دور كنيد.

أبو بكر گفت: از كجا اين خبر بتو رسيده؟ آيا ما بتو گفتيم؟ حضرت خطاب به يارانش فرمود: اى زبير و اى سلمان و تو اى مقداد همه شما را به خدا و حقيقت اسلام قسم مى‏دهم آيا شما نشنيديد كه رسول خدا اين مطلب را بمن تذكّر داد كه فلانى و فلانى- تا اينكه تمام آن پنج تن را نام برد- ميان خود نامه‏اى نوشته و تعهّد نموده‏اند كه پس از من با خلافت علىّ مخالفت كنند؟! همگى آن سه نفر گفتند: بخدا آرى، همه اين مطالب را ما نيز شنيديم. و شخص شما پس از شنيدن اين سخن رسول خدا عرض نمودى: پدر و مادرم به فدايت اى پيامبر خدا، اگر اين واقعه رخ داد من چه كنم؟ و پيامبر فرمود: اگر بر آنان يار و ياورى يافتى كه با آنان جهاد نموده و ستيزه كن، و در غير اين صورت بيعت كرده و صبر كن، و خون خود را حفظ كن. حضرت امیر عليه السّلام فرمودند: بخدا سوگند اگر همان چهل نفرى كه با من بيعت نمودند نقض عهد نكرده بودند در راه خدا و براى رضاى او بخوبى با شما جهاد مى‏كردم، و بخدا سوگند كه هيچ يك از نسل شما نمى‏توانست تا روز قيامت به خلافت دست يابد.

سپس پيش از بيعت رو به قبر رسول خدا نموده و فرياد بر آورد كه: «ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ»!!.

سپس آنان دست آن حضرت را گرفته روى دست ابى بكر گذاشتند در حالى كه دست خود را مى‏كشيد، و گفتند: بيعت كرد، بيعت كرد، و اين صدا در مسجد پيچيد كه بيعت كرد! أبو الحسن بيعت كرد!! سپس به زبير گفتند: حال بيعت كن! ولى او خوددارى كرد، كه ناگاه عمر و خالد و مغيره با تعدادى ديگر به او يورش برده و شمشير را از دستش گرفته و به زمين زده و شكستند. زبير به عمر كه روى سينه‏اش نشسته بود گفت: اى پسر صُهاك حبشيّه! اگر شمشيرم در دستم بود از من مى‏گريختى. سپس زبير نيز بيعت كرد. سلمان گويد: سپس مرا گرفته و پا و گردنم را همچون كالا درهم پيچيده و محكم بستند گويى تمام اعضايم را درهم شكستند، و از سر اجبار؛ من نيز بيعت نمودم، سپس أبو ذرّ و مقداد نيز از سر اجبار بيعت نمودند، و جز علىّ و ما چهار نفر هيچ يك از امّت از سر اجبار بيعت نكرد.

در بين ما زبير از همه تندتر سخن مى‏گفت، پس از بيعت زبیر رو به عمر كرده و گفت:

اى پسر صُهاك اگر اين آزادشده‏گان ياريت نكرده بودند و شمشير بدستم بود هرگز بر من غالب نشده بودى، زيرا من از ترس و اضطراب تو باخبرم، و امروز اطراف خود جمعيتى را مى‏بينى و با تكيه بر قدرت آنان حمله مى‏كنى.

و كلام ميان آن دو بسختى بالا گرفت به سخنان زشت مبدّل گشت تا آنجا كه أبو بكر ميان آن دو را سازش داده و هر كدام دست از ديگرى برداشت.

سليم بن قيس راوى خبر گويد: من به سلمان گفتم: آيا تو بى‏هيچ كلامى با أبو بكر بيعت نمودى؟ گفت: من پس از بيعت گفتم: پيوسته دنيا بر شما حرام باد! آيا مى‏دانيد چه بلائى سر خود آورديد؟ انجام داديد و خطا كرديد، شما همچون امّتهاى گذشته رفتار نموده‏ و پيروى تمايلات و شهوات نفسانى خود را كرديد، و سنّت پيامبرتان را واگذاشته و خطا كرديد، تا آنجا كه مقام خلافت را از مركز و اهل آن خارج ساختيد. عمر به من گفت:

اكنون كه هم تو و هم رفيقت بيعت نموده‏ايد هر چه مى‏خواهى بگو. گفتم: من نيز شهادت مى‏دهم كه خود از رسول خدا شنيدم كه مى‏فرمود: بر تو و رفيقت كه با او بيعت نمودم گناه و عذابى معادل گناه و عذاب تمام امّت تا روز قيامت خواهد بود.

 

الاحتجاج  طبرسی اعلی الله درجة  صفحه ۱۹۵

کتاب سلیم  بن قیس  اعلی الله درجة   صفحه ۲۲۴


محقق طوسي درکتاب  کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد  مي گويد: چون اميرالمؤمنين عليه السلام از بيعت با ابوبکر خودداري کرد، (ابوبکر)  فرستاد تا خانه اش را با آن که فاطمه و حسن و حسين (علیهم السلام)و جماعتي از بني هاشم در آن بودند، آتش زنند…

.::متن عربی::.

عن المحقق الطوسي (ره) في کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد  : و بعث (ابوبکر) الي بيت اميرالمؤمنين عليه السلام لما امتنع من البيعة فاضرم فيه النار و فيه فاطمة والحسن والحسين و جماعة من بني هاشم…

کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص ۳۷۶ و ۳۷۷.


علامه الحلي اعلی الله درجة  : چون اميرالمؤمنين عليه السلام از بيعت سر باز زد ، ابوبکر فرستاد تا خانه ي او را آتش زنند، با آن که در آن فاطمه و حسن و حسين و جماعتي از بني هاشم بودند. علي عليه السلام را به زور بيرون آوردند، زبير هم که با او در خانه بود، شمشيرش را شکسته، او را نيز از آنجا بيرون راندند. فاطمه عليهاالسلام کتک خورد و جنيني که نامش محسن بود، سقط شد.

.:::متن عربی:::.

علامة الحلي : و بعث (ابوبکر) الي بيت اميرالمؤمنين عليه السلام لما امتنع البيعة فاضرم فيه النار و فيه فاطمة والحسن والحسين و جماعة من بني هاشم و اخرجوا عليا عليه السلام کرها و کان معه الزبير في البيت فکسروا سيفه و اخرجوه من الدار و ضربت فاطمة عليهاالسلام فالقت جنينا اسمه محسن…

 


.::: احتجاج به وسیله کتب سنی ها :::.

بلاذری سنی  (متوفی ۲۷۹ ه. ق) در کتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر جلد اوّل صفحه ۵۸۶، تحت عنوان «امرالسقیفه» در حدیث شماره ۱۱۸۴ چنین می نویسد: «ابابکر برای بیعت گرفتن از علی، به دنبال وی فرستاد، پس علی بیعت نکرد. در این هنگام عمر با شعله ای آتش روانه خانه علی شد، فاطمه در پشت درب با او مواجه شده و گفت: ای پسر خطاب! آیا تو را در حال آتش زدن خانه ام می بینم؟! عمر گفت: آری! اینکار من از دین پدر تو محکم تر است


ابن قتیبه سنی  (متوفی ۲۷۶ ه.ق)   چنین می نویسد : «پس ابوبکر،عمر را به دنبال آنها که در خانه علی جمع شده بودند فرستاد پس آنها از خارج شدن از خانه خودداری نمودند در این هنگام عمر دستور داد که: هیزم حاضر کنید و خطاب به اهل خانه گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست !باید خارج شوید والّا خانه را با اهلش به آتش می کشم . شخصی به عمر گفت :آیا می دانی که فاطمه دراین خانه است؟! عمر گفت :اگر چه فاطمه در خانه باشد!

الامامة والسیاسة  جلد ۱ صفحه ۱۲ چاپ مصر


طبری سنی (متوفی ۳۱۰ ه.ق) چنین می نویسد: زمانی که  عده ای از مهاجرین در خانه علی (علیه السلام) جمع شده بودند عمر بن الخطاب به آنجا آمد و گفت: به خدا قسم! برای بیعت خارج شوید و الاّ خانه را بر شما می سوزانم

تاریخ الاُمم و الملوک جلد ۲ صفحه ۴۴۳ 


مسعودی سنی  (متوفی ۳۴۶ ه.ق)  می گوید: … پس امیرالمؤمنین با عده ای از پیروان و شیعیانش در منزلش دست به مبارزه (منفی) زدند چون پیامبر به وی چنین دستوری داده بود در این هنگام عده ای به خانه اش حمله ور شده و به آنجا هجوم آوردند و درب خانه اش را به آتش کشیدند و او را به زور از خانه خارج کردند، آنها سیّده زنان (فاطمه(علیها السلام)) را در پشت درب فشار سختی دادند به حدی که محسن را سقط کرد

اثبات الوصیه صفحه ۱۴۲


ابن عبدربّه  سنی (متوفی ۳۲۸ ه.ق) در کتاب خود به نام «عقد الفرید» جلد ۳صفحه ۶۴، چاپ مصر چنین می نویسد. «ابوبکر به عمر دستور داد: «اگر از خارج شدن از خانه خود داری کردند با آنها به جنگ بپرداز» پس عمر با شعله ای از آتش روانه خانه فاطمه شد تا آنجا را به آتش بکشد در این هنگام عمر با فاطمه (علیها السلام) برخورد کرده فاطمه به وی گفت: ای پسر خطاب! آیا برای آتش کشیدن خانه ما آمدی؟! عمر گفت: آری! مگر آنکه با ابوبکر بیعت کنید چنانچه امت چنین کردند..


ابن ابی الحدید سنی (متوفای ۶۵۵ ه. ق) در«شرح نهج البلاغه» جلد ۲صفحه ۵۶ذاز قول جوهری چنین می نویسد: … عمر به طرف آنها حرکت کرده و به آنها گفت: قسم به آن کس که جانم در دست اوست یا اینکه برای بیعت کردن از خانه خارج شوید یا آنکه خانه را بر شما به آتش می کشیم». و همچنین در همان صفحه از قول ابوبکر جوهری می نویسد: «… در این هنگام عمر جهت آتش زدن خانه بر ایشان حمله ور شد که زبیر با شمشیر از خانه به طرف عمر خارج شد». و همچنین در جلد دوم صفحه ۵۷ از «شرح نهج البلاغه» می نویسد: «ابوبکر گفت: ای عمر، و ای خالد بن ولید: برخیزید و به مکان آنها رفته و آن دو را به نزد من بیاورید». پس آن دو به طرف خانه علی روانه شدند، عمر داخل خانه شد و خالد بن ولید در آستانه درب خانه ایستاد». لازم به ذکر است که بعضاً در سنی بودن ابن ابی الحدید شبهه کرده اند، پس در جواب می گوئیم «ذهبی» در کتاب «سیرة أعلام النبلاء» جلد ۲۳ صفحه ۲۷۴ می نویسد: «ابن ابی الحدید از کبار فضلاء و ارباب کلام و نظم و نثر و بلاغت بود و به درستی که او معتزلی بود


اسماعیل عمادالدین (متوفی ۷۳۲ ه.ق) در کتاب خود به نام «المختصر فی أخبار البشر» چاپ مصر جلد اول صفحه ۱۵۶ چنین می نویسد: «… سپس ابوبکر به عمر بن خطاب دستور داد تا علی (علیه السلام) و کسانی که با او بودند را از خانه فاطمه (علیها السلام) خارج سازد. ابوبکر به عمر دستور داد که اگر از بیرون آمدن از خانه خود داری کردند با آنها جنگ کن!» در این هنگام عمر با قطعه ای آتش به سوی خانه فاطمه(علیها السلام) روانه شد تا آنجا را به آتش بکشاند، پس فاطمه (علیها السلام) گفت: کجا ای پسر خطاب؟! آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری! مگر آنکه داخل شوید (در بیعت ابوبکر) همانطور که امت داخل شدند


 

۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
با نشر مطلب از طرُق بالا ، در ثواب نشر ، شریک باشید

لطفاً با ثبت نظر و دیدگاه خود، ما را در ثبت عقاید صحیح یاری کنید و اشتباه ما را بنویسید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

دعای کسانی که زودتر به اجابت می رسد

حضرت امام صادق عليه السلام فرمودند : پدرم ميفرمود: پنج دعا است كه از درگاه پروردگار تبارك و تعالى محجوب نگردد (و پرده و حائلى نيست كه جلوش را بگيرد)١ – دعاى امام عادل ٢ – دعاى ستم ديده كه خداى عز و جل فرمايد: هر آينه بطور مسلم انتقام تو را (از ستمكارت) بگيرم گر چه پس از زمانى

ادامه مطلب »

كسانی كه اجابت دعای ایشان به تأخیر افتد و حکمتهای آن

۱-احمد بن محمد بن أبى نصر گوید بحضرت امام ابى الحسن الرضا علیه السلام عرضكردم: قربانت:من چند سال است كه از خدا حاجتى درخواست كرده ‏ام و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانى آمده است؟فرمودند: اى احمد مبادا شیطان بر (دل) تو راهى باز كند، تا تو را ناامید كند همانا حضرت امام باقر علیه السلام مى‏فرمودند: هر

ادامه مطلب »

اطاعت محض از چع کسانی درست است ، تفسیر آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ

اطاعت از  چه کسانی طبق قرآن و احادیث ، واجب است  در آیه  ۵۹ سوره نساء  : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ  خداوند   به کسانی که ایمان آورده اند  خطاب  میکند :اطاعت کنید از خداوند و  اطاعت  کنید از رسول خدا و أُولِی الْأَمْرِ   و ابتدا  باید  أُولی الْأَمْرِ  مشخص شود  آیا معصوم

ادامه مطلب »

دعای ابو حمزه ثمالی برای سحر های ماه مبارک رمضان

دعای  ابو حمزه ثمالی  برای سحر های  ماه مبارک رمضان  از کتاب شریف اقبال الاعمال مرحوم سید بن طاووس Ğ روایت میشود : Ě Ę  إِلَهِي لَا تُؤَدِّبْنِي بِعُقُوبَتِكَ وَ لَا تَمْكُرْ بِي‏ فِي‏ حِيلَتِكَ‏ مِنْ‏ أَيْنَ‏ لِي‏ الْخَيْرُ يَا رَبِ‏ وَ لَا يُوجَدُ إِلَّا مِنْ‏ عِنْدِكَ‏ وَ مِنْ‏ أَيْنَ‏ لِيَ‏ النَّجَاةُ وَ لَا تُسْتَطَاعُ إِلَّا بِكَ لَا الَّذِي أَحْسَنَ

ادامه مطلب »

متن کامل حدیث واقعه غصب خلافت و منبر و قرآن و نام امیرالمؤمنین و…

حدیثی که از اولین کتاب شیعه نقل شده ، راوی حدیث جناب سلمان فارسی اعلی الله درجة فی الجنه است و اشاره دارد به غسل و نماز رسول خدا صلی الله علیه و آله و دعوای مهاجر و انصار بر سر خلافت و بیعت شیطان با ابوبکر در مسجد و جمع آوری قرآن کامل توسط امیر عالم و آتش زدن خانه ایشان توسط ابوبکر و عمر و پیروانشان و شهادت حضرت زهرا و شهادت حضرت محسن علیهم السلام و بیعت گرفتن به زور از امیرالمومنین علیه السلام و احتجاج ایشان بر علیه غاصبین و دفاع اصحابِ قلیل حصرت از حق آل محمد علیهم السلام و بیعت گرفتن به زور از اصحاب …

ادامه مطلب »

خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله در آخر ماه شعبان در فضیلت ماه رمضان

خطبه ای از رسول خدا صلی الله علیه و آله در فضیلت ماه مبارک رمضان که بعد از دَرک این خطبه مبارکه میل و رغبت شما برای روزه ماه مبارک رمضان صد چندان خواهد شد و هدایتی در این خطبه نهفته است که درک شدنی نیست و در انتهای خطبه از مظلومیت مولانا امیرالمومنین علیه السلام سخن فرموده اند

ادامه مطلب »

دعای علوی مصری برای دفع دشمن رَبِّ مَنْ ذَا الَّذِی دَعَاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ..

انشاء الله  همه منتظرین امام زمان علیه السلام را در  قرائت این دعای شریف  شریک نمائید این دعا صادره از  حضرت صاحب الامر ، امام زمان  ě است برای شرح نزول این دعا به صفحه ۳۳۹۹ مراجعه شود Ě رَبِّ مَنْ ذَا الَّذِی دَعَاكَ فَلَمْ تُجِبْهُ وَ مَنْ ذَا الَّذِی سَأَلَكَ فَلَمْ تُعْطِهِ وَ مَنْ ذَا الَّذِی نَاجَاكَ فَخَیَّبْتَهُ أَوْ

ادامه مطلب »

شرح نزول دعای علوی مصری که برای دفع دشمن است

برای مشاهده دعا به صفحه ۳۴۰۱ مراجعه شود دعای علوی مصری یكی از دعاهای شریف و عظیم الشأن است كه امام زمان صلواة الله  علیه و عجل الله تعالی فرجه    آن را به یكی از سادات بزرگوار به نام محمدبن علی كه سلسله نسبش به امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) می رسیده و در مصر ساكن بوده است، یاد داده اند؛ و

ادامه مطلب »

دعای صَنَمَیْ‏ قُرَیْشٍ وَ الْعَنْ صَنَمَیْ قُرَیْشٍ وَ جِبْتَیْهَا وَ طَاغُوتَیْهَا وَ إِفْكَیْهَا و ابنیهما..

این دعائی است عظیم الشّأن و رفیع المنزلة که ابن عبّاس آن را از مولای ما امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت نموده است، و این دعاء از غوامض اسرار و کرائم اوراد امیرالمؤمنین علیه السلام است که آن حضرت در روز و شب و وقت سحر میخواندند ، و آن را در قنوت نماز می خواندند و می فرمودند: کسی که این

ادامه مطلب »

مقاله در اعتبار دعای صنمی قریش

شرحی  بر  اعتبار  دعای  صنمی قریش ✅دعای عظیم صَنَمَی قریش دعایی است که در آن بطور خلاصه ظلمهایی که بر رسول خدا  و اهل بیت ایشان (صلوات الله علیهم اجمعین) انجام شده و نافرمانیهایی که از اوامر الهی شده است را بیان میکند. ✅دعای صنمی قریش، صادره از مولانا  امام امیرالمومنین علیه السلام  است ✅دعای صنمی قریش جوابی است برای

ادامه مطلب »

دعای اعتقاد از حضرت امام کاظم علیه السلام إِلَهِی إِنَّ ذُنُوبِی وَ كَثْرَتَهَا…

این دعای عظیم الشان  از  حنجره مبارک و مطهر باب الحوائج حضرت امام کاظم  علیه السلام  صادر شده و دارای  الفاظ کاملی است  و در  ذکر معارف است و  بسیار دعای  نافذی است . و هو دعاء الاعتقاد : بسم الله الرحمن الرحیم إِلَهِي إِنَّ ذُنُوبِي وَ كَثْرَتَهَا قَدْ غَيَّرَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ وَ حَجَبَتْنِي عَنِ اِسْتِيهَالِ رَحْمَتِكَ وَ بَاعَدَتْنِي عَنِ

ادامه مطلب »

درباره غسل جمعه و دعا های وارده آن

انتظار  فرج  مولانا صاحب الزمان  علیه السلام و عجل الله  تعالی فرجه  در این روز افضل اعمال است به فتوای اکثر فقها ی  شیعه، غسل جمعه مستحب مؤکد است علامه حلی، مختلف الشیعة، جلد ۱، ص۳۱۸ در اهمیت غسل روز جمعه  رسول خدا صلی الله  علیه و آله به حضرت امیرالمومنین علیه السلام  فرمودند هیچگاه غسل جمعه را ترک نکن، هر چند

ادامه مطلب »

دعایی کوتاه برای وقت سحر يُسْتَحَبُّ أَنْ يَقُولَ عِنْدَ اَلسَّحَرِ

این دعایی است برای هر سحری و مخصوصاً شب جمعه ، دارای مضامین عالی برای وقت سحر و اگر به عبارات دعا توجه شود می بینید در نیازمندی های ما که درخواست شود از خداوند ، کامل است و ان شاالله خداوند به اخلاصی کامل عنایت نمایید و چشمی باز و عقلی روشن و توفیقی رفیق و وجودی سالم و اشتیاقی به عبادتش …

ادامه مطلب »

مقاله در شرح خلاصه دعایی که حضرت صاحب علیه السلام به سفیر اولشان فرمودند

Ę دعا در غیبت امام زمان علیه السلام‏ دعائی كه در غیبت باید خوانده شود. و یکی از دعاهایی است که که به خوبی وظایف منتظران را ترسیم می‌کند و به گونه‌ای بهترین عهد ما را با وجود مقدس امام عصر عجل الله تعالی فرجه و علیه تعیین می‌کند، سند دعا  جناب شیخ  عثمان بن سعید ( اعلی الله درجة

ادامه مطلب »

دعایی کوتاه برای حفظ ایمان در زمان غیبت اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ …

دعایی دیگر برای عاقبت بخیری و هدایت و ثابت ماندن در اعتقادات صحیح و راه صحیح و برای رسیدن به هدایت ابتدا لازم است دعا کنیم و این یکی از دعا ها است

ادامه مطلب »

حِرز و دعایی نورانی و کوتاه از إمامین الهمامین الحسن و الحسین علیهُماالسلام

کسانی  که  وقت  ندارند حِرز های جامع  و بزرگ را  قرائت کنند  لااقل  این حرز های  کوتاه و  نورانی را  قرائت نمایند  تا  در حفظ خداوند باشند . و برای  بیماری و رفع هر شری از جن و انسان و حیوان و… اثر بخش است

ادامه مطلب »

پیام جدید از طرف “بخش ارت

حمیدرضا امامی منشibn.kerman@gmail.com بسم اللهاگر تمایل دارید ، فایل Word ، PDF یا عکس و… بفرستید: — روز: ۱۳۹۹-۰۱-۲۲زمان: ۹:۱۰ بعد از ظهرلینک برگه: https://www.313k.ir/کاربر عامل: Mozilla/5.0 (Windows NT 10.0; Win64; x64) AppleWebKit/537.36 (KHTML, like Gecko) Chrome/80.0.3987.149 Safari/537.36Remote IP: 5.209.170.216قدرت گرفته توسط: صفحه ساز المنتور ۰ ۰ رای ها امتیازدهی به مقاله

ادامه مطلب »

حِرز و دعایی کوتاه برای در اَمان بودن از هر بدی . أَصْبَحْتُ فِي ذِمَّةِ اَللَّهِ …

دو دعای کوتاه  که شبیه هم هستند ،  برای در امان  ماندن از هر شرّی  هر کدام را که بخوانید فرقی ندارد هر دو معتبرند ، اگر کسی به باطن آنها پی ببرد دیگر این دعاهای کوتاه را ترک نخواهد کرد

ادامه مطلب »

احتجاج امیرالمومنین علیه السلام : فردى به حضرتش گفت: چه خوب بود بعد از غصب خلافت ، مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى

ابان از سليم نقل كند كه گفت: پيرامون امير مؤمنان عليه السّلام نشسته بوديم، نزد حضرتش گروهى از اصحاب وى حضور داشتند، فردى به حضرتش گفت: اى امير مؤمنان! چه خوب بود كه مردم را به يارى خويش فرا مى‌خواندى! حضرتش برخاست و خطبه خواند و فرمود: بدانيد كه من شما را به يارى خويش خواندم برنخاستيد، اندرزتان دادم نپذيرفتيد،

ادامه مطلب »

وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، اخراج عایشه و حفصه ، نصب اسمةبن زید به فرمانده ای بر ابوبکر و عمر خبر از ۱۲ امام هدایت و خبر از دولت مهدی آل محمد علیهم السلام

در آخرین روزهای زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله حضرت خودی ها را خواستند و نا محرمان را بیرون کردند و درباره اتفاق های آینده صحبت فرمودند و از ۱۲ امام هدایت و نامهایشان سخن فرمودند و از دولت مهدی آل محمد علیهم السلام فرمودند و از شهادت حضرت صدیقه طاهر و شهادت امام مجتبی و سید الشهداء علیهم السلام سخن فرمودند

ادامه مطلب »

آیا عبادت در زمان غیبت امام علیه السلام بهتر است یا در زمان ظهور ؟

عمار ساباطى گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم: كداميك از اين دو بهتر است‌؟: عبادت پنهانى با امام پنهان از شما خانواده در زمان دولت باطل يا عبادت در زمان ظهور و دولت حق با امام آشكار از شما؟ فرمود: اى عمار! بخدا كه صدقه دادن پنهانى از صدقه دادن آشكارا بهتر است، و همچنين بخدا عبادت شما در پنهانى

ادامه مطلب »

حدیث قیام جناب زید در ابتدای صحیفه سجادیه و عدم رضای امام علیه السلام

متوكل بن هارون، راوى صحیفه سجادیه چنین مى‌گوید: یحیى بن زید بن على، نوه امام زین العابدین علیه السّلام را ملاقات كردم، در حالى كه عازم خراسان بود. به او سلام كردم و از حال پسر عموهایش در مدینه پرسید؛ خصوصا از عمویش امام باقر علیه السّلام مۆكد سۆال كرد و من وى را از حال ایشان با خبر ساختم

ادامه مطلب »

آماده باش نظامی شیعه تا ظهور است و برای صبر در این آماده باش اجر می برد

ابو عبد اللّٰه جعفى مى‌گويد:امام باقر عليه السّلام فرمود:رباط‍‌[آمادگى نظامى يا آماده باش]در ميان شما چند روز است‌؟عرض كردم:چهل روز.فرمود:ولى رباط‍‌ ما تا پايان روزگار است.هر كس مركبى را براى يارى ما آماده نگاه دارد تا آن مركب نزد اوست به اندازۀ وزن آن و وزن وزن آن،نزد خدا پاداش دارد،و هر كه سلاحى را براى يارى ما نگاه دارد

ادامه مطلب »

اشعار عربی درباره حضرت محسن علیه السلام

إليك يا محسن … يا محسن … يا مُهجة فاطمة … و قلب عليّ …. أيها الصبيب السكيب من الكوثر العذب … يا ظفيرة الشمس التي قطعتها أصابع الغدر و الظلم و الظلام … يا زُهرة ولدت مع الفجر و أطفأتها يد الجريمة … يا صيحة الحقّ المهدور …. و ضحيّة الهدي المسفوح بين الباب و الجدار … يا عذوبة

ادامه مطلب »

به چه دلیل باید اکثر دعای ما برای ظهور حضرت امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه باشد ؟

حضرت صاحب الامر علیه السلام و عجل الله فرجه  در بخشی از  حدیث  شریف فرمودند : أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَجِ‏ فَإِنَ‏ ذَلِكَ‏ فَرَجُكُم‏  ترجمه : اکثر دعای شما باید براى تعجيل در فرج باشد كه همان فرج و گشايش شما است . 📚  منابع : كمال الدين و تمام النعمة  مرحوم شیخ صدوق اعلی الله درجة ، جلد ‏۲، صفحه  ۴۸۵

ادامه مطلب »

آیا امیرالمومنین علیه السلام در جریان غصب خلافت سکوت کردند و کاری نکردند؟

امیر عالم علیه السلام بعد از دفن رسول خدا صلی الله علیه و آله شب ها حضرت صدیقه کبری و امام حسن و حسین علیهم السلام را همراه خود بر در خانه انصار و مهاجر می بردند و با آنها احتجاج می نمودند و یاد آوری میکردند فرمایشات رسول خدا صلی الله علیه و اله را و آنها هم تصدیق میکردند و متاسفانه در عمل خیانتکار بودند ..

ادامه مطلب »

دوران بارداری حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام به فاطمه اطهر علیهاالسلام و ماجرای ولادت

این حدیث شریف اشاره دارد به دوران حمل حضرت زهرای اطهر علیهاالسلام توسط مادرشان حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام و معجزات و خارق عادات در هنگام ولادت حضرت صدیقه طاهره و صحبت کردن آن بانوی عالمیان در بدو تولد

ادامه مطلب »

احادیثی درباره معرفت به حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام

این حدیث شریف درباره خلقت نورانیت حضرت فاطمه اطهر علیهاالسلام است قبل از خلقت زمین و آسمانها و از این قبیل احادیث در باب ۱۴ معصوم علیهم السلام زیاد است جای هیچ شک و شبهه در بین شیعه امامیه نیست و بلکه اغلب سنی ها هم اقرار کرده اند

ادامه مطلب »

قضاوت عجیبِ حضرت داوود علیه السلام

حدیث شریف از امیر عالم است علیه السلام درباره حضرت داوود علیه السلام که از خداوند می خواهد او را در قضاوتها کمک کند و قضاوتی در باطن داشته باشد (معجز گونه) ولی خداوند عطا نمی کند . باز حضرت بر این خواسته اسرار می کند و بعد دچار مشکلاتی می شوند

ادامه مطلب »

حِرز عظیم و شریف و جامع از حضرت امام صادق علیه السلام

این دعایی کامل و جامع و عظیمی است به نقل از کتاب های شریف  مهج الدعوات و منهج العباداتمرحوم سید بن طاووس ، المصباح للكفعمي اعلی الله مقامهما ، که بنده واقعاً نظیر آن را در کمال ندیده ام و البته حِرز دیگری هم حضرت امام صادق علیه السلام دارند که در بین مؤمنین مشهورتر است اما این حِرز جامعتر و کاملتر است و البته آن حِرز که گفتم نیز در بخش حِرز ها قرار داده شده

ادامه مطلب »