اثباتِ سرقت‌های پی‌در‌پی شیخیه از احادیث

(مصباح المعارف و الیقین هدایهً للمسترشدین)

این کتاب اثری است حدیث‌محور که با گردآوری مجموعه‌ای متقن از احادیث و استناد به کلام نورانی حضرات معصومین صلوات الله علیهم ، به اثبات و تبیین آشکار انحرافات عقیدتی شیخیه می‌پردازد تا چراغ راهی برای هدایت حق‌جویان باشد

موضوع : ماجرای غصب خلاف و بعیت گرفتن به زور شمشیر و آتش

خلاصه مطلب :مرحوم سلیم بن قیس از سلمان فارسی اعلی الله درجة روایت کرده است آنچه دیده و شنیده و بعضی ها اصرار دارند که حضرت امیر علیه السلام برای مقابله با غاصبین خلافت سکوت اختیار نموده اند و این حدیث شریف در شرح خلاف واقع بودن سکوت است ...

Ę

ثبت دیدگاه در انتهای صفحه

در کتاب سلیم بن  قیس رحمة الله علیه  از سلمان  فارسی  اعلی الله مقامه  نقل  نموده :

 

عمر به أبو بكر گفت: به دنبال علىّ بفرست تا بيعت كند، زيرا تا او بيعت نكند هيچ اعتبارى به كار ما نيست، و در صورت بيعت از شرّ او ايمن خواهيم بود، او نيز فرستاده‏اى را روانه خانه آن حضرت ساخت كه دعوت خليفه پيامبر را اجابت كرده و نزد من حاضر شو.

امام متّقين امیرالمؤمنین علیه السلام  فرمودند: چه زود سخن و فرمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را فراموش کردید! ابوبکر و اطرافيانش بخوبى مى‏دانند كه خداوند  و رسولش  كسى را جز من خليفه قرار ندادند! فرستاده ابوبکر تمام سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام  را به گوش ايشان رسانيد، و براى بار دوم [به فرمان عمر] مأمور شد كه به آن حضرت بگويد: دعوت امير المؤمنين!!! أبو بكر را اجابت كن. او نيز خبر را رسانيد.

حضرت امير عليه السّلام فرمودند: سبحان اللَّه! بخدا قسم كه زمان زيادى از ارتحال رسول خدا صلی الله علیه و آله نگذشته و هنوز اين كلام رسول خدا در اذهان باقى است، و خود أبو بكر نيك مى‏داند كه لقب «امير المؤمنين» مخصوص من است، و رسول خدا وى را با شش نفر ديگر امر فرمود كه مرا به اين عنوان خطاب كنند. و او با رفيقش عمر چون منظور پيامبر را دريافتند گفتند:آيا اين دستور از جانب خدا و رسول او است؟ و رسول خدا فرمودند: «آرى، اين حقّى از جانب خدا و رسول است كه او: امير المؤمنين، و سرور مسلمانان، و پرچمدار پيشانى سفيدان از وضو است،خداوند علىّ را به روز قيامت بر صراط مى‏نشاند كه دوستانش را به بهشت داخل و دشمنانش را روانه دوزخ سازد».

با شنيدن اين سخنان آن فرستاده به سوى أبو بكر بازگشته و او را از تمام مطالب آگاه ساخت، و آن روز از وى دست كشيدند. چون شب شد وى فاطمه را بر مركبى سوار نموده و تمام آنان را به يارى طلبيد، و جز همان چهار نفرى كه قبلا گفتم {رجوع شود به صفحه احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام } هيچ يك به يارى آن حضرت نشتافت، و تنها ما بوديم كه سرهامان را تراشيده و آماده جانفشانى و يارى آن حضرت شديم.

و چون آن حضرت وضعيّت را در عدم يارى، و طرفدارى و فرمانبرى و بزرگداشت مردم نسبت به أبو بكر مشاهده فرمود، [صبورانه‏] در خانه‏اش نشست.

عمر به أبو بكر گفت: چرا كسى را نمى‏فرستى تا علىّ را وادار به بيعت كنى؟ زيرا جز او و همان چهار نفر همه بيعت كرده‏اند!. و أبو بكر نسبت به عمر نرمتر و ملايمتر و ملاحظه‏كارتر بود، و عمر تند و خشن و ستمكارتر بود. أبو بكر گفت: چه كسى را براى اين كار بفرستم؟

عمر گفت: قنفذ را به سويش بفرست!- و او برده‏اى از آزادشدگان فتح مكّه بود كه روحيه‏اى تند و خشن و ستمكار داشت و از افراد سرسخت قبيله بنى تيم بود پس او را همراه گروهى پى اين كار فرستاد، او به در خانه علىّ عليه السّلام حاضر شد و اذن دخول خواست، ولى جواب ردّ شنيد، آنان نيز اين موضوع را در مسجد به اطّلاع أبو بكر و عمر و جمع حاضر رساندند، عمر گفت: برويد آنجا؛ خواه اجازه دهد و خواه ندهد بدون اجازه وارد شويد!!. آن جماعت نيز رهسپار بيت ولىّ خدا شده و اذن خواستند، در اين هنگام حضرت صدّيقه كبرى فرمود: ورود به خانه‏ام بر شما حرام و ممنوع باد! با شنيدن اين كلام همراهان قنفذ باز گشته نزد عمر رسيده و گفتند: فاطمه ورود بى‏اجازه به منزلش را بر ما ممنوع و حرام نمود! با شنيدن اين كلام عمر به خشم آمده و گفت: ما را با زنها چه كار؟! سپس به گروهى از اطرافيانش دستور داد تا مقدارى هيزم برداشته و با او همراه شوند، تا در اطراف منزل علىّ عليه السّلام قرار دهند، و اين در حالى بود كه ولىّ خدا به همراه همسر و فرزندانش در خانه بود! سپس عمر با صدايى بلند خطاب به حضرت امير علیه السلام گفت:

بخدا سوگند يا خارج شده و با خليفه پيامبر بيعت مى‏كنى، و يا خانه‏ات را آتش مى‏زنم!.

سپس بازگشته و نزد أبو بكر نشست، در حالى كه مى‏ترسيد نكند علىّ با شمشير از منزل خارج شود، زيرا با سختى و شدّت او نيك آشنا بود. سپس به قنفذ دستور داد كه اگر خارج نشد بى‏اجازه او داخل شده و در صورت ممانعت خانه را به آتش بكشيد.

قنفذ براه افتاده و با همراهانش بى‏اجازه به خانه ولىّ خدا يورش بردند، آن حضرت‏ خواست شمشير كشد ولى مانعش شدند، و شمشيرى از آنان گرفت تا دفاع كند ولى جمعيت او را محاصره كرده و شمشيرش را ستاندند، و از اطراف آن حضرت را محاصره نموده و ريسمانى سياه بر گردن مباركش انداختند، با مشاهده اين وضع دردانه رسول خدا (فاطمه الزهرا)  بى‏تاب شده و خواست كه ميان همسرش  و آنان حائل شده و مانع شود، كه قنفذ ملعون تازيانه‏اش را به تندى بر بازوى مبارك صدّيقه طاهره فرود آورد!! اثر اين ضربه تا دم وفات در بازوى آن حضرت همچون دمبل باقى بود. در اين حال أبو بكر به قنفذ پيغام فرستاد كه علىّ را نزد من بياور، و اگر فاطمه ممانعت كرد او را بزنيد و از نزد علىّ دورش سازيد، با اين پيغام كار بالا گرفت و قنفذ با شدّت عمل بالاترى وارد صحنه شد و در نهايت با قساوت و شدّت ، دخت گرامى پيامبر را ميان فشار درب و ديوار قرار داده و شدّت اين كار بحدّى بود كه پهلوى آن بانو شكست و بچّه داخل شكم (محسن علیه السلام) سقط شد!! در اثر اين عمل ددمنشانه آن بانوى گرامى تا آخر عمر پيوسته زمين‏گير و بسترى شد تا اينكه به همين دليل مظلومانه به شهادت رسيد، صلوات اللَّه عليها.

سپس آن حضرت را به مسجد كشيدند تا اينكه نزد أبو بكر رسيدند، در آن جمع عمر با شمشير بالاى سر أبو بكر ايستاده بود و همراه او خالد بن وليد و أبو عبيده جرّاح و سالم و مغيرة بن شعبه و اسيد بن حسين و بشير بن سعد و الباقى آن مجمع در اطراف أبو بكر مسلّح شده نشسته بودند. حضرت امیرالمومنین عليه السّلام در حالى وارد مسجد شدند كه مى‏فرمود: بخدا سوگند اگر شمشيرم در دستانم مى‏بود خود در مى‏يافتيد كه هرگز بمن غالب نمى‏شديد، و بخدا سوگند كه من خود را در باب تلاش و كوشش در اتمام حجّت هيچ ملامت و سرزنشى نخواهم كرد زيرا در آن كوتاهى نكردم، اگر فقط چهل مرد با من همراهى و يارى مى‏نمودند مسلّما اين جماعت و گروهتان را بهم مى‏زدم، پس لعنت خدا بر آن گروهى كه با من بيعت نمود سپس مرا وانهاده و تنها گذاشت.

عمر با لحنى بسيار تند به آن حضرت گفت: بيعت كن! حضرت فرمود: اگر بيعت نكنم چه مى‏شود؟ گفت: اگر بيعت نكنى تو را با خوارى و ذلّت خواهيم كشت. فرمود: با اين كار بنده خدا و برادر رسول خدا را كشته‏ايد. أبو بكر گفت: بنده خدا درست است، ولى برادر رسول خدا را قبول نداريم. فرمود: آيا شما منكر پيمان برادرى ميان من و رسول خدا مى‏باشيد؟- و اين كلام را سه بار تكرار فرمود- سپس رو به آن مجمع نموده و فرمود: اى گروه مهاجر و انصار! شما را به خدا قسم، مگر نشنيديد كه در روز غدير خمّ چنين و چنان گفت؟ و در غزوه تبوك چه گفت؟- آن ولىّ خدا از گفتن هيچ كلامى كه پيامبر در شأن او در حضور امّت گفته بود دريغ نكرده و همه را تذكّر داد- و در پايان هر كدام همه تأييد كرده و مى‏گفتند: آرى بخدا درست است.

أبو بكر احساس خطر كرد كه نكند تمام مردم ياريش نموده و از او دفاع كنند، بهمين خاطر شتابان گفت: آنچه گفتى همه ما با گوشهايمان شنيده و در دل ضبط نموده‏ايم، ولى خود شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از تمام اينها فرمود: ما اهل بيت را خداوند برگزيد و كرامت بخشيد و براى ما آخرت را بر دنيا برگزيد، و خداوند براى ما نخواست كه نبوّت و خلافت را جمع نمايد !!!!

حضرت امیرالمومنین عليه السّلام فرمودند : آيا جز تو فرد ديگرى از اصحاب اين كلام را شنيده؟

عمر گفت: خليفه رسول خدا راست گفت، ما نيز اين سخن را از آن حضرت شنيديم، و در پى او أبو عبيده و سالم مولا حذيفه و معاذ بن جبل نيز سخن أبو بكر را تصديق نمودند.

حضرت امير عليه السّلام فرمود: براستى همه شما به آن صحيفه ملعونه‏اى كه در خانه كعبه منعقد كرده و هم عهد شديد، كه پس از ارتحال پيامبر خلافت را از ما خانواده دور كنيد.

أبو بكر گفت: از كجا اين خبر بتو رسيده؟ آيا ما بتو گفتيم؟ حضرت خطاب به يارانش فرمود: اى زبير و اى سلمان و تو اى مقداد همه شما را به خدا و حقيقت اسلام قسم مى‏دهم آيا شما نشنيديد كه رسول خدا اين مطلب را بمن تذكّر داد كه فلانى و فلانى- تا اينكه تمام آن پنج تن را نام برد- ميان خود نامه‏اى نوشته و تعهّد نموده‏اند كه پس از من با خلافت علىّ مخالفت كنند؟! همگى آن سه نفر گفتند: بخدا آرى، همه اين مطالب را ما نيز شنيديم. و شخص شما پس از شنيدن اين سخن رسول خدا عرض نمودى: پدر و مادرم به فدايت اى پيامبر خدا، اگر اين واقعه رخ داد من چه كنم؟ و پيامبر فرمود: اگر بر آنان يار و ياورى يافتى كه با آنان جهاد نموده و ستيزه كن، و در غير اين صورت بيعت كرده و صبر كن، و خون خود را حفظ كن. حضرت امیر عليه السّلام فرمودند: بخدا سوگند اگر همان چهل نفرى كه با من بيعت نمودند نقض عهد نكرده بودند در راه خدا و براى رضاى او بخوبى با شما جهاد مى‏كردم، و بخدا سوگند كه هيچ يك از نسل شما نمى‏توانست تا روز قيامت به خلافت دست يابد.

سپس پيش از بيعت رو به قبر رسول خدا نموده و فرياد بر آورد كه: «ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ»!!.

سپس آنان دست آن حضرت را گرفته روى دست ابى بكر گذاشتند در حالى كه دست خود را مى‏كشيد، و گفتند: بيعت كرد، بيعت كرد، و اين صدا در مسجد پيچيد كه بيعت كرد! أبو الحسن بيعت كرد!! سپس به زبير گفتند: حال بيعت كن! ولى او خوددارى كرد، كه ناگاه عمر و خالد و مغيره با تعدادى ديگر به او يورش برده و شمشير را از دستش گرفته و به زمين زده و شكستند. زبير به عمر كه روى سينه‏اش نشسته بود گفت: اى پسر صُهاك حبشيّه! اگر شمشيرم در دستم بود از من مى‏گريختى. سپس زبير نيز بيعت كرد. سلمان گويد: سپس مرا گرفته و پا و گردنم را همچون كالا درهم پيچيده و محكم بستند گويى تمام اعضايم را درهم شكستند، و از سر اجبار؛ من نيز بيعت نمودم، سپس أبو ذرّ و مقداد نيز از سر اجبار بيعت نمودند، و جز علىّ و ما چهار نفر هيچ يك از امّت از سر اجبار بيعت نكرد.

در بين ما زبير از همه تندتر سخن مى‏گفت، پس از بيعت زبیر رو به عمر كرده و گفت:

اى پسر صُهاك اگر اين آزادشده‏گان ياريت نكرده بودند و شمشير بدستم بود هرگز بر من غالب نشده بودى، زيرا من از ترس و اضطراب تو باخبرم، و امروز اطراف خود جمعيتى را مى‏بينى و با تكيه بر قدرت آنان حمله مى‏كنى.

و كلام ميان آن دو بسختى بالا گرفت به سخنان زشت مبدّل گشت تا آنجا كه أبو بكر ميان آن دو را سازش داده و هر كدام دست از ديگرى برداشت.

سليم بن قيس راوى خبر گويد: من به سلمان گفتم: آيا تو بى‏هيچ كلامى با أبو بكر بيعت نمودى؟ گفت: من پس از بيعت گفتم: پيوسته دنيا بر شما حرام باد! آيا مى‏دانيد چه بلائى سر خود آورديد؟ انجام داديد و خطا كرديد، شما همچون امّتهاى گذشته رفتار نموده‏ و پيروى تمايلات و شهوات نفسانى خود را كرديد، و سنّت پيامبرتان را واگذاشته و خطا كرديد، تا آنجا كه مقام خلافت را از مركز و اهل آن خارج ساختيد. عمر به من گفت:

اكنون كه هم تو و هم رفيقت بيعت نموده‏ايد هر چه مى‏خواهى بگو. گفتم: من نيز شهادت مى‏دهم كه خود از رسول خدا شنيدم كه مى‏فرمود: بر تو و رفيقت كه با او بيعت نمودم گناه و عذابى معادل گناه و عذاب تمام امّت تا روز قيامت خواهد بود.

 

الاحتجاج  طبرسی اعلی الله درجة  صفحه ۱۹۵

کتاب سلیم  بن قیس  اعلی الله درجة   صفحه ۲۲۴


محقق طوسي درکتاب  کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد  مي گويد: چون اميرالمؤمنين عليه السلام از بيعت با ابوبکر خودداري کرد، (ابوبکر)  فرستاد تا خانه اش را با آن که فاطمه و حسن و حسين (علیهم السلام)و جماعتي از بني هاشم در آن بودند، آتش زنند…

.::متن عربی::.

عن المحقق الطوسي (ره) في کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد  : و بعث (ابوبکر) الي بيت اميرالمؤمنين عليه السلام لما امتنع من البيعة فاضرم فيه النار و فيه فاطمة والحسن والحسين و جماعة من بني هاشم…

کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص ۳۷۶ و ۳۷۷.


علامه الحلي اعلی الله درجة  : چون اميرالمؤمنين عليه السلام از بيعت سر باز زد ، ابوبکر فرستاد تا خانه ي او را آتش زنند، با آن که در آن فاطمه و حسن و حسين و جماعتي از بني هاشم بودند. علي عليه السلام را به زور بيرون آوردند، زبير هم که با او در خانه بود، شمشيرش را شکسته، او را نيز از آنجا بيرون راندند. فاطمه عليهاالسلام کتک خورد و جنيني که نامش محسن بود، سقط شد.

.:::متن عربی:::.

علامة الحلي : و بعث (ابوبکر) الي بيت اميرالمؤمنين عليه السلام لما امتنع البيعة فاضرم فيه النار و فيه فاطمة والحسن والحسين و جماعة من بني هاشم و اخرجوا عليا عليه السلام کرها و کان معه الزبير في البيت فکسروا سيفه و اخرجوه من الدار و ضربت فاطمة عليهاالسلام فالقت جنينا اسمه محسن…

 


.::: احتجاج به وسیله کتب سنی ها :::.

بلاذری سنی  (متوفی ۲۷۹ ه. ق) در کتاب خود به نام «انساب الأشراف» چاپ مصر جلد اوّل صفحه ۵۸۶، تحت عنوان «امرالسقیفه» در حدیث شماره ۱۱۸۴ چنین می نویسد: «ابابکر برای بیعت گرفتن از علی، به دنبال وی فرستاد، پس علی بیعت نکرد. در این هنگام عمر با شعله ای آتش روانه خانه علی شد، فاطمه در پشت درب با او مواجه شده و گفت: ای پسر خطاب! آیا تو را در حال آتش زدن خانه ام می بینم؟! عمر گفت: آری! اینکار من از دین پدر تو محکم تر است


ابن قتیبه سنی  (متوفی ۲۷۶ ه.ق)   چنین می نویسد : «پس ابوبکر،عمر را به دنبال آنها که در خانه علی جمع شده بودند فرستاد پس آنها از خارج شدن از خانه خودداری نمودند در این هنگام عمر دستور داد که: هیزم حاضر کنید و خطاب به اهل خانه گفت: قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست !باید خارج شوید والّا خانه را با اهلش به آتش می کشم . شخصی به عمر گفت :آیا می دانی که فاطمه دراین خانه است؟! عمر گفت :اگر چه فاطمه در خانه باشد!

الامامة والسیاسة  جلد ۱ صفحه ۱۲ چاپ مصر


طبری سنی (متوفی ۳۱۰ ه.ق) چنین می نویسد: زمانی که  عده ای از مهاجرین در خانه علی (علیه السلام) جمع شده بودند عمر بن الخطاب به آنجا آمد و گفت: به خدا قسم! برای بیعت خارج شوید و الاّ خانه را بر شما می سوزانم

تاریخ الاُمم و الملوک جلد ۲ صفحه ۴۴۳ 


مسعودی سنی  (متوفی ۳۴۶ ه.ق)  می گوید: … پس امیرالمؤمنین با عده ای از پیروان و شیعیانش در منزلش دست به مبارزه (منفی) زدند چون پیامبر به وی چنین دستوری داده بود در این هنگام عده ای به خانه اش حمله ور شده و به آنجا هجوم آوردند و درب خانه اش را به آتش کشیدند و او را به زور از خانه خارج کردند، آنها سیّده زنان (فاطمه(علیها السلام)) را در پشت درب فشار سختی دادند به حدی که محسن را سقط کرد

اثبات الوصیه صفحه ۱۴۲


ابن عبدربّه  سنی (متوفی ۳۲۸ ه.ق) در کتاب خود به نام «عقد الفرید» جلد ۳صفحه ۶۴، چاپ مصر چنین می نویسد. «ابوبکر به عمر دستور داد: «اگر از خارج شدن از خانه خود داری کردند با آنها به جنگ بپرداز» پس عمر با شعله ای از آتش روانه خانه فاطمه شد تا آنجا را به آتش بکشد در این هنگام عمر با فاطمه (علیها السلام) برخورد کرده فاطمه به وی گفت: ای پسر خطاب! آیا برای آتش کشیدن خانه ما آمدی؟! عمر گفت: آری! مگر آنکه با ابوبکر بیعت کنید چنانچه امت چنین کردند..


ابن ابی الحدید سنی (متوفای ۶۵۵ ه. ق) در«شرح نهج البلاغه» جلد ۲صفحه ۵۶ذاز قول جوهری چنین می نویسد: … عمر به طرف آنها حرکت کرده و به آنها گفت: قسم به آن کس که جانم در دست اوست یا اینکه برای بیعت کردن از خانه خارج شوید یا آنکه خانه را بر شما به آتش می کشیم». و همچنین در همان صفحه از قول ابوبکر جوهری می نویسد: «… در این هنگام عمر جهت آتش زدن خانه بر ایشان حمله ور شد که زبیر با شمشیر از خانه به طرف عمر خارج شد». و همچنین در جلد دوم صفحه ۵۷ از «شرح نهج البلاغه» می نویسد: «ابوبکر گفت: ای عمر، و ای خالد بن ولید: برخیزید و به مکان آنها رفته و آن دو را به نزد من بیاورید». پس آن دو به طرف خانه علی روانه شدند، عمر داخل خانه شد و خالد بن ولید در آستانه درب خانه ایستاد». لازم به ذکر است که بعضاً در سنی بودن ابن ابی الحدید شبهه کرده اند، پس در جواب می گوئیم «ذهبی» در کتاب «سیرة أعلام النبلاء» جلد ۲۳ صفحه ۲۷۴ می نویسد: «ابن ابی الحدید از کبار فضلاء و ارباب کلام و نظم و نثر و بلاغت بود و به درستی که او معتزلی بود


اسماعیل عمادالدین (متوفی ۷۳۲ ه.ق) در کتاب خود به نام «المختصر فی أخبار البشر» چاپ مصر جلد اول صفحه ۱۵۶ چنین می نویسد: «… سپس ابوبکر به عمر بن خطاب دستور داد تا علی (علیه السلام) و کسانی که با او بودند را از خانه فاطمه (علیها السلام) خارج سازد. ابوبکر به عمر دستور داد که اگر از بیرون آمدن از خانه خود داری کردند با آنها جنگ کن!» در این هنگام عمر با قطعه ای آتش به سوی خانه فاطمه(علیها السلام) روانه شد تا آنجا را به آتش بکشاند، پس فاطمه (علیها السلام) گفت: کجا ای پسر خطاب؟! آیا آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ عمر گفت: آری! مگر آنکه داخل شوید (در بیعت ابوبکر) همانطور که امت داخل شدند


 

۰ ۰ رای ها
امتیازدهی به مقاله
با نشر مطلب از طرُق بالا ، در ثواب نشر ، شریک باشید

لطفاً با ثبت نظر و دیدگاه خود، ما را در ثبت عقاید صحیح یاری کنید و اشتباه ما را بنویسید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بیشترین رأی
تازه‌ترین قدیمی‌ترین
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

اگر بگويد:رمضان،بايدبراى كفّارۀ اين گفتار،روزه بگيرد … نباید کلمه رمضان را تنها گفت باید گفته شود ماه رمضان –

بسیار رایج شده بین مردم ، حتی در بین اهل علم و منبری ها  وقتیکه از ماه رمضان سخن به میان می آورند  کلمه ماه را نمی‌گویند از این رو  احادیث زیر  بعرض میرسد : عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: كُنَّا عِنْدَهُ ثَمَانِيَةَ رِجَالٍ فَذَكَرْنَا رَمَضَانَ فَقَالَ لاَ تَقُولُوا هَذَا رَمَضَانُ وَ لاَ ذَهَبَ رَمَضَانُ وَ لاَ

ادامه مطلب »

دوران ظهور سیدی و مولای حضرت امام زمان علیه السلام

كمال الدين  ج۲ ص۶۷۰ / نوادر الأخبار  ج۱ ص۲۶۶ /اثبات الهداة  ج۵ ص۱۰۹ / بحار الأنوار  ج۵۲ ص۳۲۴ /تفسیر البرهان  ج۲ ص۷۷۰ /تفسير نور الثقلين  ج۲ ص۲۱۱ : عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ فَقَالَ وَ اَللَّهِ

ادامه مطلب »

منتخب احادیث فضیلت و عظمت روز عید غدیر خم ، عید الله اکبر

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : یوم غدیر خم افضل اعیاد امتى و هو الیوم الذى امرنى الله تعالى ذکره فیه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، یهتدون به من بعدى و هو الیوم الذى کمل الله فیه الدین و اتم على امتى فیه النعمة و رضى لهم الاسلام دینا .   رسول خدا (صلی الله

ادامه مطلب »

مقاله در اینکه چرا نباید کودکان را به مساجد ببریم و معنی کودک چیست ؟

قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمُ اَلْبَيْعَ وَ اَلشِّرَاءَ وَ اَلْمَجَانِينَ وَ اَلصِّبْيَانَ وَ اَلْأَحْكَامَ وَ اَلضَّالَّةَ وَ اَلْحُدُودَ وَ رَفْعَ اَلصَّوْتِ حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمودند: مسجدهاى تان  را از خريد و فروش و ديوانگان و کودکان و قضاوت و جستن گمشده و اجراء حدود و فرياد کشيدن دور بداريد.   ( تهذيب الاحکام شیخ

ادامه مطلب »

آداب و احکام و فضائل برادری

۱ثواب برادر یافتن داود بن سلیمان غازى گوید: از حضرت امام رضا (علیه السلام ) شنیدم كه می‏فرمودند : هر كس برادرى در راه خدا پیدا كند همانا خانه ‏اى در بهشت بدست آورده است. الأمالی (للمفید) / ، ص: ۳۶۰ ۲- حقوق برادری فَإنّهُ مِن واجِبِ الحَقِّ و صافِي الإخاءِ ، و إلاّ فَهِيَ مَوَدَّةٌ حَمْقاءُ . هرگاه يكى

ادامه مطلب »

مناقب و صلواتی زیبا برای امیرالمؤمنین علیه السلام

حضرت امام هادی علیه السلام در یک زیارت جامعه طولانی فرمودند : … اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ دَيَّانِ دِينِكَ، وَ الْقَائِمِ بِالْقِسْطِ مِنْ بَعْدِ نَبِيِّكَ، عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ إِمَامِ الْمُتَّقِينَ، وَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ، وَ يَعْسُوبِ الدِّينِ، وَ قَائِدِ الْغُرِّ اَلْمُحَجَّلِينَ، قِبْلَةِ الْعَارِفِينَ، وَ عَلَمِ الْمُهْتَدِينَ، وَ عُرْوَتِكَ الْوُثْقَى، وَ حَبْلِكَ الْمَتِينِ، وَ خَلِيفَةِ رَسُولِكَ

ادامه مطلب »

احادیث ربا و آثار پلید آن (وام ربا)

رسول خدا  صلي الله عليه و آله در حدیث طولانی فرمودند …  خداى عزوجل رباخوار و ربا دهنده و نويسنده و شاهد بر آن را لعنت كرده است مشاهده متن عربی و سند رسول خدا  صلي الله عليه و آله در حدیث طولانی فرمودند …إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَعَنَ آكِلَ اَلرِّبَا وَ مُؤْكِلَهُ وَ كَاتِبَهُ وَ شَاهِدَيْهِ… من لا

ادامه مطلب »

آخرین توقیع (نوشته) حضرت صاحب الامر علیه السلام به سفیر خاص چهارم

حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنُ بْنُ أَحْمَدَ اَلْمُكَتِّبُ قَالَ: كُنْتُ بِمَدِينَةِ اَلسَّلاَمِ فِي اَلسَّنَةِ اَلَّتِي تُوُفِّيَ فِيهَا اَلشَّيْخُ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلسَّمُرِيُّ قَدَّسَ اَللَّهُ رُوحَهُ فَحَضَرْتُهُ قَبْلَ وَفَاتِهِ بِأَيَّامٍ فَأَخْرَجَ إِلَى اَلنَّاسِ تَوْقِيعاً نُسْخَتُهُ – بسم الله الرحمن الرحيم  – يَا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ اَلسَّمُرِيَّ أَعْظَمَ اَللَّهُ أَجْرَ إِخْوَانِكَ فِيكَ فَإِنَّكَ مَيِّتٌ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ سِتَّةِ أَيَّامٍ فَاجْمَعْ أَمْرَكَ وَ لاَ تُوصِ إِلَى أَحَدٍ يَقُومُ مَقَامَكَ بَعْدَ وَفَاتِكَ فَقَدْ وَقَعَتِ اَلْغَيْبَةُ اَلثَّانِيَةُ فَلاَ ظُهُورَ إِلاَّ بَعْدَ إِذْنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذَلِكَ بَعْدَ طُولِ اَلْأَمَدِ وَ قَسْوَةِ اَلْقُلُوبِ وَ

ادامه مطلب »

احادیث نهی از ریاست طلبی و رئیس بودن

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِيَّاكَ وَ اَلرِّئَاسَةَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَطَأَ أَعْقَابَ اَلرِّجَالِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَمَّا اَلرِّئَاسَةُ فَقَدْ عَرَفْتُهَا وَ أَمَّا أَنْ أَطَأَ أَعْقَابَ اَلرِّجَالِ فَمَا ثُلُثَا مَا فِي يَدِي إِلاَّ مِمَّا وَطِئْتُ أَعْقَابَ اَلرِّجَالِ فَقَالَ لِي لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِيَّاكَ أَنْ تَنْصِبَ رَجُلاً دُونَ اَلْحُجَّةِ فَتُصَدِّقَهُ فِي كُلِّ مَا قَالَ  📚 الکافي  ,  جلد۲  ,  صفحه۲۹۸ ابو حمزه ثمالى گويد: حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند : پرهيز کن از رياست و پرهيز کن  از اينكه دنبال مردم روى، عرضكردم: قربانت گردم رياست را فهميدم و اما اينكه دنبال مردم (علمای ثقه) روم، كه من دو سوم آنچه دارم

ادامه مطلب »

احادیثی که با آیات محکم قرآن مخالف باشند ، رد میشوند

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ عَلَى كُلِّ حَقٍّ حَقِيقَةً وَ عَلَى كُلِّ صَوَابٍ نُوراً فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوه‏ 📚 المحاسن (برقی – حدود سال ۲۰۰ ه ق  معاصر با  حضرت امام جواد و حضرت هادی علیهماالسلام)  ,  جلد۱  ,

ادامه مطلب »

جدول کتابهای حدیثی شیعه و مقایسه آنها از نظر سابقه و تعداد حدیث

جدول کتب حدیثی مشهور علمای شیعه نام کتاب مؤلف معاصر با    تعداد احادیث کتاب سلیم  سلیم بن قیس هلالی حضرت امام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه ۷۸ ق ۴۸ حدیث بزرگ المحاسن احمد بن محمد برقی  حضرات امام جواد و امام هادی علیهما صلوات الله زنده در ۲۳۰ حدود ۲۶۰۴ تفسیر قمی علی ابن ابراهیم قمی  حضرت امام هادی و

ادامه مطلب »

حدیثی درباره عقل

هشام بن حكم گويد:أبو الحسن موسى بن جعفر(عليه السّلام) به من فرمود: اى هشام به راستى خداى تبارك و تعالى و اهل عقل و فهم را در كتاب خود مژده داده و فرموده(۲۰ سوره ۳۹):«مژده ده بدان بنده‌هايم كه به سخن گوش كنند و بهتر آن را پيروى نمايند،آنان هم آنهايند كه خدايشان رهبرى كرده و هم صاحبدلانند». اى هشام به راستى خداى تبارك و

ادامه مطلب »

آیا درست است لَيْسَ اَلْعِلْمُ بِكَثْرَةِ اَلتَّعَلُّمِ علم بدست نمی آید به زیادی خواندن و نوشتن

  عَنْ عُنْوَانَ اَلْبَصْرِيّ :…مَا سَأَلْتُهُ فَقَالَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ لَيْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقَعُ فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ يُبْدِيَهُ فَإِنْ أَرَدْتَ اَلْعِلْمَ فَاطْلُبْ أَوَّلاً مِنْ نَفْسِكَ حَقِيقَةَ اَلْعُبُودِيَّةِ وَ اُطْلُبِ اَلْعِلْمَ بِاسْتِعْمَالِهِ وَ اِسْتَفْهِمِ اَللَّهَ يُفَهِّمْكَ … 📚  مشکاة الأنوار في غرر الأخبار  – علی بن حسن طبرسی – قرن ششم

ادامه مطلب »

دو معجره از امیرالمؤمنین علیه السلام

روی آب رفتن مرد یهودی و ایمان آوردن او بعد از یافتن حقیقت قال: إن أمير المؤمنين عليه السّلام مرّ في‏ طريق‏ فسايره‏ خيبري‏ فمرّ بواد قد سال‏ فركب الخيبري مرطه و عبر على الماء ثم نادى أمير المؤمنين عليه السّلام: يا هذا لو عرفت كما عرفت لجريت كما جريت، فقال له أمير المؤمنين: مكانك، ثم أومأ إلى الماء فجمد

ادامه مطلب »

احادیث غیبت امام زمان علیه السلام و عجل الله فرجه

حضرت صاحب الامر علیه السلام و عجل الله فرجه  در بخشی از  حدیث  شریف فرمودند : أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَجِ‏ فَإِنَ‏ ذَلِكَ‏ فَرَجُكُم‏  ترجمه : اکثر دعای شما باید براى تعجيل در فرج باشد كه همان فرج و گشايش شما است . 📚  كمال الدين و تمام النعمة  مرحوم شیخ صدوق اعلی الله درجة ، جلد ‏۲، صفحه  ۴۸۵ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ

ادامه مطلب »

احادیث تقیه

[تفسير الإمام عليه السلام ] : قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ إِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ – لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلرَّحْمٰنُ اَلرَّحِيمُ  قَالَ اَلْإِمَامُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ إِلَهُكُمُ اَلَّذِي أَكْرَمَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلاَمُ بِالْفَضِيلَةِ وَ أَكْرَمَ آلَهُمَا اَلطَّيِّبِينَ بِالْخِلاَفَةِ وَ أَكْرَمَ شِيعَتَهُمْ بِالرَّوْحِ وَ اَلرَّيْحَانِ وَ اَلْكَرَامَةِ وَ اَلرِّضْوَانِ وَاحِدٌ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ لاَ نَظِيرَ وَ لاَ عَدِيلَ – لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ اَلْخَالِقُ اَلْبَارِئُ اَلْمُصَوِّرُ اَلرَّازِقُ اَلْبَاسِطُ اَلْمُغْنِي اَلْمُفْقِرُ اَلْمُعِزُّ اَلْمُذِلُّ اَلرَّحْمَنُ اَلرَّحِيمُ يَرْزُقُ مُؤْمِنَهُمْ وَ كَافِرَهُمْ وَ صَالِحَهُمْ

ادامه مطلب »

جزای تفسیر قرآن به رأی (رای و عقل و نظر شخصی) چیست ؟ راسخون که طبق قرآن مفسر آن هستند چه کسانی میباشند ؟

این رساله به دو موضوع پرداخته که در قسمت اول به موضوع اینکه راسخونِ در علم که قرآن در ایه ۷ سوره آل عمران  فرموده وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ  راسخون در علم فقط میتوانند قرآن را تفسیر کنند  چه کسانی هستند و در قسمت دوم می پردازیم  به موضوع اینکه کسی که قرآن را به رای

ادامه مطلب »

دعایی برای برآورده شدن حاجت که تمسک به بسم الله الرحمن الرحیم دارد

حضرت امام صادق علیه السلام  فرمودند : هرگاه حاجتی داشتی [برای برآورده شدنش] سه روز: چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را روزه بگیر و آنگاه که نماز جمعه را به‌جاآوردی این دعا را بخوان: اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ  اَلْحَيِّ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ مِلْءَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ مِلْءَ اَلْأَرْضِ وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ  اَلَّذِي لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْحَيُّ اَلْقَيُّومُ  اَلَّذِي عَنَتْ لَهُ اَلْوُجُوهُ وَ خَشَعَتْ لَهُ اَلْأَبْصَارُ وَ أَذِنَتْ لَهُ اَلنُّفُوسُ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ثُمَّ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَكَ تُجَابُ

ادامه مطلب »

احادیثی در اینکه گرفتاری ها و حوادث و بلا ها برای پاک شدن گناه شیعیان است …

حضرت إمام صادق عليه السّلام فرمودند : و چه بسا!برخى از شيعيان ما،در آغاز كار، [بِسْمِ‌ اَللّٰهِ‌ اَلرَّحْمٰنِ‌ اَلرَّحِيمِ‌] را (فراموش كند و)واگذارد!نتيجة؛خدا بگرفتارى و بلا،دچارش كند براى اينكه؛آگاه و بيدارش سازد!تا شكر و ثناى او بجاى آورد.و در آن گرفتارى و بلا،لكّۀ ننگ و تقصير و كوتاهى او را-بهنگام ترك[بسم اللّٰه]-از او،بزدايد!.(همچون؛داستان زير:) هر آينه؛عبد اللّٰه بن يحيى،بحضور أمير

ادامه مطلب »

حدیث نزول نماز در معراج

شيخ فقيه ابو جعفر محمّد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه قمى مصنّف اين كتاب مى‌گويد: پدرم و محمّد بن الحسن بن احمد بن الوليد رضى اللّٰه عنهما از سعد بن عبد اللّٰه از محمّد بن عيسى بن عبيد،از محمّد بن ابى عمير و محمّد بن سنان از صباح سدى و سدير صيرفى و محمّد بن نعمان مؤمن

ادامه مطلب »

مبحث بلا و صبر و رضا و علل فقر و غنی

عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَنَسٍ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَنْ جَبْرَئِيلَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ وَ مَا تَرَدَّدْتُ فِي شَيْءٍ أَنَا فَاعِلُهُ مِثْلَ تَرَدُّدِي فِي قَبْضِ نَفْسِ اَلْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ اَلْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَهُ وَ لاَ بُدَّ لَهُ مِنْهُ وَ مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدِي بِمِثْلِ أَدَاءِ مَا اِفْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ لاَ يَزَالُ عَبْدِي يَبْتَهِلُ إِلَيَّ حَتَّى

ادامه مطلب »

سوره حمد تفسیر آیه (۱) – بسم الله الرحمن الرحیم

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (۱) [به نام خداوند رحمتگر مهربان] (( آیه بسم الله الرحمن الرحیم جزء جدا نشدنی از سوره حمد است )) از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در باره سبع المثانی و قرآن عظیم پرسیدم: آیا سبع المثانی، سوره فاتحه است؟ فرمود: بله. عرض کردم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» در شمار این هفت آیه است؟ فرمود:

ادامه مطلب »

مقاله ای در باب تسلیم و در اعتراض به ابداعات در دین خدا و عزاداری امام حسین علیه السلام و …

بعضی وقتها اعمال دوستان و موالیان اهل بیت علیهم السلام مغایر با احادیث و دستورات ایشان است و بی شک احادیث مستند همه صادره از خداوند هستند ، در این زمان دیگر سخن علما خریدار ندارد. امروز هر به اصطلاح شیعه ، خود یک فقیه شده است. خودشان بدون در نظر گرفتن فرمایشات آل محمد علیهم السلام تعیین میکنند که

ادامه مطلب »

یک سئوال :رسول خدا ص برای چند روز که از مدینه خارج میشدند همیشه یک نفر را جانشین خود قرار میدادند  حالا  چطور شده که سنی ها میگویند پیغمبر ص بعد از شهادت ، وصی و جانشین معیین نکردند ؟

در این مقاله میپردازیم به اینکه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله آیا هر وقت برای جنگ و یا امری دیگر از مدینه خارج میشدند جانشین داشته اند ؟ ما از کتب علمای سنی این مطالب را بیان میکینم  تا سنی ها  به فکر فرو روند  و شیعیان دور باور ، باور کنند که  پیغمبر ص برای  برای

ادامه مطلب »

تقویم – ۲۵ ربیع الاول – صلح حضرت امام مجتبی علیه السلام با معاویه ملعون

۱- صلح حضرت امام مجتی الحسن بن علی علیهما السّلام قراداد حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام با معاویه ملعون در ۲۵ ربیع الاول بوده (تتمه المنتهی: ص ۴۱ ۴۰ فیض العلام: ص ۲۲۵. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۱۵۵. مستدرک سفینه البحار: ج ۵، ص ۲۱۳) که شامل موارد زیر بود: ۱ – به  امیرالمؤمنین علی علیه السّلام

ادامه مطلب »

تقویم – ۲۳ ربیع الاول – ورود با برکت حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام به قم

  ورود حضرت فاطمه معصومه علیها السّلام به قم در این روز در سال ۲۰۱ ه’ کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام اللَّه علیها به قم تشریف فرما شدند که ۱۷ روز قبل از رحلت آن حضرت است. (نظر به اینکه رحلت آن حضرت در ۱۰ ربیع الثانی است و حضرتش ۱۷ روز در قم اقامت گزیده اند، روز ۲۳

ادامه مطلب »

تقویم – ۱۷ هفدهم ربیع الاول – ولادت دو نور…

 ۱ – ولادت صلّی اللَّه علیه و آله به اتفاق علمای شیعه، در این روز هنگام فجر روز جمعه در مکه معظمه ولادت با سعادت حضرت سیّد الانبیاء محمّد مصطفی صلّی اللَّه علیه و آله واقع شده است. ولادت آن حضرت با سلطنت انوشیروان عادل مقارن بود و در آن سال اصحاب فیل هلاک شدند. (کشف الغمه: ج ۱، ص

ادامه مطلب »

تقویم – ۱۴ چهاردهم ربیع الاول – روز به درک واصل شدن یزید ملعون

۱ – مرگ یزید بن معاویه لعنة الله علیهما در سال ۶۴ ه’ در شب چهارهم ربیع الاول یزید بن معاویه بن ابی سفیان در سن ۳۹ سالگی یا ۳۷ سالگی به درکات جحیم شتافت. (مستدرک سفینه البحار: ج ۴، ص ۶۷. تقویم المحسنین: ص ۱۶. فیض العلام: ص ۲۱۵. زاد المعاد: ص ۳۴۵ . بحار الانوار: ج ۹۵، ص

ادامه مطلب »

تقویم – ۱۲ دوازدهم ربیع الاول – چهار واقعه –

۱ – آغاز وجوب نماز در سال اول هجرت در این روز نماز در حضر و سفر واجب شد. (مسار الشیعه: ص ۳۰. منتخب التواریخ: ص ۵۵) ۲ – ورود رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله به مدینه در غروب این روز پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بعد از هجرت از مکه وارد مدینه طیبه شدند، و در

ادامه مطلب »

تقویم – دهم ۱۰ ربیع الاول – ۴ واقعه رخ داده – ازدواج نورانی حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله با حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام

ازدواج رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله با حضرت خدیجه کبری علیها السّلام رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله ۱۵ سال قبل از هجرت با حضرت خدیجه کبری سلام اللَّه علیها ازدواج نمودند. (فیض العلام: ص ۲۱۱. قلائد النحور: ج ربیع الاول، ص ۶۷. منتخب التواریخ: ص ۲۰. زاد المعاد: ص ۳۴۴. مصباح المتهجد: ص ۷۳۲. بحار الانوار:

ادامه مطلب »

تقویم – نهم ربیع الاول – قتل ع

قتل ع … در آخر شب نهم ربیع الاول سال ۲۳ ه’ عمر  از دنیا…. رفته است  مدینه المعاجز: ج ۲، ص ۹۷  این روز روز شادی اهل بیت علیهم السّلام و انبیاء و ملائکه و ساکنان اعلی علیین و دوستان امیر المؤمنین علیه السّلام و اولاد طاهرین ایشان است چرا که در این روز نفرین حضرت صدیقه کبری فاطمه

ادامه مطلب »

تقویم – هشتم ربیع الاول – شهادت جانسوز حضرت اباالحجة ، امام الزکی الحسن العسکری علیهماالسلام

شهادت امام عسکری علیه السّلام امام حسن عسکری علیه السّلام در سال ۲۶۰ ه’ در سن ۲۸ سالگی به دست معتمد عباسی به شهادت رسید. (ارشاد: ج ۲، ص ۳۳۶. کشف الغمه: ج ۲، ص ۴۰۲. مستجاد: ص ۲۲۶. اقبال: ص ۵۹۸. فیض العلام: ص ۲۰۷. زاد المعاد: ص ۳۳۴. کافی: ج ۲، ص ۵۶۱. مصباح کفعمی: ج ۲، ص

ادامه مطلب »

تقویم – پنجم ربیع الاول – هجوم به خانه وحی و وفات حضرت سکنیه علیهاالسلام

اول – هجوم به خانه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام – شهادت مظلومانه حضرت محسن علیه السلام در این ایام هجوم به خانه وحی !!  بین پنجم  تا هفتم  ربیع بوده .  زبیر و عده ای دیگر در منزل امیر المؤمنین علیه السّلام جمع شده بودند . آن روز زبیر شمشیر کشید تا عمر را بکشد.  (توحید صدوق: ص ۷۳. احتجاج:

ادامه مطلب »

وقایع ماه ربیع الاول – روز اول – پنج واقعه

۱ – دفن بدن مطهر صلّی اللَّه علیه و آله احتجاج: ص ۷۴ خصال شیخ صدوق: ص ۳۷۲. اختصاص شیخ مفید: ص ۱۷۱ :  در نیمه شب اول ربیع الاول بدن مطهر خاتم الانبیاء و المرسلین صلّی اللَّه علیه و آله را امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام دفن فرمودند. مصیبت و فاجعه شهادت رسول خدا صلّی اللَّه

ادامه مطلب »

آخر ماه ربیع الثانی روز به درک رفتن خالد بن ولید ملعون

مرگ خالد بن ولید در روز آخر ربیع الثانی خالد بن ولید بن مغیره مخزومی به اسفل السافلین جهنّم شتافت. (وقایع الشهور: ص ۹۱) او ۲۰ سال بعد از بعثت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در اواخر زندگانی آن حضرت، به همراه عمروعاص به ظاهر اسلام را قبول کرد. ابوبکر او را حاکم شام کرد، و عمر او را

ادامه مطلب »

۲۵ ربیع الثانی – معاویه پسر یزید ملعون خود را از خلافت برکنار کرد

خلع معاویه بن یزید خود را از خلافت هنگامی که یزید بن معاویه در ۱۴ ربیع الاول سال ۶۴ ه’ به درکات جحیم شتافت، فرزندش معاویه به جای وی نشست. او پس از چهل روز در ۲۵ ربیع الثانی بر فراز منبر رفت و خطبه خواند و اعمال پدران خود را یاد کرد، و بر جد و پدر خود لعنت

ادامه مطلب »